X
تبلیغات
دانش
دانش
علمی - سیاسی - اجتماعی - مذهبی

روز ۲۲ تیرماه امسال مصادف با ولادت حضرت علی اکبر (ع) روز جوان نام گذاری شده تا حداقل یک روز هم که شده دور از هرگونه شعارزدگی، کمی بیشتر به دغدغه های این بخش مهم و موثر از جامعه توجه شود و به یادمان بیاید که جوانان در جریان تحولات مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و...در کشور همیشه نقش موثر و قابل توجهی ایفا گردد.

جوانی دنیای تحول است، دنیای بحران و دنیای تغییر و تحولات جسمی و غریزی که سبب بروز حالات روحی و دگرگونی عواطف می شود. اما جوان ایرانی نگران آینده است.عقده های او بر هم انباشته شده و اکثر روزنه ها و راهها به روی او بسته شده، نه بازار کار و نه تشکیل خانواده. وقتی به آن بحران های روحی و غریزی بحبوحه جوانی را هم بیفزائیم، حاصل آن افسردگی یا سرخوردگی یا طغیان و پرخاشگری خواهد شد. جوان بدون توجه به ابعاد پیچیده مشکل و این که از عهده فرد، خانواده و یک سازمان نیز خارج بوده و نیازمند یک عزم ملی و زمان طولانی است که شاید این زمان یکی دو نسل را هم سپری کند، تنش های خود را به خانواده منتقل می کند و عصبیت های خانوادگی یکی دیگر از نتایج و پیامدهای مشکل فوق خواهد بود، بدون اینکه هیچ گرهی گشوده شود. بلکه فقط بر گره ها و معضلات افزوده می شود.

به طوریکه امروزه خانواده ایرانی به علت نوع مدارس و دانشگاه های رنگارنگ موجود و لذا حل مشکلات مربوط به آموزش فرزندانشان،باید به فکر کار برای دلبندانشان نیز باشند. چراکه با وضعیت اقتصادی کنونی که اقتصاد ایران دچار رکود تورمی است و باتوجه به بخشنامه های و دستورالعمل های موجود نه کار خصوصی آنچنان رونقی داشته و نه دولت جذب نیروی آنچنانی دارد.

واقعیت این است که به علت افزایش روزافزون دنیای ارتباطات، دیگر جوان امروزی با جوان دیروز فرق دارد; هم از نظر دیدگاه و هم نیازها.جوان امروزی چه درست و چه غلط خواسته هایشان نسبت به گذشته زیاد شده، شرایط زندگی باعث شده که سطح توقعاتشان بالا رود، چرا که آنها خواهان سر و وضع مناسب و درآمد مکفی هستند، درآمدهای جزئی نمی تواند آنها را راضی کند.

در حال حاضر در جامعه تنوع زیادی در کالا و اجناس به وجود آمده است، جوانان در محاصره این تنوعات قرار گرفته اند و می بینند که فقط عده محدودی می توانند از این امکانات استفاده کنند،استفاده از وسایل و امکانات برای جوان امروزی ارزشمند است، با وجود این وسایل و در اختیار داشتن آنها، جوانان احساس ارزشمندی می کنند و بدون داشتن آنها خود را بی ارزش می دانند. در این میان، برنامه ریزی برای ازدواج بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی هیچ سودی نمی تواند داشته باشد. به طوری که افزایش باورنکردنی آمار طلاق در شهرها و حتی روستاهای کشور خود گویای عمق فاجعه است.

در پایان باید گفت در صورت توجه و استفاده بهینه و موثر از پتانسیل ها و توانمندی های جوانان، روند رسیدن به توسعه، تسریع و بهبود می یابد; اما بی توجهی و نبود برنامه مناسب برای تحقق مطالبات جوان و حرکت به سوی زندگی مناسب تر،سبب افزایش مشکلات و چالش های متعدد در جامعه می گردد. به امید روزی که هر جوان ایرانی به آرزوهایی معقولی و دست یافتنی که مدنظر خود دارد، برسد ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط ت . ب |

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد ?هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم?؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:؟اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...؟

حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه ?قصر بنى مقاتل؟ گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى?انا لله و انا اليه راجعون? گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:?فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين?پس باكى از مرگ در راه حق نداريم

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط ت . ب |

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

و لقد كتبنا في‌الزبور من بعدالذكر ان‌الارض يرثها عبادي الصالحون

از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش
 زده‌ام فالي و فريادرسي مي‌آيد

بنفسي انت من مغيب لم يخل منا

جانم فداي تو باد كه از ما غايبي ولي ما از تو غايب نيستيم و بر ما و بر اعمال ما شاهدي.

موضوع مهدويت و مسئله حكومت جهاني آن حضرت كه مأموريت بسط عدل در سراسر كره زمين را دارد از موضوعات و مباحث دل‌انگيز براي بشريت امروز مي‌باشد. خصوصاً پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و و رنسانس دوباره اسلام در عرصه سياست جهاني بشر امروز در زماني زيست مي‌كند كه انواع ظلم‌ها و ستم‌ها را تحمل كرده و لي با تبليغ مخالف آن مورد هجوم واقع مي‌شود نوع نگرش امريكا و ديگر قدرتهاي جهان تصرف منابع و به تاراج بردن سرمايه‌هاي ديگر كشورها و ملل است ولي با شعار اعطاء آزادي به ديگر كشورها هجوم مي‌برند بنابراين بشريت امروز ظلمي را متحمل مي‌شود كه شعار ظلمه بسط دمكراسي و آزادي‌ انسان در آن سرزمينهاست. مي‌توان گفت به‌دليل ظلم مضاعف زورمداران و اربابان ثروت در جهان امروز سبب گرايش بيشتر مردم به مباحث مهدويت و ظهور منجي عالم شده است. در نقطه مقابل هم گرايش به منجي موعود در ميان بشريت براي صاحبان قدرت و سلطه جهاني بسيار مخاطره‌انگيز و ترس‌آلود است برهمين اساس با اين تفكر از تمام جوانب به مخالفت برمي‌خيزند و درصدد تخيلي جلوه دادن آن هستند و حال آنكه قرآن كريم وعده حتمي خداوند متعال را چنين بيان مي‌دارد:

يقيناً‌ بدانيد كه ما در زبور «كتاب حضرت داود(عليه‌السلام)» نوشته‌ايم پس از آنكه اين مطلب را در تورات نيز نوشته بوديم: كه حتماً ‌بندگان صالح وارث زمين خواهند شد.

اين آية كريمه حكايت‌كننده اين مطلب است كه در كتابهاي آسماني زبور و تورات و قرآن موضوع حكومت انسانهاي شايسته بر سراسر زمين امري حتمي‌الوقوع است زيرا وعده خداوند متعال(حق) است. روزي خواهد آمد كه بندگان صالح كه از نظر قرآن مسلمين راستين هستند حكومت واحد صالحان را بر همه نقاط زمين برقرار مي‌سازند.

با توجه به آيه فوق و آيات ديگر از قبيل آية ‌55 سوره نور مي‌توان دريافت كه خداوند حكومت واحد بر سراسر زمين را به مؤمنان و صالحان وعده داده است و اين وعده درصورتي تحقق خواهد شد كه امام آن صالحان و مؤمنان نيز ظهور كند و رهبري آن جامعه با شعار توحيد و يكتاپرستي را برعهده گيرد همچنانكه در حديثي از پيامبر اكرم (صلي‌الله‌وعليه‌وآله) نقل شده است كه حضرت فرمودند: حكومت آنها بر سراسر زمين براساس توحيد و پرستش خداي يكتا و نفي هرگونه شرك است: فلا يبقي علي وجه‌الارض احد الاقال لااله‌الاالله. با توجه به اوضاع جهاني و ظلم مستمر بر بشريت امروز و از طرفي وظيفه سنگين مسلمانان در عصر حاضر به‌نظر مي‌رسد مسلمانان بايد بر عهد خود با امام زمان (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) باقي مانده و بر آن اصرار ورزند تا مقدمات ظهور تكميل شود و جامعه بشري لايق ديدن آن جمال بي‌مثال شود. تذكر اين نكته بسيار ضروري است كه كساني مي‌توانند در عصر ظهور به تكليف و وظائف خويش عمل نمايند كه در عصر غيبت به عهد و پيمان‌هاي خود با امام (عليه‌السلام) عمل كرده‌ باشند. اهم وظائف در زمان حاضر را مي‌توان چنين برشمرد:

1. افزايش و تحكيم معرفت بيشتر و عميق‌تر نسبت به امام(عليه‌السلام):

يوم ندعوا كل اناس بامامهم
اعرف امامك قانك اذا عرفت لم يضرك تقدم هذاالامر او تأخر

2. بازكاوي و شناسائي وظائف و تكاليف خود نسبت به حضرت ولي‌عصر(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)

3. يـاد حضـرت «ولا تنسنا ذكره» و حضـور در مجـالـس و مكـانهـائـي كه توسل به حضرت مي‌شود

4. دعا براي فرج حضرت: اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم

5. تنها ولايت و سرپرستي او را پذيرفتن و دل و سر به او سپردن

6. دوري از گناهان و انجام فرائض و آراستگي به اخلاق نيكو
مـن سـره ان يـكون مـن اصـحاب القـائم، فلينتظـر وليعمـل بـالـورع و محـاسن الاخلاق و هو منتظر

7. به مفهوم واقعي انتظار فرج داشتن

افضل اعمال امتي انتظار الفرج من‌الله عزوجل

انتظار، آماده‌باش و تحصيل آمادگي‌هاي لازم براي رسيدن به اهداف و خواسته‌هاي موردنظر است. انتظار يك حالت روحي صرف نيست بلكه با توجه به رواياتي كه آن را افضل‌الاعمال يا احب‌الاعمال مي‌داند يك حالت روحي جاري و ساري است كه از معرفت برخاسته و به اقدام و عمل مي‌انجامد كه بدون جزء ‌اخير آن حقيقت آن تحقق نمي‌يابد برهمين اساس است كه گفته مي‌شود: انتظار آمادگي آدمي در سه بعد شناخت،‌ عاطفه و رفتار و تحول در سه حوزه وجودي بينشي و گرايش و عمل انسان است.
طوبي لمن ادرك قائم اهل‌بيتي و مقتد به قبل قيامه...
خوشا به‌حال كسي كه قائم از اهل‌بيت را درك كند و قبل از قيامش به او اقتدا و تأسي نمايد. بايد انسان زندگي خود را بر مدار رضايتمندي حضرت تنظيم نمايد،‌ بايد مهدي‌زيست بود و از عدالت‌خواهي و بسط و گسترش آن گرفته تا خوراك و پوشاك و زندگي فردي و اجتماعي و جاي جاي زندگي به او تأسي نمود تا بتوان منتظر واقعي بود.

8. پيروي از ولي‌فقيه زمان:
اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة‌الله عليهم.
در زمان حاضر بيشتر حملات دشمن برعليه ركن ركين قابل اتكاء در زمان غيبت امام عصر(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) كه همان ولايت فقيه و التزام عمل داشتن به زمان او مي‌باشد. بر منتظران واقعي فرض است كه از دستور امام عصر(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) در پيروي از ولي‌فقيه زمان كوشا باشند.

نتيجه‌ آنكه:

اطاعت امام يعني زمينه ظهور حضرت را فراهم ساختن

اطاعت امام يعني بسط عدالت و فرهنگ آن در جامعه

اطاعت امام يعني تلاش در جهت اصلاح خود و جامعه

اطاعت امام يعني حاكميت ولايت معصوم(عليه‌السلام) در فكر، انديشه،‌ عاطفه و احساس با اقدام و عمل براساس آن

اطاعت امام يعني جلوه و تبلور عيني خواست امام(عليه‌السلام) در سراسر زندگي فردي و اجتماعي

اطاعت امام يعني برنامه ريزي راهبري نظام در جهت اهداف امام(عليه‌السلام) و قرار گرفتن تمام نهادها و اركان نظام در همين راستا.

در يك كلام اطاعت امام زمان(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) يعني تنظيـم حـركـت انسـان و جـامعـه به غايت رسيدن به خدا براساس الگوي ارائه شده در قرآن و سنت.

ديشب گله زلفش با باد همي گفتم
صد باد صبا آنجا با سلسله مي‌رقصند
 گفتا گنهي بگذر زين فكرت سودائي
اين است حريف اي دل تا باد نپيمائي

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط ت . ب |
 قيام مسجد گوهرشاد
قيام مسجد گوهرشاد

روز 21 تير 1314 قيام مردم مشهد در اعتراض به سياستهاي ضداسلامي رضاخان در صحن مسجد گوهرشاد سركوب شد.اين قيام زماني شكل گرفت كه رضاخان دين ستيزي را به اوج خود رسانده و درصدد بود تا سنتهاي مذهبي وقوانين اسلامي رامحو و نابود كند و فرهنگ غربي رابه جاي آن بنشاند.
رضاخان در پيگيري اين سياست دستور داده بود تا حجاب از سر زنان مسلمان برگيرند، مردان كلاه غربي به سر كنند، روحانيون لباس روحانيت را از تن بيرون كنند و...
در واكنش به اين سياست، روحانيون و مردم مسلمان در هر نقطهاي به مخالفت برخاستند ولي در اين ماجرا مشهد پيشقدم شد و قيام شكوهمندي در دل تاريخ به ثبت رسيد.
علما و روحانيون مشهد طي جلساتي پنهاني تصميم گرفتند بااين حركت رضاخان مقابله كنند و او را از اين كار بازدارند. در يكي از اين جلسات پيشنهاد شد آيت الله حاج آقا حسين قمي به تهران برود و در مرحله اول با رضاخان مذاكره نمايد تا شايد بتواند او را از اجراي تصميماتش باز دارد. وقتي آيت الله قمي به تهران آمد، بلافاصله از سوي حكومت دستگير و ممنوعالملاقات شد. ساير روحانيون نيز در مساجد و مجالس، به آگاه كردن مردم پرداختند. مسجد گوهرشاد از جمله مكانهاي تجمع مردم بود. اجتماعات مردم در اين مسجد هر روز بيشتر ميشد وشهر حالت عادي خود را از دست ميداد وسخنرانان نيز به ايراد بيانات آتشين ميپرداختند.
همزمان با بازداشت حاج آقا حسين قمي، در مشهد نيز به دستور حكومت، روحانيوني همچون شيخ غلامرضا طبسي و شيخ نيشابوري دستگير شدند. صبح روز جمعه 20 تير 1314 نظاميان مستقر در مشهد براي متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و به روي آنان آتش گشودند و تعداد زيادي را كشتند و زخمي كردند، ولي مردم مقاومت كرده و سربازان نيز بنا به دستوري كه به آنها رسيده، مراجعت كردند. به دنبال اين حادثه مردم اطراف مشهد با بيل وداس و... به سوي مسجد حركت كردند.
فرداي آن روز جمعيت زيادتري در مسجد گوهرشاد تجمع كردند وعليه اقدامات دولت اعتراض نمودند. سران نظامي و انتظامي مشهد اين بار بنا به دستور رضاخان باتجهيزات كامل و افراد فراوان در نقاط حساس مستقر شدند و تفنگها، سلاحهاي خودكار و حتي توپهارا به منظور سركوب مردم به ميدان آوردند. در حوالي ظهر مأمورين نظامي وانتظامي از هر سو به مردم هجوم آورده و در داخل مسجد به كشتار آنان پرداختند. در اين واقعه تعداد بسياري شهيد، مجروح و بازداشت شدند.
كشتار مردم در اين مسجد به اندازهاي بود كه به نقل از شاهدان عيني 56كاميون جنازه از صحنه كشتار خارج كردند. يك روز پس از اين فاجعه عمليات دستگيري علما و روحانيون آغاز شد و تعداد كثيري از آنان بازداشت و روانه زندان شدند.
قيام مسجد گوهرشاد براي هميشه در دفتر اقدامات سلسله پهلوي ثبت شد. گفتني است اين قيام يك سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به تركيه و در پي مشاهده بي بند و باري وبي حجابي زنان تركيه توسط وي، به وقوع پيوست.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط ت . ب |

مروه شهیده حجاب

بنام خدا

سلام برمهدی فاطمه

امروزدرتقویم به نام روزعفاف وحجاب نامگذاری شده.اهمیت این مبحث به حدی است که علاوه بر کتبمذهبی دینی فرهنگی واجتماعی درایران کشورهای خارجی به خصوص دشمنان دین مبین اسلام آن رادردرجه اولیه امورخودقراردادند وموردبرنامه ریزی قرارگرفته.کشورهایی که خودرابه ظاهرمدافع حقوق بشرمی دانندودم ازآزادی بیان وحمایت ازبشریت وحقوق انسانهامی زنند به هنگام عمل سکوت می کنندویابی تفاوتی نشان می دهند.نمونه های آشکارآن رادرترکیه فرانسه ،کانادا،نروژ،آمریکا واخیراآلمان مشاهده کرده ایم.

واین روزهانمونه دردناک ان شهیده حجاب مروه الشربینی است.که همانطورکه درسیمامشاهده نمودید تیراندازی به همسرمروه نیزکارماموران امنیتی  دادگاه آلمان بود.

براستی جرم مروه چه بود؟آیا به جزدفاع ازحریم عفاف وحجاب بود؟وچراباید جواب حمایت ازحق خودرااینچنین ببیند؟آیافقط ایران ومصربایدازاین شهیده دفاع کنند؟چراکشورهای مدافع حقوق بشرسکوت وبی تفاوتی به خرج داده اند؟اینهابحث کارشناسی داردکه ازحوصله وبلاگ خارج است امابه مروربه دلیل اهمیت موضوع حجاب وعفاف ورفع تبعیض نژادی به آن خواهیم پرداخت.

بازیگر زن مصری با حجاب شد

در سال‌های اخیر، رشد گرایش‌های دینی در کشور مصر باعث شده تعداد قابل توجهی از ستاره‌های زن سینما و همچنین مجموعه‌ای از گویندگان تلویزیونی مصر با حجاب شوند.


در این بین محجبه شدن هنرمندان زن، در بسیاری از کشورها به ویژه کشور مصر، رشد فزاینده‌ای داشته است.
«صابرین جنابی» یکی از این بازیگران است. از دانشگاه آداب، لیسانس فلسفه دارد و در سریال‌هایی مانند «هاله و درویش‌ها»، «سفر ابوعلا بشری»، «شب دستگیری فاطمه»، «دنیا گلی سپید» و ... بازی کرده است.

صابرین در گفتگو با روزنامه‌ی «القدس العربی» ضمن تکذیب نقش داشتن ایران در گرایش خود به حجاب تصریح کرد: همچنین اینکه گفته می‌شود بازگشت من به بازیگری بعد از کناره‌گیری‌ام از هنر، به واسطه‌ی پول‌های‌ ایرانی بوده است، کذب محض است.

وی در پاسخ به این سوال که چرا دعوت به اجرای برنامه‌های دینی را نمی‌پذیرید؟ گفت: «هر کس که دو کتاب مطالعه کرده باشد، نمی‌تواند برنامه دینی اجرا کند، امروز در برنامه‌سازی دینی هرج و مرج عجیبی حاکم است. از طرف دیگر علاقه‌مندم در شبکه‌های متنوعی که برنامه‌های هدفمند و سازنده دارد کار کنم، نه شبکه هایی که مخاطب را زده و خسته می‌کند».

این هنراین هنرپیشه‌ی مصری در پاسخ به این سول که چگونه با همسرت رفتار می کنی؟ افزود: « زنانی را که نظر خود را تحمیل می‌کنند، دوست ندارم.
 من از همسرم تبعیت می‌کنم پیشه‌ی مصری در پاسخ به این سول که چگونه با همسرت رفتار می کنی؟ افزود: « زنانی را که نظر خود را تحمیل می‌کنند، دوست ندارم. من از همسرم تبعیت می‌کنم ولی تلویزیون مصر، فقط زنان شروری را نشان می‌دهد که به همسرشان خیانت کرده‌اند یا به موی سرشان مباهات می‌کنند. مشکلاتی را که سریال‌ها مطرح می‌کنند، در زندگی ما وجود خارجی ندارد. من سریال‌ها را دنبال می‌کنم ولی نمی‌توانم به هیچ یک از رفتارهای سریال‌ها عمل کنم. غیر از بلند کردن موهای زنان، چیزی آموزش نمی‌دهند! ما فقط الگوهای بد را به زنان ارایه کرده‌ایم. به شکل کلّی زن باحجاب باید الگو باشد و صاحب نظر و هدف‌دار باشد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط ت . ب |
 
 بیست و یکم تیرماه در تقویم جمهوری اسلامی ایران، مصادف با روز ملی عفاف و حجاب است.
عفاف و حجاب در دین مبین اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اسلام به‌عنوان آخرین دین الهی برای حفظ فرد و جلوگیری از انحرافاتی که سرچشمه‌ی آن‌ها بی‌حجابی، بی‌عفتی و عدم رعایت پوشش صحیح می‌باشد. برنامه‌ای ارائه داده که شامل همه‌ی افراد بشر اعم از مرد و زن است.
اهمیت ندادن به عفاف و حجاب از سوی برخی از زنان و هم‌چنین کم‌توجهی مسئولان و متولیان امور فرهنگی به اجرای آن در جامعه، آثار زیان‌بار فردی و اجتماعی جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت و ممکن است به‌تدریج بنیادهای ارزشی و اخلاقی را سست و متزلزل کند و زمینه‌های انحطاط فرهنگی و معنوی را فراهم سازد.
این‌چنین مناسبت‌هایی، فرصتی مغتنم برای توجه بیش از پیش به این فریضه‌ی الهی و فهم اهمیت و ضرورت آن از خلال بیانات ارزشمند قافله‌سالاران دینی ماست.

مبارزه با حجاب اسلامی زنان مسلمان در كشورهای اسلامی هیچگاه یك پدیده درونی نبوده و منشأ بیرونی داشته است. این پدیده، تهاجمی استعماری با هدف مسخ هویت اسلامی مردم، ایجاد انشقاق و جدائی در میان ملل مسلمان، ترویج فرهنگ غرب، رواج ابتذال در جوامع اسلامی و نهایتاً انهدام اساس استقلال مسلمانان می‌باشد.

«همفری» كارشناس و جاسوس معروف انگلستان در كشورهای اسلامی كه از فعالان رواج فرهنگ غربی در میان ملل مسلمان می‌باشد، در كتاب خاطرات خود به موارد متعددی از خصوصیات مسلمانان از جمله اعتقاد به مبانی اسلامی، حفظ حجاب اسلامی، استحكام كانونهای خانواده و تبعیت فرزندان از روش پدران و نیاكان اشاره كرده و لزوم مبارزه با این مبانی و ارزش ها را مورد تأكید قرار داده است. وی كه مأمور اعزامی وزارت مستعمرات انگلیس به كشورهای اسلامی بوده، از بی‌حجابی و برداشتن حجاب زنان و رواج بی‌بند و باری به عنوان یكی از مؤثرترین روش ها در مبارزه با استقلال ملت های مسلمان یاد كرده است. توصیه‌های «همفری» در بسیاری از كشورهای اسلامی توسط دولت هائی كه به دربار لندن و یا متحدان اروپائیش وابسته بوده‌اند، به اجرا گذارده شده است.

اسماعیل پاشا در مصر كه در 1863 میلادی بر تخت سلطنت نشست در 1870 به آزادی زنان با مفهوم اروپائی آن در كشورش رسمیت داد. در الجزایر نیروهای اشغالگر فرانسوی برای در هم شكستن انقلاب مردم، از جمله به مبارزه علیه حجاب زنان روی آوردند. در تركیه، مقابله با حجاب اسلامی از نخستین برنامه‌های كمال آتاترك برای اسلام‌ زدائی بود. این برنامه‌ای بود كه در كنار سایر تصمیمات از جمله منسوخ‌كردن دادگاه های شرعی، تعطیل مدارس علوم دینی، جایگزین كردن قوانین اروپایی به جای نظام شریعت، رواج رسم‌الخط لاتین، تغییر تاریخ هجری به میلادی، اعلام تعطیلی یكشنبه‌ها به جای جمعه‌ها و ... به اجرا گذارده شد. در افغانستان نیز امان‌الله خان با تأسیس «انجمن حمایت از نسوان» در 1928، بانی مبارزه با حجاب زنان مسلمان آن كشور گردید.

كشف حجاب در ایران

كشف حجاب در ایران نیز پدیده خودجوش داخلی نبود و محرك‌های خارجی داشت. این پدیده ناشی از تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم غربی تحت عنوان «تجددخواهی» در میان ایرانیان، به ویژه كسانی است كه افكار و زندگی غربی را تجربه كرده‌اند. در این بین اراده دولتمردان نقش مكمل داشته و در اشاعه آن تأثیر بسزایی داشته است.

براساس شواهد تاریخی اولین نشانه‌های كشف حجاب از دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد. مسافرتهای شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپائی در انتقال فرهنگ آن دیار به كشور و در ابتدا به دربار و دارالخلافه تأثیر به سزایی داشت. به تدریج موضوع كشف حجاب در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفكری و اشعار شعرا نفوذ كرد و درمطبوعات منعكس شد.

این وضعیت كم و بیش تا پایان دوره قاجار ادامه داشت. میل حكام قاجار به كشف حجاب و مقاومت خانواده‌ها سبب شد تا پدیده كشف حجاب به غیر از دربار و محافل نزدیك به شاه، رشد چندانی نیابد. هر چند در اواخر دوره قاجار و در جریان نهضت مشروطه و پس از آن، سیاسیون «نوگرا» و «منور‌الفكر» گام هایی در حذف پوشش اسلامی بانوان و اشاعه بی‌حجابی در جامعه برداشتند و نویسندگان و شعرایی چون ایرج میرزا، میرزاده عشقی، عارف قزوینی و ملك‌الشعرای بهار در این زمینه‌ها قلم فرسایی كردند. آنان مشروطه را به معنای تجدد خواهی خوانده و بی‌حجابی را از مظاهر تجددخواهی قلمداد كردند.

طراحان و منادیان كشف حجاب می‌دانستند كه برای رسمیت بخشیدن به این پدیده باید زمینه‌های لازم ابتدا در كانون های خانواده فراهم آید. از دید آنان مخالفت مرد با بی‌حجابی همسر در معابر عمومی عامل اصلی عدم پیشرفت كشف حجاب بود.

از این رو، برنامه‌های اولیه درجهت تغییر ذهنیت سرپرست خانواده تدوین شد و سپس جنبه رسمی و قانونی یافت. در وهله نخست از كاركنان دولت آغاز كردند، زیرا آنان در كنترل دولت بودند و دولت نظارت بیشتری بر رفتار آنان داشت. از سوی دیگر، پذیرش این تغییرات توسط آنان، می‌توانست راه را برای پذیرش سایر افراد جامعه نیز هموار كند.بدین منظور و برای رسمیت یافتن كشف حجاب، قانون اتحاد شكل البسه و تبدیل كلاه در چهار ماده و هشت تبصره در جلسه 6 دی 1307 و در سومین سال پادشاهی رضاخان ـ دوره هفتم قانونگذاری مجلس شورای ملی ـ به تصویب رسید. گرچه بسیاری از روحانیون از جمله مراجع، ائمه جمعه، مفتی‌های اهل سنت و ... از این مقررات مستثنی شدند، امّا اجرای این قانون با مقاومت‌ گسترده‌ای در تهران و چند شهر دیگر روبرو شد و روحانیون نیز پیشتاز این مخالفتها بودند.

 تشكیل جمعیت بیداری نسوان ـ دی 1305ـ ترویج دكلته و منع چادر از سوی ملكه، حضور خانواده سلطنتی با وضع زننده در قم ـ نوروز 1307ـ ، مسافرت امان‌الله خان افغان به همراه همسرش ثریا به ایران ـ خرداد 1307ـ و حضور تعدادی از زنان افغانی همراه آنها كه در میهمانی ها حجاب را رعایت نمی‌كردند و در بازگشت به افغانستان نیز با لباس و كلاه اروپایی از شهرهای ایران عبور می‌كردند، از نشانه‌های گرایش دربار رضاخان به كشف حجاب بود.

در 1310 ش. مجلس شورای ملی ورود هیأتی از سوی «جامعه ملل» را برای جلوگیری از آنچه كه «تجاوز به حقوق زن در شرق» خوانده می‌شد، صادر كرد.

در این سال به دستور رضاخان «زنان باید در برداشتن حجاب خود آزاد باشند و اگر فردی یا ملایی متعرض آنان شد، شهربانی باید از زنان بی‌حجاب حمایت كند.

تشكیل «كنگره زنان شرق» در 1311 ش. در تهران و دعوت از زنان بی‌حجابِ كشورهای دیگر از دیگر گام های رضاخان برای مبارزه با حجاب بانوان بود. در این كنگره كه به ریاست «شمس پهلوی» برگزار شد، از بی‌حجابی به عنوان مظهری از تمدن یاد شد ودر مورد آن تبلیغات فراوان به عمل آمد.

استفاده از مراكز تعلیم و تربیت و ایجاد مدارس آموزشی به سبك اروپا از دیگر عوامل زمینه‌ساز كشف حجاب در ایران عصر رضاخان بود. گرچه سابقه ایجاد این مدارس نیز به دوره ناصرالدین شاه باز می‌گشت، امّا رضاخان در آستانه اعلام كشف حجاب، مشوق توسعه این مدارس بود. سفر رضاشاه به تركیه در خرداد 1313 و مشاهدات وی از بی‌حجابی در آن كشور، او را در پی‌گیری روند مقابله با حجاب مصمم‌ تر ساخت. رضا شاه در جریان این سفر به سفیر كبیر ایران «مستشار الدوله صادق» گفت:

«ما عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان اقدام كنیم.»

و در 11 آذر 1314 به محمود جم رئیس‌‌الوزرا گفت:

«نزدیك دو سال است كه این موضوع ـ كشف حجاب ـ سخت فكر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتی كه به تركیه رفتم و زنهای آنها را دیدم كه «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در كارهای مملكت به آنها كمك می‌كنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. 5

رضا شاه در 22 اردیبهشت 1314 «جمعیت زنان آزادیخواه ایران» را تحت ریاست شمس پهلوی به عنوان گام تازه‌ای برای پیشبرد روند بی‌حجابی در كشور تأسیس كرد. در مرحله بعد وزارت داخله برای ایجاد هماهنگی بیشتر میان لباس متحدالشكل مردان و كشف حجاب زنان، مقررات جدیدی در مورد نوع پوشش وضع كرد. سپس شاه نیز به وزرا و نمایندگان مجلس اعلام كرد كه حذف حجاب زنان را آغاز كنند. در قدم اول بی‌حجابی از زنان وزرا، معاونان، وكلا و مسئولان كشور آغاز شد.

حكومت، قانون كشف حجاب را پیش از اعلام رسمی آن در 17 دی 1314، به ولایت ابلاغ كرده بود. این قانون در مرحله اجرا با مقاومت های خونینی روبرو شد و قیام در مسجد گوهر شاد در تیر 1314 از نمونه‌های آن است.

آیت‌ الله قمی، آیت‌الله شیخ عبدالكریم حائری، آیت‌الله سید یونس اردبیلی، آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری، آیت‌الله حجت كوه‌كمره‌ای و آیت‌الله میرزا محمد آقازاده از جمله مراجع وعلمای سرشناس بودند كه نسبت به اقدامات رضاخان در ترویج بی‌حجابی شدیداً اعتراض كردند. بسیاری از علما و روحانیون نیز در اعتراض به كشف حجاب تبعید شدند.

در 17 دی 1314 رضاشاه با همسر و دختران كشف ‌حجاب كرده خود، در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی حضور یافت.  همه‌ی مسئولان كشوری كه در این جشن دعوت شده بودند، طبق یك برنامه از پیش طراحی شده با همسران بدون حجاب خود شركت كردند. رضاشاه در سخنانی در این مجلس اظهار داشت:

«باید خیاط‌ها و كلاه دوزها را تشویق كرد كه مدهای قشنگ به بازار بیاورند. ما میله‌های زندان را شكستیم. حالا خود زندانی آزاد شده وظیفه دارد كه برای خودش به جای قفس، خانه قشنگی بسازد.  »

مراسم روز 17 دی 1314 در حقیقت رسمیت بخشیدن به كشف حجاب در كشور بود. پس از آن، مطبوعات به تجلیل از این رویداد پرداختند و بی‌حجابی را آزادی زن، تجدد او و همتایی‌اش با پیشرفت و ترقی مردم اروپا تلقی كردند.

كشف حجاب در سالهای باقی مانده حكومت رضاخان اجباری بود و حجاب اسلامی مظهر عقب‌ماندگی شمرده می‌شد. به همین دلیل نیز، برداشتن چادر از سر زنان به اجبار، بخشی از وظیفه مأموران انتظامی شده بود.كشف حجاب بسیاری از مفاسد اخلاقی در جامعه را در پی داشت و خشم بسیاری از مردم به ویژه قشر مذهبیون را برانگیخت. بسیاری از زنان مؤمنه، برای حفظ حجاب از منازل خارج نمی‌شدند و خود را در خانه حبس كردند. بسیاری نیز تلاش می‌كردند تا حجاب خود را در كوچه و خیابان، به دور از چشم مأمورین، حفظ كنند. پس از سقوط رضا شاه، ظاهراً قید اجبار از كشف حجاب برداشته شد، امّا مطبوعات حكومتی همچنان در ستایش اقدام رضاخان قلم می‌زدند و درباره مظاهر «تمدن» و «تجددخواهی» و «عقب‌نماندن از پیشرفت اروپائیها» مطلب می‌نوشتند. برنامه كلی حكومت نیز در دوره‌ی حكومت پهلوی دوم همچنان تبلیغ بر بی‌حجابی بود و باكسانی كه علیه آن اقدام می‌كردند و یا تبلیغ به حجاب در برنامه‌هایشان بود، برخورد می‌شد. این در حالی بود كه تعداد بسیاری از زنان كه در دوره‌ی رضاخان به اجبار از پوشش اسلامی محروم شده بودند، در دوره پهلوی دوم و در پی آزادی‌های نسبی سال‌های اول پس از سقوط رضاخان به حجاب اسلامی خود باز گشتند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 توسط ت . ب |

عطر ولادت

امام زین العابدین علیه السلام در تاریخ پنجم شعبان سال 38 هجری قمری در شهر مدینه چشم به جهان گشود.

پدر بزرگوار امام زین العابدین، حضرت امام حسین علیه السلام امام سوم شیعیان جهان و مادر گرامی آن حضرت ـ چنان که مشهور است ـ شهربانو دختر یزدگرد آخرین پادشاه سلسله ساسانیان و از نوادگان انوشیروان است. او از بهترین زنان عصر خویش محسوب می شده است.

ماجرای ازدواج مادر امام زین العابدین علیه السلام

پس از شکست یزدگرد سوم و فتح ایران، شهربانو به مدینه آورده شد. چون خواستند وی را بفروشند. امیرمؤمنان علیه السلام آنها را از این عمل بازداشت و پیشنهاد فرمود که شهربانو به اختیار خود، شخصی را به همسری خویش انتخاب کند و مهریه او نیز از بیت المال پرداخته شود. شهربانو امام حسین علیه السلام را برگزید. امیرمؤمنان علیه السلام از این انتخاب بسیار خوشحال شد و فرزند خود امام حسین علیه السلام را به نکوداشت و احسان در حق وی بسیار توصیه کرد. ثمره این ازدواج، امام زین العابدین علیه السلام است.

ازدواج امام زین العابدین علیه السلام

امام زین العابدین علیه السلام با بانوی محترمی که کنیز بود، ازدواج کرد. این عمل ایشان به دنبال ازدواج پدرگرامیش امام حسین علیه السلام به منظور مبارزه با سنت غلطِ ازدواج نکردن با اسیران صورت گرفت، چون در آن زمان اهالی مدینه برای خود عار می دانستند که با کنیز ازدواج کنند و صاحب فرزند شوند. امام زین العابدین علیه السلام با این عمل خداپسندانه ـ که موجب حرمت و آزادی کنیزان می شد ـ موجب رواج این روش پسندیده در جامعه آن روز گردید.

القاب امام زین العابدین علیه السلام

امام علی بن الحسین علیه السلام دارای القاب بسیاری هستند که معروفترین آنها سجاد و زین العابدین است. مردم گوهرشناس و عارفان حق جو ـ آن هم نه تنها شیعیان بلکه همه کسانی که در دوران سیاه و خفقان آمیز آن زمان، در پی گوهری شب افروز بودند ـ ایشان را با القابی چون سید عابدان، پیشوای زاهدان، مهتر پرهیزگاران، امام مؤمنان، زیور صالحان و چراغ شب زنده داران می خواندند و این همه، نه از سر تملق طمع و غلو، بلکه از سر صدق بود. در واقع هر یک از القاب حضرت علیه السلام نشان دهنده کمال نفس، ایمان، تقوی و اخلاص ایشان و بیان کننده اعتقاد و اعتماد مردم به آن امام همام است.

ویژگی های امام زین العابدین علیه السلام

علی بن الحسین علیه السلام در کلیه صفات بارز انسانی و اخلاق و فضیلت در حد کمال بوده است. آن حضرت در زمان خویش عالی ترین، پارساترین، بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می رفته و دارای زبانی گویا و فصیح و برخوردار از اخلاق کریمه بوده اند. ایشان با مردم بسیار مهربان و نسبت به فقرا و نیازمندان بسیار بخشنده بودند. شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می داد تا آنجا که یزید بن معاویه پس از «واقعه حرِّه» که دستور داد کلیه اهالی مدینه با وی بیعت کنند تنها امام زین العابدین علیه السلام را از این فرمان استثنا کرد.

نیکی و کمک پنهانی

امام زین العابدین علیه السلام پسرعمویی داشتند که گاه به آزار و اذیت امام می پرداخت. با وجود این، امام زین العابدین که از وضعیت علیه السلام مالی وی مطلع بود برای حفظ آبرو و حیثیت اجتماعی او، شبانه به صورت ناشناس به وی کمک مالی می کرد و مبالغی را در اختیار او می گذاشت. او که از این امر خبر نداشت از امام زین العابدین شکوه می کرد و به بدگویی آن حضرت می پرداخت که امام به او کمک نمی کند و به یاد او نمی باشد.

پناهگاه درماندگان و مأمن پناهجویان

در حمله وحشیانه سپاهیان بنی امیه به سرکردگی «شرف بن عقبه» به مدینه و قتل عام آن شهر، زنان و کودکانی که فرصت فرار نیافته بودند پناهگاه و مأمنی مطمئن تر از خانه امام زین العابدین علیه السلام نیافتند. از این رو تا پایان جنگ و عقب نشینی سپاه شرف بن عقبه در خانه آن حضرت ماندند. امام علیه السلام نیز از آنها پذیرایی کردند و حتی لباس مورد نیاز پناه آورندگان را در اختیار آنان قرار دادند.

تهجد و نماز شب حضرت

امام زین العابدین علیه السلام به عبادت، تهجد و نماز شب بسیار اهمیت می داد، به نحوی که در هیچ شرایطی، خواه مسافرت و غیر مسافرت آن را ترک نمی کرد. همین که پاسی از شب می گذشت از خواب بر می خاست، مسواک می زد، وضو می گرفت و به نماز می ایستاد، اگر در مسافرت نمازهای مستحبی روز را نتوانسته بود به جا آورد، آنها را در شب به جا می آورد. یکی از بستگان ایشان می گوید: هیچ گاه در شب برای او رختخوابی پهن نکردم. آن حضرت خواندن نماز شب را به سبب فضیلت بسیارش، همواره به اطرافیان سفارش می فرمود.

راه رفتن

امام زین العابدین علیه السلام هنگام راه رفتن با متانت، وقار و آرامش خاصی راه می رفت و بی آنکه کبر و غروری از خود نشان دهد چنان مستقیم القامه و بدون توجه به چپ و راست راه می پیمود که گویی بر فراز سرش مرغی نشسته است. دستهای خود را به جلو و عقب حرکت نمی داد و با سکون و آرامی به راه خود ادامه می داد.

عبادت و معرفت الهی

امام زین العابدین علیه السلام در معرفت و زهد و عبادت جای پدر بزرگوارش حضرت امام حسین علیه السلام را گرفته بود و ویژگی های آن حضرت از افکار، احساس، رفتار امام زین العابدین هویدا بود. در معرفت الهی چنان بود که هنگام وضو چهره اش تغییر می یافت و به زردی می گرایید، وقتی از آن حضرت، علت این تغییر را می پرسیدند می فرمود: می دانید پس از گرفتن وضو در محضر چه شخص با عظمتی حاضر می شوم!

نیکی پنهان

پاسخگویی به نیازهای ضروری افراد امری پسندیده و مورد تأکید اسلام است. امّا کمک به دیگران و رفع نیازهای مادی آنان نباید موجب لطمه به شخصیت و آبروی آن ها گردد. چنانکه رعایت این مهم را امام زین العـابدین بـه خوبی مدنظر داشتند آن حضرت در شبهـای تـاریک جهت یاری فقرا به راه می افتـاد و بـا انبانی بر پشت به در خانه های مستمندان می رفت و با صورت پوشیده به آنان نان و غذا و پول مرحمت می فرمود و ناشناس به خانه باز می گشت. این امر تا زمان رحلت حضرت ادامه داشت و با چشم از جهان فروبستن آن حضرت مردم دریافتند که کمک های شبانه از سوی آن حضرت بوده که در اختیار نیازمندان قرار می گرفته است.

رعایت مادر

با آن که امام زین العابدین علیه السلام از هر کس نسبت به مادر خود بیشتر احسان می نمود به نیکی رفتار می کرد، ولی اغلب از خوردن غذا با وی امتناع می کرد وقتی علت را جویا شدند و به وی گفتند شما که از هر کس بیشتر به مادر خود عشق می ورزید و به وی نیکی می کنید چرا از غذا خوردن با او خودداری می کنید. حضرت در پاسخ فرمود: من به خاطر ادب و احترام مادرم با آن بزرگوار غذا نمی خورم زیرا بیم آن دارم که لقمه ای دست برم که مادرم زودتر متوجه او شده و قصد خوردن آن را داشته باشد.

گرامی داشت دانش پژوه

امام زین العابدین علیه السلام برای علم و طالبان آن اهمیت خاصی قائل بود و در تجلیل آنها آمده، چون دانشوری بر وی وارد می شد می فرمود: آفرین بر کسی که به سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل کرده است. آن گاه می افزود طلب کننده و جویای علم و دانش از زمانی که از خانه خارج می شود به هیچ تر و خشکی قدم نمی گذارد مگر آن که همه آنها او را مورد تسبیح و ستایش قرار می دهند.

کمک پنهان به نیازمندان

امام زین العابدین علیه السلام هرشب به یکصد خانه سر می زد و به دست مبارک خود به درماندگان و مستمندانی که بخاطر آبرو و نجابت اظهار فقر نمی کردند، انفاق می کرد. ایشان خود به تنهایی و بدون کمک هیچ کس دیگر انبان غذا را بر پشت مبارک حمل می کرد و بین نیازمندان تقسیم می کرد تا مبادا کسی بجز خود وی از راز مردم محتاج و نیازمند با خبر شود و آبروی آنها به خطر افتد.

ذلت ناپذیری

در نزد انسان های بزرگ منش دستیابی به رفاه، اگر بر بهای ذلت پذیری و خوار شمردن باشد، هرگز روا و پذیرفته نیست. چنانکه امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند: من دوست ندارم نعمت های بزرگ را به چنگ بیاورم در حالی که اندک ذلتی را در راه آن بر خویشتن هموار سازم.

ارزش کمک به نیازمندان

در اسلام کمک به نیازمندان و دستگیری از آنان، بسیار با اهمیت و ارزشمند شمرده شده است. در اهمیت کمک به همنوع و برطرف ساختن نیاز مردم، همین بس که امام زین العابدین علیه السلام قبل از آنکه به نیازمندی کمک نماید، نخست دست او را می بوسید. وقتی دلیل آن را می پرسیدند، می فرمود: این دست شخص نیازمند نیست که من می بوسم، بلکه در حقیقت دست خداست که بر آن بوسه می زنم. زیرا ارزش کمک به نیازمند چنان است که کمک قبل از آنکه به دست وی برسد، به دست خدا رسیده است.

جذبه امام زین العابدین علیه السلام

در منابع اسلامی آمده است کسی که از خدا بترسد و مرتکب معصیت او نگردد، خداوند خشیت و جذبه ای از وی در دل مردمان می اندازد که همواره تحت تأثیر آن قرار داشته باشند. در تاریخ آمده است که از زهری پرسیدند آیا تاکنون علی بن الحسین را ملاقات کرده ای؟ گفت: بله، او را دیده ام. آن گاه افزود، باید بگویم که به راستی کسی را با فضیلت تر از او ندیدم. به خدا سوگند کمتر کسی را می شناسم که بتواند محبت او را مخفی نگه دارد و یا اگر از دشمنان او باشد، قادر باشد دشمنی خود را نزد او آشکار سازد. شخصیت معنوی، عظمت روحانی و جذبه آن حضرت چنان بود که عبدالملک بن مروان قسم می خورد زمانی که علی بن الحسین بر من وارد شد، ترس و وحشت بدنم را به لرزه انداخت.

علم امام زین العابدین علیه السلام

امام زین العابدین علیه السلام در زمان خود، در دانش های مختلف سرآمد بود، به طوری که در تاریخ آمده است آنچه فقها و دانشمندان از علوم گوناگون از آن حضرت علیه السلام نقل کرده اند خارج از شمار است. ادعیه، مواعظ، احکام شرعی، تحلیل حوادث و وقایع و دیگر علوم، از جمله دانش هایی که حضرتش به جویندگان آنها، آموزش و انتقال دادند. گستره این علوم به قدری است که گفته شده اگر بخواهیم به شرح آنها بپردازیم دامنه وسیعی از مسائل دینی و علمی را در بر می گیرد.

شجاعت امام زین العابدین علیه السلام

امام زین العابدین علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی های مثبت شخصیتی زبانزد عام و خاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، جرأت و شهامت، از کمالات بارز ایشان به شمار می آید. به طوری که سخنان آن بزرگوار در پاسخ به گفته های عبیدالله سفّاک و خون ریز که حضرت را به مرگ تهدید می کند، دلیل روشنی بر شهامت و شجاعت و کرامت نفس آن امام همام علیه السلام به شمار می آید. امام علیه السلام قاطعانه خطاب به وی می فرماید: مرا تهدید به مرگ می کنی در حالی که نمی دانی شهادت برای ما، عادی، افتخارآمیز و مایه کرامت است نه موجب خفّت و ترس. هم چنین سخنرانی دلیرانه آن حضرت علیه السلام در برابر یزید و یادآوری سرانجام همراه با ذلت و خواری برای او، شاهد دیگری بر شجاعت و عزت نفس آن امام عظیم الشأن است.

شیوایی سخنان امام زین العابدین علیه السلام

سخنان امام سجاد در طول زندگی، به ویژه سخنرانیهای ایشان در راه کوفه، شام و مدینه، دلیل روشنی بر شیوایی گفتار آن حضرت است. نگاهی به صحیفه سجادیه و توجه به سخنان آهنگین و زیبا و ادبیات دل انگیز همراه با محتوای عمیق آن که حاوی لطایف و حقایق الهی و زندگی ساز است، همه بیانگر شکوه و عظمت روح آن بزرگوار و اندیشه برتر و نفس سلیم آن امام علیه السلام می باشد؛ به گونه ای که فصاحت کلام و بلاغت بیانات آن حضرت، در طول تاریخ، ادبای عرب را به شگفتی انداخته و محتوای آنها، اندیشمندان و خردورزان را به تأمل و تفکر واداشته است.

رفتار با حیوانات

امام زین العابدین علیه السلام نه تنها به انسان ها عشق می ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می کرد که حیوانات نیز از رفتار انسانی و الهی آن حضرت بهره مند بودند. به طوری که ایشان با وجود سفرهای متعدد از مدینه به مکه، در هیچ یک از آنها حیوان بارکش خود را مورد صدمه قرار نداد و آن را مضروب نساخت و اگر حیوان به کندی حرکت می کرد، با اشاره به تازیانه ای که در دست داشت آن را وادار به راه رفتن می کرد؛ به نحوی که در طول بیست مرتبه سفر به حج حتی یکبار تازیانه ای بر بدن مرکب خود وارد نساخت.

روحانیت و جذبه امام زین العابدین علیه السلام

در تاریخ آمده است در مراسم حج هشام بن عبدالملک از فرط ازدحام جمعیت هرچه تلاش کرد تا خود را به حجرالاسود برساند و آن را زیارت نماید نتوانست. به ناچار به گوشه ای رفت و منتظر ماند تا جمعیت کمتر شود. در همین هنگام، ناگهان وی و اطرافیانش مشاهده کردند امام زین العابدین علیه السلام به قصد زیارت حجرالاسود پیش می آید و مردم برای آن حضرت راه می گشایند و او را به نشانه تجلیل به یکدیگر نشان می دهند و چشم ها به قصد نگاهی به آن چهره ملکوتی و روحانی، به سوی ایشان دوخته می شود. در این میان، شخصی از هشام پرسید: او کیست که این گونه مورد تکریم مردم و توجه آنان است. هشام که نمی خواست حقارت راه نیافتن به حجرالاسود را تحمل کند خود را به تجاهل زد و گفت: او را نمی شناسم، ناگهان «فرزدق» از میان جمعیت جلو آمد و با صدای رسا، اشعار معروف خود را در معرفی و تجلیل آن حضرت افشا کرد و عظمت شخصیت آن بزرگوار را بیش از پیش بر همگان نمایان ساخت.

تواضع و فروتنی امام زین العابدین علیه السلام

امام زین العابدین می کوشید با کسانی مسافرت کند که او را نشناسند تا مبادا کارهای آن حضرت را انجام دهند و اگر با آشنایان به مسافرت می رفت، شرط می فرمود که او نیز باید در کارها با آنها یاری رساند. روزی حضرت با عده ای ناشناس به مسافرت می رفتند. مسافران، در بین راه با شناختن حضرت، ایشان را در آغوش گرفتند و به تجلیل وی پرداختند و گفتند: ای پسر رسول خدا! شما قصد داشتید با ناشناس ماندن و جسارت احتمالی ما به شما، ما را دوزخی فرمایید؟! امام فرمودند: یک بار من با گروهی آشنا سفر می کردم، آنان برای خشنودی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بیش از استحقاق من، با من به عطوفت و مهربانی رفتار کردند. از این رو برای جلوگیری از این گونه برخوردها سعی کردم نزد شما ناشناس بمانم.

راه های عبادت و پرستش خداوند

امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: مردم به طرق مختلف خدا را پرستش می کنند. عده ای از روی بیم. این عبادت مخصوص بندگان و غلامان است و ناشی از ترس آن ها از مولای خود. گروهی از سر حرص و طمع خدا را پرستش می کنند و این، عبادت بازرگانان است. بالاخره دسته ای خدا را از روی اخلاص می پرستند و این عبادت، مخصوص بزرگ مردان و بزرگ زنان و آزادگان است.

ادب و متانت

حفظ ادب و متانت موجب فزونی حرمت اشخاص و بزرگداشت آنان می گردد. کسانی که ادب و وقار خود را حفظ نمی کنند، نگاه های تحقیرآمیز را به سوی خود جلب می کنند و خود را در نظر دیگران کوچک و حقیر جلوه می دهند. خنده بیجا یکی از چیزهایی است که سبب حقارت افراد و کاهش احترام آنان می شود چنان که امام زین العابدین می فرماید: هرکس بی مورد بخندد از علم و وقار و ادب او کاسته می شود.

امر به معروف و نهی از منکر

یکی از عوامل مهم پیشگیری از وقوع جرایم، کجروی های اجتماعی و قانون شکنی در سطح جامعه، برقراری نظام نظارت و کنترل اجتماعی مؤثر است. با این کار آحاد جامعه به طور طبیعی تحت مراقبت یکدیگر قرار می گیرند و سازگاری اجتماعی به وجود می آید. این امر در اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است. در صورتی که مردم از این مسئولیت اجتماعی سرباز زنند هر جامعه دچار فساد و گرفتار ناامنی، تجاوز و ستم می شود. چنان که امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: کسی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند مانند کسی است که قرآن را به کناری نهاده و به آن عمل نکند، این گروه به ترس، ستم، کینه توزی و سرکشی گرفتار می شوند.

اجر صابران

امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: در قیامت به صابران خطاب می شود که به سوی بهشت روید. گروهی از ملائکه علت بهشتی شدن آنها را می پرسند. آنان در پاسخ می گویند: ما در دنیا صبر پیشه کردیم. ملائکه می پرسند: صبر شما در چه حد بوده است؟ بهشتیان گویند: بر اطاعت خداوند جسور بودیم و از معصیت و گناه در برابر او دوری می جستیم. آن گاه به آنان می گویند: وارد بهشت شوید که بهشتِ نعیم جای نیکوکاران است.

کتب و آثار امام زین العابدین علیه السلام

از امام زین العابدین علیه السلام احادیث بسیاری در بیان احکام الهی و شیوه های زندگی به یادگار مانده است. ایشان دو اثر ارزنده نیز به نام های «صحیفه سجادیه» و «رساله حقوق» دارند که دریایی است از حقایق الهی، مکارم اخلاقی و معارف انسانی و عمدتا در قالب دعا بیان شده است. رساله حقوق مشتمل بر حقوق متقابل افراد با یکدیگر، و نیز حق خداوند بر آنان و حقوق اعضا مختلف بدن است.

حقوق متقابل خداوند و بندگانش

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق خداوند بر بندگانش می فرمایند: حق بزرگ خداوند بر تو این است که در برابر آفریدگار خود متواضع و فروتن باشی، و در برابر او سر پرستش فرود آوری، برای او شریکی قرار ندهی، و کارهایت را با خلوص نیّت انجام بدهی. حضرت علیه السلام در ادامه می فرمایند: متقابلاً تو نیز در دنیا و آخرت مستحق پاداشی و خداوند آنچه را دوست داشته باشی به تو خواهد بخشید.

حق زبان

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق زبان بر انسان می فرمایند: حق زبان این است که از بیان سخنان نسنجیده خودداری کنی و آنرا به نیکی عادت دهی و مؤدبانه با آن سخن گویی، به هنگام ضرورت و نیاز از آن بهره جویی، و از پرگویی و گفتار بیهوده و سخنان ناروا و خطرساز پرهیز نمایی. زبان هر شخص، گویای میزان عقل اوست. زیبایی معنوی و درونی افراد به عقل آنان است، هم چنان که جمال و زیبایی ظاهری اشخاص به زبان آنان است.

حق گوش

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق گوش بر انسان می فرمایند: حق گوش این است که با آن سخنانی را به قلب و درون خود راه دهی که آن را به خیر و نیکی وا دارد، و اخلاق و سجایای پاک را در او به وجود آورد، زیرا قلب و درون چون شهری است که مفاهیم و معانی برای انجام اعمال نیک و بد، از دروازه همان گوش، بدان راه می یابد.

حق چشم

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق چشم بر انسان می فرمایند: حق چشم این است که آن را از هرچه ناروا است بپوشانی. و از نگاه های بیهوده و مبتذل باز داری. آن را جز برای مواضعی که درس عبرت است یا بر علم و فضیلت انسان می افزاید به کار نگیری.

حق پا

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق پا بر انسان می فرمایند: حق پا این است که هرگز آن را در راه حرام ننهی و هرگام که به وسیله او بر می داری، مواظب باشی تو را به ذلّت و خواری نیفکند و به وادی نیستی و مرگ نکشاند، زیرا با پا است که می توانیم در راه خیر یا در طریق شرّ گام برداری.

حق دست

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق دست بر انسان می فرمایند: حق دست این است که در امور حلال گشاده دست باشی با آن واجبات الهی را به جای آوری آن گاه می فرمایند: اگر رضا و خشنودی خدا را در نظرگیری و فزونی مال را با عقل و فضیلت همراه سازی به پاداش نیک آخرت دست خواهی یافت.

حق شکم

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق شکم بر انسان می فرمایند: حق شکم بر تو این است که آن را ظرف حرام چه کم و چه زیاد قرار ندهی و از حلال نیز به اندازه اش پرکنی نه چندان کم خوری که موجب سستی و ضعف جسمانی و سبب کسالت تو گردد و نه چندان زیاد مصرف کنی که موجب تن پروری، جهل و سبب بازداشتن تو از کار و کوشش و کسب علم شود، زیرا پرخوری موجب سفاهت و نادانی می شود و تو را از انجام امور انسانی و کرامت نفس باز می دارد و انصاف و مردانگی را از تو دور می سازد.

حق نماز

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق نماز بر انسان می فرماید: حق نماز بر تو این است که بدانی نماز تو را به درگاه الهی رهنمون می سازد و به وسیله آن به خدا تقرب می جویی. بدان که به هنگام نماز در پیشگاه خداوند ایستاده ای. حضرت در ادامه می فرمایند: به هنگام نماز فروتن باش و خود را در حیطه خشیّت الهی بدان. در عین حال با امید به عفو و کرامت الهی، با خشوع و آرامش و وقار به راز و نیاز با خداوند متعال بپرداز و از او آمرزش بخواه.

حق معلم و استاد

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق معلم بر انسان می فرماید: حق معلم و استاد بر تو این است که در تعظیم و تکریم او بکوشی و محضر او را محترم بشماری و به سخنان او به نیکی گوش دهی و با گشاده رویی و آزاد منشی و در کمال ادب و احترام در درس و مجلس او وارد شوی و هرگز صدای خویش را در محضر او بلند نکنی. آنگاه می فرمایند: هیچ وقت در مجلس او با دیگران سخن نگو و خاطر او را از این رفتار نرنجان.

حق همسر

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق همسر می فرمایند: حق همسر بر تو این است که بدانی خدای متعال او را سبب آرامش و مصاحبت تو قرار داده و قدر این نعمت بزرگ الهی را که بر تو ارزانی داشته بدانی، او را گرامی بداری و با تکریم و نرمی و ملاطفت با وی رفتار کنی. حضرت در ادامه می فرمایند: هرچند تو نیز نسبت به او دارای حقوقی هستی ولی بر تو لازم است که با رأفت و مهربانی با او رفتار کنی و در تهیه خوراک و پوشاک او به نیکی اقدام نمایی.

حق نیکوکار

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق کسی که به فردی نیکی و احسان کرده است می فرمایند: حق کسی که به تو احسان و نیکی کرده این است که او را سپاس گویی و احسانش را از یاد نبری و همواره از او به نیکی یاد کنی و به درگاه خدا خالصانه برایش دعا نمایی. و بدین وسیله از او در نهان و آشکار قدرشناسی کنی و حتی الامکان در جبران احسان و نیکی وی بکوشی.

حق همسایه

امام زین العابدین علیه السلام در مورد حق همسایه می فرمایند: حق همسایه بر تو این است: زمانی که در خانه نیست از خانه او محافظت نمایی و زمانی که حضور دارد با اکرام و احترام با وی رفتار کنی و در همه حال به کمک و یاری او بپردازی. از عیب جویی و کاوش برای پی بردن به اعمال وی خودداری کن و اگر رفتار سویی از وی مشاهده کردی آن را پوشیده دار و هرگز نگاه ناروا به خانواده او نیانداز.

پرهیز از دروغ گفتن

دروغ گفتن موجب سلب اعتماد از فرد دروغگو می شود و اگر این پدیده در سطح جامعه رواج پیدا کند جامعه دچار بی اعتمادی وسیع می گردد به گونه ای که زندگی در چنین جامعه ای مشکل و دچار تنگنا می شود، فریب و نیرنگ در آن رایج می گردد، و دل نگرانی و اضطراب عمومی بر آن حاکم می شود. از این رو در اسلام، حتی از دروغ گفتن به شوخی و نیز دروغهای کوچک نهی شده است. چنان که امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند: از دروغ گفتن، چه کوچک و چه بزرگ، جدی یا شوخی بپرهیزید. زیرا دروغ کوچک باعث می شود شخص بر دروغ بزرگ بی پروا گردد.

موجبات خواری و اسباب محبوبیت و بزرگواری

امام زین العابدین علیه السلام در سخنانی در مورد موجبات خواری انسانها و اسباب بزرگواری آنان می فرمایند: درخواست و طلب نیاز از مردم، انسان را به خواری و ذلت می کشاند و حیا و وقار را کم می کند و خود نوعی فقر و نداری است و کسی که از مردم حاجتی نخواهد فردی بی نیاز و غنی است. هرکس عملش نیکوتر باشد نزد خدا محبوب تر است. حضرت آن گاه می فرمایند: آن کس که دارای سعه صدر و خلق نیکو باشد به خدا نزدیکتر است. پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که سعی و تلاش او برای بهبود وضع زندگی خانوادگی اش بیشتر باشد. بدانید که گرامی ترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شماست.

هم نشینان بد

امام زین العابدین علیه السلام به یکی از فرزندانش می فرمایند: با دروغگو همنشین نشو، که چون سراب است. دور را نزدیک و نزدیک را دور به تو می نمایاند. با فرد فاسق و بدکار همراه و دوست نشو، که تو را به لقمه ای یا کمتر بفروشد. با فرد بخیل رفیق و هم صحبت نشو، که او تو را در هنگام نیاز تنها می گذارد. با فرد فرومایه و نادان طرح دوستی نریز، که وی می خواهد به تو سود رساند ولی زیان می زند و بالاخره با کسی که با بستگان و فامیلش قطع ارتباط کرده است دوست نشو، که خداوند او را در قرآن نفرین کرده است.

انسان کامل

امام زین العابدین علیه السلام طی سخنانی ارزشمند، در مورد شخصی که دین و معرفت دینی اش کامل است می فرمایند: شخص مسلمان، وقتی معرفت و دینش کامل است که سخنی را که برایش مفید نیست، ترک گوید و کمتر به بحث و جدل بپردازد، و بردبار و شکیبا و خوش خلق باشد.

نیک بختی دائمی

آیا انسان می تواند همیشه موفق و نیکبخت باشد و احساس رضایت خاطر کند؟ امام زین العابدین علیه السلام در پاسخ به این سؤال می فرمایند: ای فرزند آدم! پیوسته خیر و نیکبختی با تو همراه است به شرط آنکه از موقعیت ها و شرایط پیش آمده درس گیری و به خود پند دهی و به حساب خود رسیدگی کنی و خویش را مورد حسابرسی قرار دهی. ترس و خشیت الهی را شعار خود سازی، و به تقوی و پرهیزگاری آراسته گردی.

راه نجات مؤمن

امام زین العابدین علیه السلام سه چیز را موجب نجات مؤمن در دنیا و آخرت می دانند. تسلط بر زبان و خودداری از بدگویی و غیبت؛ واداشتن خود به انجام دادن اموری که موجب سود و نفعی در دنیا و آخرت گردد؛ گریان بودن بر گناهان.

دعای امام سجاد علیه السلام در عذرخواهی از تقصیر در حقوق بندگان

بارالها! من در پیشگاه تو عذر می خواهم از مظلومی که در حضور من به او ستم رسیده و من او را یاری نکرده ام و از احسانی که درباره من انجام گرفته و شکر آن را به جا نیاورده باشم و از بدکرداری که از من عذرخواسته، و من عذرش را نپذیرفته باشم و از فقیری که از من خواهشی کرده، و من او را ترجیح نداده باشم و از حق مؤمنین که بر ذمّه ام مانده و آن را نپرداخته باشم و از عیب مؤمنی که بر من پدید شده و آن را نپوشانده باشم و از هر گناهی که برایم پیش آمده و از آن دوری نکرده باشم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و پشیمانیم را به لغزشهایی که به آن دچار شده ام و تصمیم بر ترک گناهانی که برایم پیش آید توبه ای قرار ده که برای من موجب محبت گردد.

مراعات دوست و همنشین

امام صادق علیه السلام می فرمایند: مردی نزد امام زین العابدین علیه السلام آمد و گفت: شخصی به شما نسبت های ناروا داده و شما را گمراه و بدعت گذار نامیده است. حضرت به وی فرمود: تو حق دوست و همنشینی با او را مراعات نکردی و گفتار او را برای من نقل کردی. حق مرا نیز از بین بردی، زیرا سخنی از برادر دینی ام گفتی که من آن را نمی دانستم. هر دو خواهیم مُرد و در روز قیامت از تو سؤال خواهد شد که چرا غیبت برادر خود را کرده ای. از غیبت بپرهیز که غیبت غذای سگ های جهنم است. بدان کسی که زیاد عیوب مردم را به زبان می آورد، دلیل آن است که عیب های خودش را در مردم جست و جو می کند.

نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390 توسط ت . ب |

«باب الحوائج»

لقب باب الحوائج، یکی از القاب و صفات مشهور حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) در میان شیعیان است و می توان ادعا کرد این لقب برای آن بزرگوار، بی اساس نیست و آن حضرت برای حوائج مسلمانان و اهل ایمان، بابی از رحمت بی منتهای الهی جهت نجات از سختی های دنیا و آخرت می باشد.

از طرف دیگر، هنگامی که به سراغ کلام اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با حضرت ابوالفضل (علیه السلام) می رویم، شدت علاقه آن ها به ایشان کاملا مشهود است. امیرالمومنین (علیه السلام) در روز ولادت ابوالفضل (علیه السلام) دست های او را می بوسد و گریه می کند.(1) آنگونه که روایات نقل می کنند، صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها) در فردای قیامت در جواب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که می پرسد: "فاطمه! امروز برای شفاعت امت چه آورده ای؟" عرض می کند: "ای پدر! برای شفاعت امت، دو دست بریده ی فرزندم عباس بس است"(2) و امام حسین (علیه السلام) نیز خطاب به برادر می فرماید: "جان من فدای تو باد."(3)

هم چنین در این رابطه امام زین العابدین (علیه السلام) نیز می فرماید: خدا رحمت کند عباس را که زندگی برادرش (امام حسین(علیه السلام)) را بر زندگی خویش ترجیح داد و (در این راه) متحمل بلا شد و خود را فدای برادر نمود... برای عباس در نزد خداوند درجه ای است که همه ی شهدا در روز قیامت به آن غبطه می خورند.(4)

اما به راستی چرا این گونه است و قمر بنی هاشم چگونه باب الحوائج گشته است؟ واقعا این علاقه ی وافر نسبت به یک فرد، آن هم از طرف بزرگترین اولیای الهی چگونه به دست آمده است؟

هنگامی که در فرازهای مختلف زندگی عباس (علیه السلام) دقت می کنیم، در می یابیم که آن حضرت مطیع همه جانبه اوامر الهی بود و قطعا مقام و منزلت رفیع آن حضرت نیز ریشه در همین اطاعت بدون حد و مرز ایشان از دین خدا دارد. این بنده ی صالح الهی در راه اطاعت از پروردگار خود تا آن جا پیش رفت که در روز عاشورا و در لحظات آخر زندگی خویش، هنگامی که دست راستش قطع گشته بود، می فرمود: به خدا قسم اگر دست راستم را قطع نمایید، من ابدا دست از حمایت دین خدا و حمایت از رسول و امام بر حق بر نمی دارم.(5)

او در این راه به درجه ی رفیع شهادت رسید و از ارواح مطهره و مقربین درگاه الهی گشت. آری، یقینا چنین بنده صالحی محبوب خداوند و اولیاء الهی قرار می گیرد و حقیقتا شایسته است چنین کسی که در مقام رضا و تسلیم قدم بر می دارد، از مردم دستگیری کند و شفیع آن ها باشد و برای رفع حاجاتشان باب حوائج گردد. آری، عباس(علیه السلام)، آشکار کننده و جلوه­ ی صفت قاضی الحاجات پروردگار است.     

نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390 توسط ت . ب |

اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.

 سوره مبارکه علق ( آیه 1-5)

بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

مبعث پیام آور وحی ، پیامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد

نام : محمد

لقب : مصطفی

کنیه : ابوالقاسم

نام پدر : عبدالله

نام مادر: آمنه

تاریخ ولادت : 17 ربیع الأول

مدت امامت :  23 سال

مدت عمر : 63 سال

تاریخ رحلت : 28 صفر (11 ق)

 

             ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد             دل رمیده ما انیس ومونس شد

             نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت           بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

             ببوی او  دل  بیمار عاشقان  چو صبا                فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

 

بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است.

محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( كوهى در شمال مكه ) به عبادت می گذرانید .

آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود که محمد درغار حرا مشغول راز و نياز با خالق محبوب بود، صداي خجسته و با صلابتي را شنید که او را امر به خواندن کرد  . بعد از سه مرتبه پيامبر نيز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

آري چه شروع زيبا و کاملي . اين آيات از خواندن، خلقت، کيفيت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است،  گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند.

هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:

مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!

و چون خديجه علت را جويا شد گفت:

آنچه امشب بر من گذشت بيش  از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!

خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:

من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان  مي آورم.

پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد.

بعد از آن پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند که این دعوت از دو جهت حائز اهمیت بود :

1- دعوت اقوام می توانست در شروع کار پشتوانه خوبی باشد واگر آنها دعت پیامبر (ص) را لبيک مي گفتند، شايد کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمي دادند.

2-  خانواده و اقوام اولين زير ساختاري است که بايد اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحي خود را زودتر طي کند.

با مطالعه در آيات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبي مشخص مي شود و آن دستيابي مردم به فهم و درک اجتماعي براي اقامه عدل و قسط است. از بين بردن شرک ، احسان به والدين  ، وفا به عهد الهي، عدم خيانت به مال يتيم ، اجتناب از همه زشتي ها، ممانعت از آدمي کشي  ، صدق و راستي و دوري از دروغ ، ممانعت از فرزندکشي و...

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط ت . ب |
ولادت امام حسین علیه السلام
 

مولودی مبارک

صبح گاه سوم شعبان سال چهارم هجرت، دومین فرزند برومند علی و فاطمه علیهماالسلام در خانه ی وحی و ولایت، دیده به جهان گشود و خانه ی زهرای اطهر علیهاالسلام به نور جمال این نوگل باغ نبوت و ولایت و چراغ فرزندان آسمان رسالت و امامت، معطر و روشن شد. آن گاه که خبر ولادتش به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رسید، به خانه ی فاطمه علیهاالسلام آمد و به اسماء فرمود تا آن کودک را بیاورد .اسماء، او را در پارچه ای سپید پیچید و خدمت رسول خدا برد. پیامبر در گوش راست او، اذان و در گوش چپش، اقامه گفت.

رسول خدا صلی الله علیه و آله ؛ معلم حسین علیه السلام

حسین علیه السلام هنوز زبان نگشوده بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله برای انجام نماز مستحبی، ایستاده بود و حسین علیه السلام نیز در کنارش. رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت: «اللّه اکبر»، ولی حسین علیه السلام نتواست بگوید. این کار شش بار تکرار شد. بار هفتم هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «اللّه اکبر»، حسین علیه السلام زبان گشود و گفت: «اللّه اکبر». به این ترتیب، نخستین کلام حسین علیه السلام هنگام زبان گشودن، «اللّه اکبر» بود و تا آخر، پای «اللّه اکبر» ایستاد و خون پاکش را برای اعلای کلمه «اللّه اکبر» ایثار کرد.

حسین علیه السلام ؛ وارث پیامبران

در زیارت نامه معروف «وارث» (که امام صادق علیه السلام آن را به جابرجعفی آموخت و فرمود: با این زیارت نامه، امام حسین علیه السلام را زیارت کن)، آمده است:

«امام حسین علیه السلام » وارث (کمالات) آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد و امیرالمؤمنین علی و حسن علیهم السلام است. حسین علیه السلام وصی پاک پیامبر صلی الله علیه و آله است. حسین علیه السلام برپا کننده ی نماز و ادا کننده ی زکات و مجری امر به معروف و نهی از منکر است. حسین علیه السلام نوری است از صلب های بزرگ و رحم های پاک. او هرگز به آلودگی های جاهلیت نیالوده است. او از ستون های دین و رکن های مؤمنان است.

عزت

آن که عزیز است، استوار و شکست ناپذیر، و آن که ترس از رفتن و میل به ماندن ندارد، سربلند است.

حسین علیه السلام که آموزگار چنین عزتی است، هم چون پدر، مرگ با عزت را زندگی می دید و زندگی با ذلت را عین مرگ می دانست. او می فرمود: «زندگی ذلت بار، مردن و مرگ همراه با پیروزی و سربلندی، زندگی است». قیام حسین علیه السلام در کربلا، سرمشقی روشن برای همه ی آنانی است که درس عزت و سربلندی می جویند. آن حضرت در اوج حماسه ی خود، آن گاه که وارد میدان رزم شد، تا آن زمان که به شهادت رسید، شعارش این بود:

الَمْوتُ خیرٌ مِن رُکوبِ الْعارِ وَ الْعارُ اَوْلی مِن دخول النّارِ

مرگ از پذیرش ننگ بهتر، و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است.

استقامت

حسین علیه السلام کسی است که یاران وفادارش از پیران پارسا تا جوانان پاک باخته، عموزادگان، خواهرزادگان، برادرزادگان، برادران و فرزندان، جوان و خردسال و شیرخواره، در برابر چشمانش با شمشیر و تیر و نیزه، چاک چاک شدند و به خاک افتادند، ولی خم به ابرو نیاورد. از سوی دیگر، دختران و خواهران و بانوان حرم را تشنه و داغ دار و پریشان می بیند و می داند که ساعتی بعد، اسیر خواهند شد. با این حال، هم چون شیر می خروشد و رجز می خواند و بر دشمن می تازد و صف شکنی می کند و آوای «المَوْتُ خَیرٌ مِنْ رُکُوبِ الْعارِ» سر می دهد. کسی جز حسین بن علی علیه السلام نمی تواند با قامتی استوار و روحی به ژرفای اقیانوس، این همه را ببیند و هم چنان پایداری کند.

رضای الهی

اخلاص، عرفان، رضای الهی و خدامحوری، عشق به اللّه ، توکل به خدا و به طور کلی الهی شدن از آموزه های برجسته ی مکتب حسین علیه السلام است. هدف امام، خشنودی خدا و پیامبر اوست. اگر قیام می کند، اگر حرکت می کند و خونش را نثار می کند، اگر سخت ترین مصیبت ها را به جان می خرد، اگر فرزندان را به شهادت فرا می خواند، اگر خاندان عزیزش را به دست اسارت می سپارد و بلا را به جان می خرد، برای کسب رضای الهی است. امام حسین علیه السلام که در عالی ترین نقطه ی این عشق مقدس و در اوج اخلاص و عرفان قرار دارد و قیامش برای رضایت خداست، در آخرین لحظه های زندگی چنین می گوید: «خداوندا! من، به حکم وقضای تو راضی ام و در برابر تو تسلیم هستم و جز تو معبودی ندارم، ای پناه بی پناهان!».

عدالت خواهی

اساس تفکر اسلامی بر توحید و عدالت خواهی است. انسان مسلمان باید با ستم گران مبارزه کند. به طور کلی هدف از برگزیدن پیامبران به رسالت و فرو فرستادن کتاب های آسمانی، این است که عدالت اجرا شود. امام حسین علیه السلام نیز در همین راستا، در نامه ای به مردم کوفه می فرماید:

«به جان خودم سوگند! امام و پیشوا تنها کسی است که مطابق کتاب خدا داوری کند و دادگر و متدین به دین حق باشد و خویشتن را برای خدا به دین و عدالت، پای بند سازد». همین عدالت خواهی و آزادگی است که رهبر قیام عاشورا را تا قیامت، زنده نگاه می دارد و آموزه های حیات بخش او را جاودانه می سازد.

اهمیت نماز

یکی از آموزه های حسین علیه السلام ، ترویج فرهنگ نماز است. امام حسین علیه السلام به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد. حتی در ظهر عاشورا و در گرماگرم کارزار، نماز اول وقت ایشان ترک نشد. آن گاه که عمروبن عبداللّه معروف به ابوثمامه صائدی گفت: «دوست دارم پس از نماز خواندن به امامت شما، به لقای پروردگام نایل شوم»، امام در پاسخ فرمود: «نماز را به یادمان انداختی، خداوند تو را از نمازگزاران واقعی گرداند. آری، این اول وقت نماز ظهر است. از آنان بخواهید مدتی دست از جنگ بکشند، تا نماز به جا آوریم».

عبادت آزادگان

از گفتار آن حضرت است: «دسته ای از مردم، خدا را پرستش می کنند که به ثواب و پاداش برسند و این عبادت تاجران است. جمعی ازترس مجازات خدا، او را عبادت می کنند و این، عبادت بردگان و غلامان است. ولی بعضی، خدا را فقط برای سپاس و حق گزاری می پرستند. این گونه عبادت، مخصوص آزادگان است و بزرگ ترین عبادت ها، همین است».

مرد آزاده کیست؟

امام حسین علیه السلام می فرمایند: «هرآن چه در شرق و غرب، آفتاب بر آن می تابد از دریا، خشکی، کوه و دشت، همه نزد خداشناسان و اولیای خدا، ناچیز و مانند برگشتن سایه است». سپس حضرت فرمود: «مرد آزاده این چیزهای پست را به مردم دنیا وامی گذارد؛ ارزش آزاد مرد، هیچ چیز جز بهشت نیست. پس شما خود را به غیربهشت نفروشید و کسی که با به دست آوردن دنیا خشنود شود، بی شک به پست ترین چیزی، خشنود و راضی شده است».

عیادت بیمار و ادای قرض او

روزی امام حسین علیه السلام بر اسامة بن زید که بیمار بود، وارد شد. او را اندوهگین دید. فرمود: «چرا اندوهگین هستی؟» عرض کرد: «به اندازه ی شصت هزار درهم، بدهکاری دارم» امام فرمود: «ادای آن با من». عرض کرد: «ترس دارم که پیش از آن بمیرم» فرمود: «نمی میری تا آن را ادا کنم». آن گاه پیش از مرگ او، قرض را ادا کرد.

پرسش های علی علیه السلام از حسین علیه السلام و پاسخ او

روزی علی علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام فرمود: «پسرم! چه چیز، آدمی را آقا و بزرگوار می کند؟» حسین علیه السلام پاسخ داد: «نیکی کردن به خانواده و خویشاوندان و بردباری در برابر حوادث». پرسید: «غنا و بی نیازی چیست؟» پاسخ داد: «در این که آرزوها را کم کنند و به هرچیز می رسد، خشنود باشند». پرسید: «پستی چیست؟» پاسخ داد: «پستی مرد در این است که هر چیز را برای خود بخواهد و خود را تسلیم شادمانی ها کند».

پرسید: «زشتی در چیست؟» پاسخ داد: «در این که کسی با رهبرش (رهبر حق) دشمنی ورزد».

آن گاه علی علیه السلام به یکی از یاران خود به نام حارث الاعور فرمود: «این سخنان حکمت آمیز را به فرزندانت بیاموز؛ زیرا این سخنان، خرد را زیاد و اندیشه را استوار می سازد».

پندی تکان دهنده به گنه کار

شخصی به حضور امام حسین علیه السلام رسید و عرض کرد: «گنه کارم و نمی توانم گناهانم را ترک کنم. مرا موعظه کن». امام علیه السلام فرمود: «پنج کار را انجام بده و هرچه می خواهی، گناه کن: 1ـ روزی خدا را مخور. 2ـ از ملک خدا بیرون برو. 3ـ به جایی برو که خدا تو را نبیند. 4ـ وقتی عزراییل خواست روحت را از بدنت جدا کند، او را از خود بران. 5ـ وقتی که مالک دوزخ خواست تو را به دوزخ افکند، زیر بارش مرو. در این صورت، هرچه می خواهی، انجام بده».

سخن بیهوده

«هیچ گاه سخن بیهوده مگو؛ زیرا سخن بیهوده بار سنگینی بر دوش تو می گذارد. هر سخنی را در موردی بگویید که شایسته و مناسب است. چه بسیار افرادی که سخنان شان نیک است، ولی چون در موردش نیست، عیب شمرده می شود».

زشتی عذرخواهی

از گفتار امام حسین علیه السلام است: «از کاری که پس از آن عذرخواهی کنی، بپرهیز؛ زیرا مؤمن نه اشتباه می کند و نه عذر می خواهد و منافق هر روز، کار بد می کند و عذر می خواهد».

سخنان قصار حضرت

«بخیل کسی است که از سلام کردن دریغ می کند».

«از نشانه های خوش بختی و سعادت انسان، هم نشینی با خردمندان است».

«اگر خداوند بخواهد به تدریج بنده ای را غافل گیر کند، نعمت بسیار به او می دهد و توفیق شکرگزاری را از او می گیرد».

«هر که دوست تو است، از کار زشت، تو را باز می دارد و هر که دشمن تو است، مغرورت می کند».

«تجربه، مایه ی افزایش درک و خرد است».

«شرافت و بزرگواری در پرهیزکاری است».

تجلّی جمال خداوندی

«مردی آمد، کسی که خورشید در چشم هایش می خندید و ماه از پیشانی اش می خرامید. گیسوانش سایبان جهان و دست هایش عطوفت آشکار خداوند بود. راز پنهان حقیقت در سینه اش تاب می خورد و معنای جاویدان بودن از نگاهش می تراوید».

«حسین علیه السلام » تجلّی جمال خداوندی، در زمین و ظهور جلال حضرت حق در زمان است. زیستن پس از آمدن حسین علیه السلام ، معنای راستین خویش را باز یافته و مردن با ابدیت آسمان پیوند خورده است. شکل سیاه خاک با نام حسین علیه السلام ، مفهوم روشن افلاک گرفته و نام زمین از موهبت گام های او سربلند شده است».

طینت پاک خلقت

«حسین علیه السلام » به خاک و گل شقایق، معنا داده است. روح سرگردان انسان در باران بی نهایت مهربانی او، شست وشو کرده است. و حقیقت چون غنچه ای که پس از نسیم و شبنم سحرگاهی گشوده شود، به جهان چهره گشوده است».

«حسین علیه السلام سرشت صالح انسان است. طینت پاک خلقت؛ سرچشمه ای که تمام رودخانه ها از سرانگشت هایش جاری شده اند و همه دریاها از آبشخور پرشکوه چشم هایش جوشیده اند. عصمت پرصلابت انسان در نام اوست. لبخندهای او، رحمت بی نهایت خداوند است و اشک هایش آتشی در باغ اندیشه افروخته است.

رستاخیز ناگهان جهان است و بعثت دوباره ی انسان. میعاد انسان و فرشته در شب مهتابی نگاه حسین علیه السلام معنا می یابد و درخت و باران در مهربانی قدم های او زندگی می کنند».

مصباح هدایت و کشتی نجات

«عبودیت تنها از برکت نام حسین علیه السلام زنده است. سالکان نیازمند نورند و حسین علیه السلام مصباح هدایت است. چراغ روشنی که خداوند در طریق دشوار بندگی افروخته است تا عاشقان در آن نظر کنند و جان خویش را از فروغ او بیافروزند. عاشقان غرقه ی دریای عشقند و حسین علیه السلام کشتی نجات است. آن که در کشتی نجات نشسته است، از موج های هایل دریای عاشقی بیم ندارد و این است که: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة».

عطر بهشتی

بر مشام جان رسد بوی حسین آن بهشتی بوی دلجوی حسین
از کجا آید خدایا این نسیم که آورد همراه خود بوی حسین
از نجف، از کاظمین، از سامراست یا ز مشهد یا که از کوی حسین؟
یا که زهرا در مدینه، شانه زد بار دیگر تار گیسوی حسین؟
یارب ! این عطر بهشتی از کجاست می وزد آیا ز شکوی حسین؟
گفت هاتف: سوم شعبان رسید این بُوَد عطر گل روی حسین

حبیب اللّه چایچیان «حسان»

مونس

با قلب بشر مونس و دمساز، حسین است در خلوت دل، محرم و همراز حسین است
زهرا و علی هر دو چو دریای گهربار خلقت، صدف است و گهر راز، حسین است
آن عاشق فرزانه و معشوق دو عالم بر طاق فلک، غلغله انداز، حسین است
راهی که بشر را به خداوند رساند عشق است و در این فاصله، پل ساز، حسین است
در راه نگه داری قرآن محمد صلی الله علیه و آله سربازِ فداکارِ سرافراز، حسین است

امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری»

 

در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :
وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.
 


پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار

حضرت امام خمینى ره نیز در سوم شعبان سال 1358  به مناسبت ولادت امام حسین( ع ) در پیامی  سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.

بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارك سوم شعبان المعظم را كه روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام است به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريك عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهدا كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداكارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداری اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداری از عدالت باشد.پاسداری از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداری از عدالت کند...

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط ت . ب |

 مقدمه:

گاومیش تا به امروز از  فراموش شده ترین دامها در بین حیوانات اهلی است گر چه از زمانهای قدیم اهلی شده اما  ویژه گی های آن خیلی کمتر از حیوانات اهلی دیگر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. گاومیش در اقتصاد بیش از 40 کشور دنیا از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و پراکندگی جغرافیایی آن همه ساله در حال  افزایش است.  بارزترین امتیاز این حیوان سازگاری و استفاده موثر از مواد خشبی کم ارزش نسبت به سایر گونه هاست. در مورد منشا ابتدایی گاومیش اعتقاد بر این است که گاومیش احتمالا از آذربایجان به جنوب اروپا و سایر نقاط پراکنده شده است، نقاط پرورش گاومیش معمولا اطراف رودها و نهرهای پر آب می باشد، در زمینهای پست که دارای رطوبت زیاد و اغلب باتلاقی می باشند. گاومیش باتلاقی بیشتر در کشورهای برنج خیز خاور دور پرورش داده شده و در اروپا و آمریکای لاتین نیزاین نوع گاومیش دیده می شود وگاومیش رودخانه ای در نواحی خاور میانه (هند، پاکستان، افغانستان، ایران، عراق و...) و بعضی کشورهای آفریقایی و اروپایی پرورش داده می شود. هند و پاکستان رتبه نخست جهان را در تولید شیر گا.میش دارند. مورا، نیلی راوی ، نکپوری، سورتی، مه سانا و جعفر آبادی هند مشهورترین نژاد های گاومیشهای رودخانه ای هستند.

گاومیش یکی از دامهای بومی ایران بوده  و پرورش آن از 2500 سال پیش از میلاد در ایران وجود داشته است. هم اکنون در مناطق جنوب، شمال و شمال غرب کشور با جمعیتی حدود 500 هزار راس پراکنده میباشد، که 80 درصد آن در شمالغرب و 7/18 درصد در جنوب( خوزستان) میباشد. به علت شباهت مورفولوژیکی گاومیشهای آذربایجانی به گاومیشهای تیپ مدیترانه ای( نژادهای مورا، نیلی راوی و جعفر آبادی) و خصوصیات ظاهری گاومیش های منطقه جنوبی به نژاد مورا که در هند و عراق وجود دارد  ممکن است از یک منشاء باشند. گاومیش در آذربایجان غربی بیشتر در مناطق روستایی و به صورت سنتی پرورش داده میشود. در شرایط روستایی 3الی 8 کیلوگرم شیر با متوسط 6درصد چربی و 4درصد پروتئین تولید میکند شیر گاومیش از نظر ویتامین و مواد معدنی غنی بوده و دارای ارزش بیولوزیکی بالایی میباشد، و قیمت فروش آن در مناطق مختلف 2 تا 3برابر شیر گاو است. و در صورت تغذیه با منابع خوراکی با کیفیت بالا میزان تولید افزایش مییابد.گوساله نر گاومیش روزانه 350تا700 گرم افزایش وزن دارد.گوشت گاومیش کم چرب، ترد و دارای ارزش تغذیه ای بالایی میباشد.

محققین گاومیش را " دام آینده" معرفی کرده و اظهار می دارند که استفاده از توانائیهای بالقوه آن در آینده بیشتر از سایر دامهای اهلی خواهد بود. نتایج آزمایشات تغذیه ای نشان میدهد که مصرف اختیاری خوراک در گاومیش به طور معنی داری کمتر از گاو با وزن بدن یا سطح تولید مشابه است و توانایی گاومیش برای هضم ماده آلی بیش از گاو میباشد. توافق عمومی بر اینکه گاومیش هر کدام از مواد مغذی را 2 تا 5 درصد بیشتر از گاو هضم میکنند، وجود دارد. همچنین نتایج آزمایشات هضمی in vitro) ( نشان دهنده برتری  مایع شکمبه گاومیش  در تجزیه ی سلولز و سایر  ترکیبات دیواره سلولی میباشد. در بیشتر تحقیقات با ترکیب جیره ای یکسان غلظت اسید های چرب فرار، نیتروژن آمونیاکی، الکترولیت های پتاسیم و کلسیم در مایع شکمبه گاومیش بیش از مایع شکمبه گاو است. در تغذيه با علوفه هاي مختلف ، تغييرات در غلظت يون هيدروژن شكمبه (PH شكمبه ) گاوميش نسبت به گاو بسيار اندك بوده و ترشح بزاق بيشتر و قدرت بافري بالاتر بزاق در گاوميش ممكن است يكي از دلايل احتمالي ثبات بيشتر شكمبه از نظرغلظت يون هيدروژن باشد.شايد يكي از ذلايل هضم بهتر سلولزتوسط گاوميش تعداد بيشتر باكتريهاي سلولوتيك در شكمبه آن است . شیر وگوشت تولیدی این دام دارای خصوصیات ممتازی است پروفیل اسید های چرب و ترکیب خاص اسیدآمینه ها در پروتئین شیر گاومیش ارزش بیولوژیکی بسیار بالایی دارد، از طرفی محققین توانسته اند با بهبود شرایط تغذیه ای میزان تولید شیر را به طور معنی داری افزایش دهند سازمان خوار و بار جهانی از کلیه متخصصین علوم دامی درخواست کرده که تحقیقات بیشتری را در این خصوص انجام دهند. بررسی و شناخت توانائیهای گاومیش و مقایسه آن با گاو میتواند دامپروران را در انتخاب مواد غذائی مناسب  با کاربرد محلی و با توجه به توان تولیدی دام راهنمائی نماید.

اطلاعاتی هر چند خلاصه در رابطه با شماره زنی و انواع شماره ها

شماره زنی: روشهایی برای تعیین هویت گوساله ها و دامها می باشد.

انواع شماره: شماره فلزی، شماره پلاستیکی، شماره کپل،  شماره میکروچیپ

· شماره فلزی: شماره فلزی شمال 3، 4، 5 رقم و بعضی مواقع همراه با حروف می باشد که بوسیله انبر مخصوصی به گوش دام زده می شود و به علت کوچک بودن خواندن آن مشکل است و بیشتر سازمان دامپزشی از آن استفاده میکند.

· شماره پلاستیکی: شماره پلاستیکی به دو شکل گردنی و گوشی موجود می باشد. شماره پلاستیکی گردن به گردن دام بسته می شود و شماره پلاستیکی گوش بوسیله انبر مخصوص به گوش حیوان زده می شود و برای قرائت شماره گردن و گوش خوب می باشند امّا به دلیل کنده شدن و شکسته شدن زیاد دوام نمی آورند.

· شماره کپل: شماره کپل یا شماره زنی بوسیله داغ گرم و یا داغ سرد نیز معروف است. که به کپل گاومیش زده می شود و تقریباً خواندن آن خیلی راحت تر می باشد و امروزه از داغ گرم بندرت استفاده می شود ولی شماره زنی با داغ (با ازت مایع) خیلی رایج و خوب جواب داده است به شرطی که اصول را خوب رعایت کنیم و اصول شماره زنی با داغ سرد در زیر آورده شده است.

اول شماره های برنجی تهیه شده که دارای بازوی مناسبی داشته باشند به تعداد 9 (نه) شماره (8,7,6,5,4,3,2,1,0)در داخل حاوی یونیلت ازت مایع قرار می دهیم طوری که شماره ها در داخل ازت مایع غوطه ور باشند و بعد از 20 ثانیه (زمانی که شمارها از جوش افتاده باشند) آماده برای زدن شماره می باشند شماره را برداشته در کپل گاومیش یا گوساله ای که قبلاً جای شماره را با تیغ تمیز کردیم محکم و بدون حرکت در مدت زمان قید شده در جدول ذیل نگه می داریم نه کم نه زیاد و این باعث می شود یک شماره خیلی خوب در کپل دام بوجود آید و بعد از شماره زنی جای شماره را با الکل یا بتادین ضدعفونی می کنیم.

جدول مدت زمان نگهداری شماره در کپل دام نسبت به سن

سن دام

 

4 الی 8 ماهه

9 الی 18 ماهه

بالغ 18 ماهه

دام بالغ جوان

دام پیر و

پوست کلفت

گاومیش پیر پوست کلفت

مدت زمان لازم برای نگهداری

15-17 ثانیه

20 الی 22 ثانیه

25 الی 30 ثانیه

35 الی 40 ثانیه

45 الی 60 ثانیه

60 الی 70 ثانیه

 

شماره کپل برای شناسائی دامها خیلی خوب می باشد و مأمور رکورد از دور می تواند شماره را بخواند و یادداشت کند.

· شماره میکروچیپ یا با رکود: یک وسیله بسیار کوچک تقریباً به اندازه یک دانه برنج بوده (به طول 11 و ضخامت 2 میلیمتر) و دارای یک محفظه شیشه ای که قابلیت تطابق با بافت زنده را دارا می باشد به طوری که سیستم ایمنی بدن به آن واکنش منفی نشان نداده و پس از کاشت در زیر جلد دام محفوظ می ماند. هر میکروچیپ دارای یک کد اختصاصی منحصر بفرد بوده و امکان تغییر کد با تشابه آن وجود ندارد، در نهایت این کدها ثبت و فهرست جهانی می شوند.

دستگاه بازخوان:

دستگاههای بازخوان امواج رادیویی بی ضرری از خود ایجاد و به سوی میکروچیپ ارسال میکنند. این دستگاهها توسط آنتن خود، میکروچیپ را به روش مغناطیسی فعال نموده و بر اساس سیگنالهای برگشتی از میکروچیپ کد اختصاصی جاندار بازخوانی می شود. این عمل در فاصله زمانی بسیار کوتاهی در حد میلی ثانیه انجام می شود. این دستگاهها بصورت ثابت یا متحرک موجود بوده و مورد استفاده قرار میگیرند.

برخي از مزایای ميكروچيپ در زیر آورده شده است:

· استفاده از تکنولوژی برتر شناسایی مورد تایید و استفاده جهانی.

· مکانیزه نمودن سیستم های مدیریتی امور دام.

·  دستیابی سریع و کم هزینه زمانی – مکانی به اطلاعات از طریق سیستم بانک اطلاعاتی آن لاین.

· شناسایی دامها توسط کدهای منحصر بفرد میکروچیت (عامل شناسایی بین المللی).

·  امکان شناسایی بین المللی.

·  ثبت مشخصات و کسب کلیه اطلاعات مربوط به دام و شجره نامه.

· ثبت و کسب کلیه اطلاعات مربوط به مراکز دامپزشکی و سوابق عملیات کلینیکی و پاراکلینیکی در ارتباط با دام.

· شناسایی و کنترل بیماری های واگیردار.

· شناسایی و کنترل بیماریهای مشترک بین انسان و دام.

· کنترل قرنطینه ای داخل کشور و مناطق مرزی.

·اجرای بهینه طرح های پیشگیری نظیر واکسیناسیون.

·اجرای بهینه طرح های درمانی نظیر طرح انگلی.

·اجرای بهینه طرح های ملی نظیر طرح مشمشه، سل و بروسلوز.

· انجام طرح های بیمه ای در خصوص تعیین غرامت.

·  انجام طرح های تحقیقاتی و اصلاح نژادی.

· برخورداری از سیستم بایگانی الکترونیکی و امنیت اطلاعات اختصاصی.

· ثبت و احراز مالکیت دام.

· قابلیت انتخاب دام، ردیابی دام مفقود شده یا بررسی علل تلف شدن دام در سطح کشور.

· کسب گزارش روزانه، ماهانه و یا سالانه در خصوص اطلاعات مورد نظر.

· تماس غیر مستقیم با جاندار.

· سرعت بالای بازخوانی.

· ثبت مشخصات و تعیین هویت دام و مناطق زیست محیطی دام.

·پیشگیری، کنترل و ریشه کنی بیماریهای دام.

· جلوگیری از قاچاق دام و انتقال دامهای آلوده.

· تعیین دامهای مجاز و غر مجاز در کشتارگاههای صنعتی.

·انتخاب و خرید و فروش دام بصورت آن لاین.

یک نمونه کارت شناسنامه استفاده از میکروچیپ در زير آورده شد.

شماره میکروچیپ:

تاریخ میکروچیپ گذاری:

نام دام:

نوع دام:

تاریخ/محل تولد:

نام/کد گله:

نژاد:

جنسیت:

رنگ غالب بدن:

نام/کد پدر:

نام/ کد مادر:

شماره کپل:

نام و نام خانوادگی مالک:

محل سکونت یا آدرس:

طبقه بندی گاومیش از نظر محیط زیست:

نژاد گاومیش باتلاقی (آسیا) – جنوب شرقی آسیا: (Swamp)

نژاد گاومیش رودخانه ای (آسیا، آفریقا، اروپا): (River)

 گاومیش باتلاقی:

از نظر ژنی دارای 48 عدد کروموزوم (40 تا شکل میله ای و 8 تا 7 شکل) در کشورهای جنوب شرقی آسیا مانند: چین، ژاپن، کره، تایلند، برمه، لائوس، نپال، سریلانکا، مالزی، اندونزوی و فیلیپین یافت می شود. جمعیت آنها 54 میلیون رأس (در حدود جمعیت کل گاومیش جهان).

شانه و قسمت جلو (قدامی) آنها قوی ولی قسمت خلفی آنهات ضعیف تر است دم کوتاه پستانها کوچک به طرف عقب بدن خم شده است بطوریکه گوساله اغلب از قسمت عقبی برای مکیدن شیر استفاده میکند شاخه ها به طرف بیرون رشد کرده واغلب بلندتر از گاومیشهای رودخانه ای است. شکم بزرگ، پیشانی صاف با چشمانی برجسته صورت کوچکتر و پوزه بزرگ (پوزه بزرگ در تعلیف دام اهمیت خاصی دارد که یک امتیاز محسوب می شود) برای کار و تولید گوشت استفاده می شود و دو منظوره هست. (میزان تولید شیر پائین است) و معمولاً دیرتر به سن بلوغ می رسند تقریباً بعد از 3 سالگی وزن بدن در ماده ها kg400 و نرها kg500 می باشد.

گاومیش رودخانه ای:

از نظر ژنی دارای 50 کروموزوم هستند و معمولاً این حیوان آبهای تمیز را انتخاب می کند محل زیست آنها عمدتاً هند و پاکستان و کشورهای جنوب غربی آسیا و خاورمیانه مثل ایران، عراق، ترکیه، افغانستان و بعضی کشورهای آفریقایی مثل مصر و کشورهای جنوب شرقی اروپا چون ایتالیا، رومانی، یوگسلاوی، بلغارستان و یونان و جمیعت این گاومیش ها در حدود 65% کل جمعیت گاومیش دنیاست.

حدود 96% از کل 36 میلیون تن شیر تولیدی گاومیش جهان را این نژاد تولید میکند. این گاومیشها بیشتر به رنگ سیاه و گاهی لکه های سفید در نقاط مختلف بدن دارند. شاخ در این تیپ به طرف داخل و خلف، هلالی و خمیده رشد کرده و کوتاه تر از نژاد باتلاقی است. صورت در این نژاد کشیده، کمر باریک، کپل بزرگ و فرق بین گاومیش های نر و ماده مشهودتر از تیپ باتلاقی است. نژادهای معروف این گروه را میتوان مورا، نیلی راوی، جعفرآبادی، سوراتی در هندوستان و نیلی راوی پاکستان و کندی را نام برد که مورا از مهمترین نژاد گاومیش های شیری است. وزن بدن در ماده ها kg650-250 و نرها kg700-300 است.

کالبد شناسی و اندام شناسی گاومیش:

گاومیش جزو نشخوارکنندگان چهار معده ای و 13 جفت دنده و تعداد دندانهای دائمی 32 عدد و از 3 ماهگی شروع به رشد و تا 5/2 سالگی کامل می شود.

دارای 14 مهره کمری – 5 مهره تهیگاه – 4 مهره لگنی – 16 مهره دمی که جمعاً 39 مهره می باشند.

 

خصوصیات عمده فیزیولوژیکی و هماتولوژیکی:

حجم خون 4/5% وزن بدن حیوان،  پروتئین های خون هموگلوبین و  آن پلاسما است.

 

   هموگلوبین تیپ A :

خصوصیات شیرواری

در مورد گاومیش

 

 

 در مورد گاومیش تیپ B:

خصوصیات پرواری

 

مقدار کلسترول و کراتین در 100 گرم خون به ترتیب 79/1+75/81 میلی گرم و 06/0+68/1 میلی گرم هست.

ضربان قلب (نبض)                69-56 بار در دقیقه

تعداد تنفس                           29-24 بار در دقیقه

تعداد کروموزوم                    24 جفت یا 48 عدد

سن جفت گیری                    4-3 سالگی

دوره آبستنی                         340-300 روز (بطور متوسط 315 روز)

تغذیه در گاومیش:

گاومیش در بین حیوانات اهلی تولید کننده لبنیات و دیگر فرآورده های مورد نیاز انسان، یکی از کم توقع ترین حیوانات است که به علوفه کم و کیفیت پایین نیز قانع بوده و به حیات و تولید خود ادامه داده است ولی آنچه مسلم است بالا بودن کیفیت و حتی کمیت غذای مصرفی گاومیش تأثیر بسزایی در بهبود تولید گاومیش خواهد داشت چرا که یک تغذیه مناسب باعث تولید شیر بیشتر و با کیفیت تر (حتی از لحاظ کمی در سطح گاوهای دورگ) و هم گوشت با کیفت تر و بهبود سایر مسائل اقتصادی و مدیریتی می گردد.

تغذیه گاومیش در ایران بسته به مناطق مختلف پرورش و نوع خوراک منطقه متفاوت است و عموماً به صورت سنتی تغذیه دارند. ولی در مراکز و مجتمع های مختلف با ترکیب خاصی می باشد بطور مثال در مرکز اصلاح نژاد گاومیش ارومیه (جبل) تغذیه گاومیش ها با سنین مختلف و جنس های متفاوت در دوره های مختلف زمانی و فصلی متفاوت است و شامل:

ذرت سیلو شده، کنسانتره، یونجه خشک، علف سبز است که ترکیب و مقدار آن در صفحات بعدی ذکر خواهد شد.

تولید مثل گاومیش:

دستگاه تناسلی گاومیش ماده از لحاظ ساختمان و موفعیت آناتومیکی مشابه گاو بوده و گردن رحم برجستگی کمی داشته و انحناء شاخهای رحم بیشتر است. تخمدان ها به خوبی قابل دسترس بوده و تغییرات فیزیولوژی تخمدان ها و رحم را میتوان با لمس از طریق رکتوم تشخیص داد.

تخمگذاری 18-15 ساعت پس از اتمام علائم فحلی انجام می پذیرد که این زمان در گاو 12-10 ساعت پس از شروع علائم فحلی است. مطالعات نشان می دهد که گاومیش نسبت به ایجاد تخمک گذاری چند تایی و انتقال جنین پاسخ کمی داده است همچنین بازیافت جنین در گاومیش به طور متوسط از گاو کمتر است که در حقیقت کارایی برنامه های انتقال جنین در آن کاهش می یابد.

علائم فحلی در گاومیش مثل گاو چندان روشن نیست، مطمئن ترین علامت فحلی رفتار پذیرش جنس مخالف است (یکی از علل عمده استفاده از تیزر فحل یاب در گله های گاومیش همین مسئله است)، فحلی در گاومیش اکثراً خاموش silent oestrus است و میتوان گفت علائم ظاهر شده آن تقریباً مشابه گاو است (ترشحات موکوسی شفاف، کش دار از واژن و متورم و سرخ شدن آن).

امروزه یکی از مهمترین مشکلات پرورش گاومیش در دنیا، عدم آشنایی کافی و لازم با خصوصیات تولید مثلی گاومیش ماده است. طولانی بودن مدت آبستنی، روشن نبودن علائم فحلی، خاموش بودن جفت پذیری، فصلی بودن تولید مثل از جمله این مشکلات می باشد.

طبق تحقیقی به عمل آمده در مرکز اصلاح نژاد که بر روی 107 رأس گاومیش زایمان نموده (سال 1367) انجام گرفت میانگین طول دوره آبستنی 3/319 روز می باشد. علائم ظاهری نزدیک بودن زمان زایمان شامل بزرگ و فعال شدن پستانها هیپرتروفی و ورم لبه های فرج، شل شدن لیگامنهای لگنی که منجر به بلند شدن دم می شود و همچنین آویزان شدن موکوس شفاف از فرج می باشد. همچنین طبق بررسی به عمل آمده در روز آخر آبستنی، شل شدن مدفوع از علائم مهم زایمان می باشد. زایمان در گاومیش شبیه گاو است.

مرحله اول زایمان که شامل انقباضات رحمی و شل شدن گردن رحم است بطور متوسط 20/36 دقیقه می باشد که طول این مرحله در گاومیش های شکم اول بیشتر از گاومیش هایی است که چند بار زایمان کرده اند. مرحله دوم که انقباضات شکمی موجب پاره شدن آمینیون و خروج فتوس بطور متوسط 72/14 دقیقه (طبق نظر singh و khar و chander 1994) می باشد با شروع مرحله سوم زایمان زورهای شمی طع شده و پرده های جنین 4 تا 5 ساعت (مورو 1986) و 40/268 دقیقه بعد از زایمان خارج می شوند. (طبق نظر sinhg و khar و chander 1994).

بعد از زایمان گوساله را تا 5 روز با آغوز تغذیه میکنند (cc450) و به مدت دو ماه در حدود 10% وزن بدن گوساله با شیر تغذیه میکنند. جفت ماندگی در گاومیش نسبت به گاو کمتر بوده و طبق نظر مورو (1986) 10-5 درصد شامل می شود. وقوع جفت ماندگی در گله های آلوده به بروسلوز از درصد بالاتری برخوردار است. طبق تحقیقات مرکز اصلاح نژاد جفت ماندگی 7/2% را شامل میشود. که احتمالاً علت پایین بودن درصد جفت ماندگی مدیریت بالا و عاری بودن گله نسبت به بروسلوز می باشد. سن اولین زایش طبق نظر مورو (1986) بطور متوسط 40 ماه است که این مقدار در مرکز اصلاح نژاد بطور متوسط 6/1128 روز می باشد (طبق تحقیقی که بر روی 9 رأس یوره (تلیسه) گاومیش صورت گرفت) سن اولین زایمان در گاومیش بسته به شرایط محیطی و جغرافیایی و روشهای پرورشی و مدیریتی و همچنین بسته به خصوصیات ارثی و وزن بچه گاومیش هنگام تولد فرق میکند. طبق نظر مورو (1986) فاصله بین دو زایمان 675-340 روز (بطور متوسط 504 روز) گزارش شده است که در بین گاومیش های مرکز اصلاح نژاد طبق تحقیق به عمل آمده بطور متوسط 396 روز می باشد.

به طور کلی بلوغ در گاومیش (نر و ماده) معمولاً دیرتر از گاو به وقوع می پیوندد و در بین گاومیش ها نیز در نژادهای مختلف متفاوت است در گاومیش های رودخانه ای سن بلوغ 18-15ماه می باشد در این سن وزن
تلیسه ها در حدود 300-250 کیلوگرم است که برای آبستنی وزن مناسبی هست. در گاومیش های نر رودخانه ای معمولاً در سن 15-12 ماهگی بالغ می شود ولی بلوغ فیزیولوژیکی در 24 ماهگی است. در مورد گاومیش های ایرانی (منطقه آذربایجان و مازندران) سن بلوغ حدود 30 ماهگی است که با اجرای یک برنامه تغذیه ای مناسب میتوان آن را کاهش داد.

طول مدت فحلی 30-11 ساعت (بطور متوسط 21 ساعت) توسط مورو (1986) گزارش شده است. شالاش (1958) میانگین طول زمان استروس (فحلی) را در گاومیش های مصری حدود 92/11 ساعت گزارش کرد. براساس گزارش kaleff (1932) طول مدت استروس گاومیش های بلغارستان حدود 36-24 ساعت بوده و بندرت تا 48 ساعت طول کشیده است. طبق تحقیقی در مرکز اصلاح نژاد طول فحلی بین 36-24 ساعت است ولی تا 5 روز نیز حالت فحلی دیر شده است. طول سیکل فحلی طبق نظر مورو (1986) 24-18 روز (21 روز متوسط) گزارش شده است طبق نظر M.fahimuddin (1989) متوسط طول سیکل فحلی 28-21 روز است. طبق تحقیق مرکز اصلاح نژاد بطور متوسط، طول سیکل فحلی 21 روز بوده است.

درصد باروری گله مرکز اصلاح نژاد 3/71 درصد بوده است و همچنین درصد نازایی این گله در عرض 1 سال تحقیق 8/28 درصد بوده است. در صد پیچ خوردگی رحم 9/0% (یک مورد)، درصد سقط جنین 8/1% (دو مورد)، درصد وقوع آبستنی در اولین تلقیح مصنوعی 8/56%، درصد ماده زایی 7/46% و نرزایی 3/53% بدست آمده است.همچنین بیشترین تعداد زایمان مربوط به خرداد ماه بوده که 25% کل زایمان را شامل شده و بیشترین تعداد فحلی نیز در خرداد ماه بوده مع 02/17% را شامل می شود. وزن گوساله ها هم 4/35 کیلوگرم بطور متوسط بوده است.

دو قلوزایی:

دو قلوزایی در گاومیش خیلی کم دیده می شود و صفت مطلوبی به حساب نمی آید چرا که علاوه بر کمتر بودن وزن گوساله از حالت طبیعی باعث کوتاه شدن طول دوران آبستنی در حدود 20 روز می شود که از لحاظ تولید شیر برای دامدار حائز اهمیت است. تغذیه و مدیریت مطلوب ارتباط تنگاتنگی با این پارامترهای ذکر شده دارد که میتواند با بالا رفتن کیفیت و کمیت باعث بهبود نقایص گردد.

 

آمیزش بین گاو و گاومیش:

بدلیل تفاوت های کروموزومی تا به حال تولید مثلی صورت نگرفته است.

گاومیش باتلاقی                     48 کروموزوم

گاومیش رودخانه ای               50 کروموزوم

گاومیش آفریقایی                              52 کروموزوم

گاومیش کنگو                       54 کروموزوم

گاو                                    60 کروموزوم

تفاوت های بین گاو و گاومیش از نظر دستگاه تناسلی:

سرویکس در گاومیش کمی عقب تر است همچنین تخمک در گاومیش کوچکتر است. 90% تخمدان راست عمل میکند و فعال است همچنین 90% گاومیش ها بطور ایستاده زایمان می کنند.

پارامتر

مقدار

پارامتر

مقدار

میانگین طول دوره آبستن

2/319 روز

درصد نرزایی

3/53%

سن اولین زایش

6/1128 روز

وقوع آبستنی در اولین تلقیح مصنوعی

8/56%

فاصله بین دو زایش

396

درصد جفت ماندگی

7/2%

طول مدت فحلی

36-24 ساعت

درصد پیچ خوردگی رحم

9/0%

طول سیکل فحلی

21 روز

درصد باروری گله

3/71%

درصد نازایی

8/28%

درصد سقط جنین

8/1%

درصد ماده زایی

7/46%

وزن متوسط گوساله ها

Kg 4/35%

 

تلقیح مصنوعی:

تلقیح مصنوعی عبارتست از گرفتن اسپرم گاومیش نر سالم، معاینه و رقیق کردن اسپرم (هدف از رقیق کردن افزایش حجم اسپرم یک انزال است زیرا که تعداد زیادی از گاومیش ماده را بایستی به وسیله آن تلقیح نمود) و نگهداری آن در دمای مناسب برای مدت کوتاه یا مدت طولانی، برای مدت یک هفته در دمای بین 5-4 درجه سانتیگراد بالای صفر و برای مدت طولانی با منجمد کردن زیر صفر درجه در ازت مایه.

اولین نوزاد گاومیش حاصل از تلقیح مصنوعی در 21 آگوست سال 1942 در مرکز تحقیقات الله آباد هند تولید شد. روش تلقیح مصنوعی در گاومیش شبیه گاو بوده، ولی جمع آوری اسپرم از گاومیش در مقایسه با گاو آسانتر است. واژن مصنوعی مورد استفاده برای جمع آوری اسپرم در گاومیش نسبت به گاو کوتاهتر است و در
حدود 40-35سانتی متر است. درصد باروری در گله گاومیش های هندوستان 63% بوده است و این درصد در مرکز پرورش و اصلاح نژاد گاومیش ارومیه (جبل) 3/71% بوده است.

همزمان سازي فحلي

 مرکز اصلاح نژاد گاومیش جبل( 1382 )فاصله بین دو زایش گاومیش های آذری را 489 روز گزارش نموده است.که در این خصوص استفاده  و بهره گیری از روشها و تکنیکهای جدید از جمله روشهای مختلف همزمانی فحلی وتلقیح مصنوعی  جهت  بهره  برداری  بهینه  از واحدهای دامپروری  نقش  مهمی در اقتصاد   آنها خواهد داشت . پروتكل هاي متفاوتی برای اجرای  همزمانی فحلی صادر شده که هرکدام دارای  معایب و مزایایی می باشد از جمله آنهامیتوان :

استفاده از هورمون پروستاگلاندین جهت ایجاد فحلی و تلقیح آنها پس از رویت فحلی.

استفاده از برنامه اوسینگ  و تلقیح  کور·

استفاده همزمان اوسینگ + سیدر و انجام تلقیح کور

موارد وروشها جهت همزمان سازي فحلي
گاو ميش ها از نظر آبستني توسط دامپزشك معاينه و غير آبستن بودن آنها تاييد مي گردد.

سیدری که برای همزمان سازی فحلی استفاده میشود  متشکل از سیلیکان گرید پزشکی که
1900 میلی گرم پروژسترون طبیعی در آن تزریق شده است هنگامیکه سیدر در داخل واژن قرار می‌گیرد، بطور یکنواخت و منظم روزانه 60 میلی گرم پروژسترون ترخیص می کند، که از طریق دیواره واژن جذب می گردد. پروژسترون با مهار  ترشحLH از بروز علام فحلی جلوگیری میکند.ثابت بودن مقدار پروژسترون ترخیص شده و منظم بودن این  ترخیص جهت  عملکرد آن  بعنوان فیدبک منفی از طریق هیپوتالاموس، ضروری است.

 اپلیکاتور مورد استفاده ضدعفونی شده و سیدر درداخل آن جاگذاری میشود .

·        در روز صفر پس ازپاک نمودن اطراف واژن با استفاد از لابریکنت  سیدر در داخل واژن تخلیه شده و همزمان هورمون (GONAbreed)GnRHبمیزان 1سی سی تزریق ، تاریخ وساعت اجرای برنامه دقیقا یاداشت میشود.

میزان بالای پروژسترون حاصل از ترخیص سیدر در خون باعث جلوگیری از آزاد شدن GNRH و به نوبه خود کاهش آزاد شدن گنادوتروپین ها می شود. بطوری که تا هنگام از بین رفتن پروژسترون از فحلی و تخمک گذاری جلوگیری می شود .

•  روز هفتم، همزمان با خارج کردن سیدر هورمون PGF2 با نام تجاری استروپلن به میزان 2 سی سی برای فعال شدن تخمک گذاری  تزریق شده و پس از48 ساعت (روز نهم ) تزریق دوم GNRH به مقدار 1 سی سی انجام گرفت .

•   روز 11 عملیات به عبارتی 48 ساعت پس از آخرین تزریق GNRH  تلقیح مصنوعی با رویت علام فحلی یا بدون رویت آن توسط مامورین بخش خصوصی  تلقیح شد. اسپرمهای استفاده شده از پایت های نیم سی سی که در مرکز پرورش و اصلاح نژاد گاومیش شمال و شمال غرب کشور (مرکزجبل) تهیه شده بود انجام پذیرفت.

روز یازدهم

 

تلقیح مصنوعی

روز نهم

 

تزریق بار دوم

GNRH

روز هفتم

 

PGF2 

روز صفر

           

سيدرگذاري

+

 تزریق GNRH

جدول 1: نمایش عملیات سیدرگذاری و همزمان سازی فحلی در گاومیش

همزمان سازی فحلی یعنی با کنترل استروس، تعداد معینی گاومیش ماده در طول یک دوره زمانی کوتاه جفت پذیر می شوند. از مزیت های مهم این برنامه:

1.     افزایش کارآیی تلقیح مصنوعی در گاومیش.

2.     کاهش مشکلات فحل یابی در گاومیش و کاهش کار وقت گیر تشخیص فحلی.

3.     افزایش راندمان اقتصادی یا بهبود وضعیت تولید مثلی.

4.     کاهش فاصله بین دوزایش.

5.     مدیریت تولید شیر.

  1. درمان کیست های تخمدانی و عدم فعالیت تخمدانی (آنستروس)
  2. تأخیر در بلوغ، تولید مثلی بعضا فصلی، طولانی بودن آنستروس، زیاد بودن فاصله بین دوزایش، خفیف بودن نشانی های استروس از جمله موارد مشکلات تولید مثلی در گاومیش می باشد که با استفاده از این پروتکل امکان افزایش راندمان تولید مثلی در گاومیش امکان پذیربوده که نتایج حاصل در جدول زیرآورده شده است.  همانگونه که مشاهده میشود میانگین باروری به این روش در سطح استان72/54 محاسبه شده است كه در مقایسه با درصد آبستنی در گاو که حدود 64% می باشد (به روش اوسینک + سیدر) در حد مناسب می باشد.

شهرستان

ارومیه

میاندوآب

مهاباد

خوی

سلماس

تعداد گاومیش

(به رأس)

70

30

25

15

12

درصد آبستنی

57%

53%

52%

53.3%

3/58

تعداد گاو ميش و درصد آبستني آن در شهرستانهاي استان آذربايجانغربي كه عمليات سيدر گذاري و همزمان سازي فحلي انجام پذيرفته است.

 

انتقال جنین در گاو میش

 

اولین مورد موفقیت آمیز انتقال جنین در سال 1890 در شهر کمبریج انگلستان در خرگوش صورت گرفت از آن تاریخ به بعد موفقیت های چشمگیری در انتقال جنین در حیوانات اهلی مثل گوسفند،بز،خوک و گاو بدست آمد و این پیشرفت ها آنقدر زیاد بوده که امروزه انتقال جنین به عنوان یک کار تجارتی در صنعت گاو داری مدرن مورد استفاده قرار گرقته است و موسسات انتقال جنین از کشوری به کشور دیگر  مباردت به به صدور جنین می نمایند.

برای اولین بار تحقیقاتی در بهمن ماه 65 توسط دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز بر اساس طرحی مشترک با وزارت کشاورزی به منظور بررسی زمینه اجرایی انتقال جنین توسط دکتر فاضلی انجام گرفته و اولین گوساله متولد شده در تاریخ 5/2/66 می باشد. انتقال جنین تکنیکی است که برای توسعه سریع دامپروری و گله های شیری و به منظور افزایش و تولید شیروگوشت می توان از آن استفاده کرد.

روش کار:

گاومیش هایی گه خریداری می شوند از همان ابتدای ورود در قرنطینه نگهداری شده تا از لحاظ بیماریهای سل و بوسلوز مورد تست و بررسی قرار گیرند در صورت منفی بودن این دو بیماری دامها وارد گله می شوند سپس از گاو میش هایی که قرار است انتقال جنین یا تلقیح مصنوعی برای انجام کارهای اصلاحی صورت گیرد خونگیری به عمل می آید تا از لحاظ بیماریهای تناسلی مورد بررسی قرار کیرند هر راس دام ماده ای که خونگیری می شود شماره کپل (و در صورت نداشتن شماره کپل شماره گوش آن دام)در قسمت بر چسب لوله خونگیری می نویسیم زمانیکه خونگیری دامها پایان یافت قالب های یخی را در اطراف لوهلی خونگیری قرار داده و در اسرع وقت جهت انجام آزمایشات و مشخص شدن بیماری به کرج فرستاده میشود بعد از اعلام نتیجه توسط آزمایشگاه کرج دامهایی که سلامتی کامل دارند جدا نموده و در محل  جداگانه نگهداری و تغذیه می شوند.

سپس همزمان سازی فحلی بر وری دامهای سالم صورت گرفته همزمان کردن فحلی به معنای استفاده از داروجهت آماده سازی دامها به فحلی در یک زمان می باشد. و بدین ترتیب راندومان تولید مثل بالا رود و تلقیح یا انتقال جنین در بهترین زمان ممکن صورت گیرد. 

یکی از راههای همزمان سازی سیدر گذاری می باشد که در مرکز اصلاح نژاد گاومیش جبل صورت گرفته است سیدر را در داخل واژن توسط اپلیکاتور قرار داده و با نخی که در انتهای آن قرار دارد در بیرون فرج قرار میگیرد و قابل مشاهده می شود بعد از انجام سیدر گذاری روز و ساعت آن را جهت انجام کارهای بعدی یادداشت می نماییم.

· روزصفر(برابر با 29 مرداد و 20 آگوست): قرار دادن سیدر 

· روز 9 (برابر با 7 شهریور و 29 آگوست): تزریق پرستاگلاندین cc3

 

تزریق پرستاگلاندین ها دو بار صورت می گیرد در مراحل مختلف از سیکل تناسلی تزریق پرستاگلاندین ها باعث می شود که آن دسته از حیوانات که دارای یک جسم زرد کامل و فعال هستند تحلیل رود و ذسته دوم که دارای جسم زرد جوان و یا در مرحله فولیکولی هستند با تزریق دوم به فاصله 10 تا 12 روز در عرض دو تا سه روز بهد از تزریق دوم فحل شوند.

· روز 10 (برابر با 8 شهریورو 30 آگوست): خارج کردن سیدر 

· روز 12(برابر با 10 شهریور و یک سپتامبر): کنترل فحلی وتزریق گنادوتروپین یه میزان cc1.5

فحلی عبارت است از تظاهرات جنسی و تمایل به آمیزش که دامهای فحل ناآرامتر،تحریک پذیرتر و هیجان زده تر میشوند برای تشخیص علائم فحلی سپیدهدم و غروب زمانهای مناسبی می باشد.

علائم فحلی : فرج گاوهای فحل متورم وپرخون است واغلب اوقات مواد مخاطی شفافی را که از فرج جاریست می توان مشاهد نمود، تکرر ادرار، نعره زدن، دم S شکل، گارهای ماده ای که فحلی نیستند سوار گاوهی ماده فحل میشوند.این علائم را در مقابل شماره هر گاو که مشاهده نمودیم ثبت نموده و  تاریخ و ساعت آن را یاد داشت می نماییم.

 

شماره گاو میش

 

تاریخ فحلی

 

ساعت فحلی

 

پایان فحلی

 

ترشحات موکوسی

 

بلند کردن دم

 

ایستای فحلی

 

 تکرار ادرار

 

سایر علائم

9501

12/6

1105

 13/6

 

 

 

+

 

9502

12/6

1135

13/6

 

 

 

+

 

244

11/6

1150

13/6

+

 

 

 

نعره زدن

272

10/6

1115

13/6

+

+

 

 

 

44454

12/6

1143

13/6

+

 

 

+

 

236

12/6

1130

13/6

+

 

 

 

 

243

10/6

1120

13/6

+

 

 

 

 

242

12/6

1140

13/6

+

+

+

 

 

238

11/6

1115

13/6

 

+

 

 

نعره زدن

218

11/6

1130

 

+

 

 

 

نعره زدن

 

 

· روز 18 (برابر با 16 شهریور و 7 سپتامبر): انتقال جنین

جنین هایی که خریداری شده در کانتینر های حاوی ازت مایع قرار دارند جهت انتقال جنین به محل مناسبی منتقل می شوند در این روز دامهای تعیین شده یکی یکی مهار شده و ابتدا کارشناس و مسئول انتقال جنین شاخی را که مناسب انتقال است از طریق توشه رکتال چک نموده و شاخ مناسب (راست یا چپ) را تعیین می نماید.

بی حسی اپیدورال با تزریق cc 5 لیدوکائین صورت می گیرد.

خارج نمودن پایوت های حاوی انتقال جنین از کانتینر و ذوب آن در آبی که دمای آن 25-20 درجه سانتیگراد می باشد به مدت حدودا 40 ثانیه.

مشخصاتی که روی پایت های حاوی انتقال جنین می باشد شامل شماره شناسنامه جنین، کشور، تاریخ، نوع جنین و ...

بعد از ذوب سر پایت رابا قیچی کوتاه نموده و درظرف دیگری محیط کشت H-SOF اضافه نموده و جنین را توسط شیلنگ مخصوص انتقال به محیط کشت انتقال می دهیم و درزیرلوپ مشاهده می نماییم. جنین به صورت توده 8 تا 16 سلئلی به چسبیده دیده میشود سپس بوسیله  شیلنگ مخصوص انتقال یک مقدارهوا به پایت منتقل سپس جنین و بار دیگر هوا به پایت منتقل می کنیم پایت را در تفنگ تلقیح قرار داده با یک دست توشه رکتال نموده و با دست دیگر تفنگ انتقال جنین را از فرج،مهبلو سرویکس رد نموده و در قسمت فوقانی رحم عمل انتقال جنین صورت می گیرد .

در روش مستقیم نیازی به محیط کشت نبوده و بعد از ذوب جنین، جنین را در تفنگ تلقیح قرار می دهند بعد از دو ماه  نتیجه انتقال مشخص می شود.

 

ردیف

 

شماره کپل

 

شاخ انتقال جنین

 

شماره شناسنامه جنین

 

روش انتقال

 

ساعت انتقال

 

نتیجه انتقال

 

ملاحضات

1

9501

راست

AA OB-ONE 49-3

غیر مستقیم

13:55

منفی

 

2

9502

چپ

AA   Lucky 077-1

مستقیم

13:42

منفی

 

3

244

چپ

AA    Lucky077-3

غیر مستقیم

12:35

منفی

 

4

272

راست

DA  OB-ONE1056

غیر مستقیم

10:45

مشکوک

 

5

44454

راست

AA OB-ONE2049I

غیر مستقیم

11:8

منفی

 

6

236

راست

HA OB-ONE063-2

غیر مستقیم

11:38

منفی

 

7

243

چپ

HA OB-ONE063-1

غیر مستقیم

12:21

منفی

 

8

242

راست

AA LUCKY077-2

مستقیم

13:30

منفی

 

9

238

مناسب نیست

-

-

-

-

 

10

218

مناسب نیست

-

-

-

-

 

تلاقی نژادی:

قبلاً تصور می شود که از تلاقی نژاد رودخانه ای نژادی حاصل نمی شود زیرا این دو گونه نسبت به هم عکس العمل منفی نشان میدهند چنانچه هر دو از کودکی با هم نگهداری شوند این واکنش منفی سلب می شود و نتایج حاصل از آن نتاجی است که رشد بهتر هیکل درشتر، ظرفیت بدن بیشتر و از لحاظ رشد عملکرد بهتری دارند و در واقع پدیده هتروزیست در نتاچ بوجود می آید.

اثر خویشاوندی در گاو میش: (In breeding)

در رابطه با اثر هم خونی یا تلاقی فامیلی در گاومیش اطلاعاتی در دست نیست ولی بر اثر اطلاعاتی که در گاو وجود دارد، میتوان حدس زد که در سطوح بالاتر آن مرگ و میر گوساله، کاهش وزن تولید شیر و اندازه کوچک نتاج را خواهیم داشت. در رابطه با اصلاح نژاد توصیه شده که در انتخاب گاومیش نر بوسیله تولید مثل در گله دقت کافی صورت گیرد تا بهترین گاومیش نر انتخاب شود. در کشورهای مصر و هندوستان در انتخاب نرها پروژنی تست صورت میگیرد (ارزیابی گاومیش نر از طریق دخترهای آن).

اثر گرمای روزانه هوا بر گاومیش:

هنگامیکه گاومیش در شرایط هوای گرم قرار گیرد و شرایط آبستنی و اسپری آب بر روی بدن حیوان فراهم نشود در این حالت دمای بدن آن افزایش یافته و ضربان قلب و تنفس نیز در پی آن افزایش می یابد در نتیجه بر رفتار تغذیه ای دام اثر گذاشته و پیامد آن کاهش تولید خواهد بود، بدین ترتیب که اگر گاومیش به مدت زیادی مثلاً 2 ساعت زیر اشعه مستقیم آفتاب قرار گیرد در مقایسه با گاو، دچار پریشانی و آشفتگی شدیدتری خواهد شد در این حالت از نشخوار بازمانده، دمش را تکان داده و اقدام به لگد پرانی می کند که نشانه ناآرامی و اضطراب از سوی دام است و سپس ریزش آب از بینی و چشم ها و از دهان ریزش بزاق شروع می شود و اگر در این حالت مکان سایه دار و خنک و اسپری آب و یا استخر آب مهیا شود این علایم از بین رفته و حیوان به حالت طبیعی خود بر میگردد.

فرو رفتن گاومیش رودخانه ای در آب و همچنین گاومیش باتلاقی در گل و لای حرارت بدن دام را دفع کرده و از طریق گل و لای مانع نیش حشرات در آنها می شود و در کشورهای جنوب شرقی آسیا حتی تا 5 ساعت در روز در فصل گرم در گل و لای استراحت می کنند. بطور کلی میتوان گفت که تنظیم دمای مناسب برای گاومیش با روش های متفاوتی چون روش های مذکور و همچنین وجود کولر و پارچه های مرطوب برای انداختن روی بدن گاومیش یک امر بسیار مهم مدیریتی در گاومیش هست چرا که فعالیت کم غدد عرقی پوست گاومیش حرارت بدن آن را به تنهایی دفع نخواهد کرد.

مصرف آب:

به نظر میرسد که آب یک نقش عمده ای را در تغذیه گاومیش دارد ولی چنانچه تأمین نشود باعث مرگ و میر و اتلاف گاومیش ها می شود شاهد این ادعا، تلفاتی است که در گوساله های گاومیش در استرالیا در فصول گرم اتفاق افتاد. در مورد مصرف خوراک جهت شیردهی نیز مشاهدات تحقیقی بیانگر این نکته هستند که گاومیش در دمای 32 درجه سانتی گراد از لحاظ اشتها شدیداً اٌفت دارد.

مقید کردن:

از آنجائیکه گاومیش دارای پوستی خیلی حساس می باشد واکنش هایی به افراد غریبه نشان می دهد، بنابراین برای انجام، اعمال واکسیناسیون و جراحی توصیه می شود قبل از اینکه اعمال بر روی حیوان انجام گیرد حیوان به طور مناسب مقید شود برای این کار میتوان از گردن گیر، بستن به تنه درخت، پیچاندن دام بهره برد.

 

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط ت . ب |

تیرماه، حقیقت تلخی است. واقعیّتی است شناور در خون و خاکستر. هوای مچاله و خنجر هفتم تیر، هنوز در سرها تیر می کشد. زمزمه های ناتمام، بر سنگفرش های سرچشمه می خشکد و بوی مرگ، بر تمام درها می کوبد. من همچنان رها هستم! در این همه هراس شفّاف. گردنه های تنم، سُمکوب حرامیان وحشت است. من رها شده ام در جویبار تاول و ترس. لحن کلامم سوخته است. قدّم نمی رسد تا سرم را از روی طاقچه های پرتت بردارم. می خواهم به دست هایم و به هوایم زل بزنم. می خواهم تمام دقیقه های پنهان و آشکار را بگریم. رودی از رگ هایم خالی می شود. خونِ تازه کلمات را بر دیوارهای سوگوار تهران، انگشت می کشم.

تیر ماه، حقیقت تلخی است. هوای عصر گاه، سخت تشنه ام می کند. سرم را بر ورق ها و قلم های می چرخانم. بوی سوختگی و زجر زوایایم را می کاود و در واقعیّتی کشنده شناورم.

«که شعر مرهم شیدایی ام نبوده و نیست تو را چگونه در این ناتوان خلاصه کنم
درست ساعت پنج سه شنبه هفتم تیر نشسته ام که تو را در زمان خلاصه کنم»

تابستان در تمام حنجره ها گره خورده است. ثانیه ها تمام راه را گریان آمده اند شقاوتِ یک بمب ساعتی ـ مهیب و نفس گیر ـ زیر کاغذها و صندلی های می لولد. تیرماه! تیرماه! و مرگ است که تلخ می آید و تلخ می گذرد...

بلندم کن! ای نجوای ایستاده بر گذرگاه! بلندم کن. آواری تلخ، شانه هایم را می فشرد. این هوای سوخته را نمی توانم نفس بکشم. خورشید است که خونین و عصبی، بر واپسین ستیغ ها درنگ کرده است.

حق دارد خوشید اگر بیراهه های خواب شبانگاه را گم کند.

روزنامه ها ـ مچاله و پیر ـ در زاویه های خشم خویش ورق خورده اند. خبر تلخ است. خبر برآمده از بغض های دنیاست. ناتوانی سقف ها را قلم چون چتری بر سر می کشد ـ آوار مصیبت را در خود صفحات زمان می پیچم و تن به دیوارهای ویران می دهم.

عطر بهشتی

محمدسعید میرزایی

این بار، ابرهای مسموم جهالت، نتوانستند «انفجار نور» را تاب بیاورند.

هفتاد و دو گل سرخ، به یاد هفتاد و دو کبوتری که در ظهر عاشورا، به افق های خونین پر کشیدند، پرپر شدند.

بمب سرسپردگان جهالت، این بار «خانه ملّت» را به خاک و خون کشید.

آن روز، عطر گل های سرخ پر پر شده، مشام شهر را خون آلود کرده بود.

آن روز، روزنامه ها به جای خبر مجلس، بوی خون را انتشار دادند؛ خونی که برای محکم تر شدن ریشه های درخت «انقلاب» مظلومانه بر زمین ریخته شد.

آن روز، دشمنان شهر لاله ها، «دموکراسی» را به گونه ای دیگر معنا کردند.

آن روز، عطرِ «بهشتی» هفتاد و دو اثر سرخ، فوران کرد.

آن روز یاران «بهشتی» بهشتی شدند.

آن روز «بهشتی» بهشتی شد.

تمام ثانیه ها سوگوار می گذرند

حمیده رضایی

«ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند»

تابستان، بوی سوخته حادثه می دهد.

ردّ گام های خورشید، خاک را به آتش می کشد.

شقیقه های زمان، متورّم شده است.

صدای تیک تاک زمان، خبر از انفجاری مهیب می دهد.

شب رخنه می کند و در همه روزن ها، چیزی در جمجمه تاریخ تکان می خورد ـ اتفاقی تلخ ، سیاه تر از هر چه شب های ممتد و مکرّر.

صدای ضربان قلب زمین، زیر گام هایِ دژخیم حادثه تندتر می شود.

ظهر تابستان بر تن دقیقه ها عرق می کند.

سر بر دیواره های ویران می کوبم، بال های خستگی ام را پناهی نیست.

هر آن چه پروانه در شکاف سنگ ها به سکوت بر دقیقه های وحشی بال می کوبند.

حادثه نزدیک است؛ تیر ماه، غزلمویه تلخی را در دهان خویش زمزمه می کند. روزنامه های عصر سیاه پوش، در باد می چرخند و تهران بر سر می کوبد حادثه تلخ مجاور را.

مجلس، بوی ترانه های سوخته می دهد؛ بوی بال های رها در آسمان، بوی تند فاجعه.

تلنگری به صدای کبوتران می خورد، آسمان در بال های گسترده پروازشان خلاصه می شود.

کدام دقیقه روشن، کنار چشمه ماه نفس تازه می کنید که صدای بال هایتان، افلاک را به تحیّر می کشاند؟

مجلس بر سینه می کوبد اندوه نفس گیرش را همه جا در غبار حل می شود، دست های شیطان زبانه می کشد. از زاویه ها شهر، حادثه یکبار دیگر خونِ تاریخ را می مکد؛ آن گونه که در شریان های زمان، به جای خون، اندوه موج می زند.

سقف ها و دیوارها، گرد و غبار حادثه، خون و خاکستر، شقیقه های ملتهبِ حادثه سقف ها در هم می پیچند، دیوارها در هم می ریزند، تمام ثانیه ها سوگوار می گذرند.

تابستان عزادار بر پیشانی داغمه بسته تاریخ، مشت می کوبد، تیر ماه، در هفتمین روز خویش، آخرین نفس هایش را در دود و خاکستر و خون می کشد.

عطش پرواز، آسمان ها چنگ می اندازد و ساعت، روی پنجمین تلاش بیهوده خویش در لابه لای عقربه های در هم گره خورده، خواب پرواز می بیند.

بهشتی، دریا بود

میثم امانی

«بهشتی» را نمی توان در یک نام خلاصه کرد / او فراتر از یک نام بود / زندگی را عاقلانه دریافت، عارفانه زیست و عاشقانه بدرود گفت / نمی خواست باشد، امّا خطّی از زنده بودنش نباشد / زندگی تکاپو بود برایش / و او به سان دریا که اگر بایستد مرداب خواهد شد / اخلاق را در مکتب اهل بیت علیهم السلام خوانده بود / و آموخته بود که شیفته خدمت باشد نه تشنه قدرت / «بهشت را به بها می دهند نه به بهانه / اگر نبود چشم های دیده بانه اش و دست هایی که دستگیره اطمینان انقلاب بودند چه بسا کشتی تلاطم مردم به ساحل نمی رسید / و اگر پروانگی اش نبود چه بسا که تاریکیِ پس از خاموشی شمع گسترده شده بود و صبحی در پی نمی آمد / و اگر نبود قدم رنجه هایی که متحمل شد چگونه دری از آرامش بر دل های رنج دیده گشوده می شد؟ / «بهشتی» یک نام نبود / یک «معنی» بود. ساری و جاری که دمیده می شد و حیات می بخشید / و زیستن اش تمام تبلور مفهومی دیگر به ژرفای یک عرفان، بلندای یک اراده / او نخواست بزیَد در حالی که نداند چرا و چگونه؟ / فلسفه زیستن اش حسینی زیستن بود، بر نتابیدن ظلم، بر نتابیدن هر آنچه که داغ یزیدی زیستن به پیشانی داشته باشد. بهشتی یک نام نبود / یک «ملت» بود، یک فردِ متجلی در اجتماع، یک اجتماعِ متجلی در یک فرد / دست هایش را گشوده بود تا ابدیت را در آغوش بگیرد / حصار تنگ زمان و مکان را در نوردیده بود / و از این رو شهادتش نه پایان بلکه روزنی بود به رهایی تا رسیدن با فراسوی اوج / او از نمودها گذشته بود تا به وجودی برسد که اصیل ترین است / دنیا برای او کوچک بود. دنیا البته برای آنان که دلشان بزرگ تر از حجم نگاه دیگران است، کوچک است / بهشتی یک نام نبود / «مظلومیت» بود و پاسخ مظلومیت بشر را خدا می دهد / آن «تراژدی دیرین» که گردانندگان تاریخ را در کمین نشسته است، روح ستیز را در او یافته بود، ستیز یا جبر! / آنان که او را نشانه رفتند خوب دانسته بودند چه کسی را نشانه بروند / مالک اشتر زمانه! / مظلوم بهشتی! / بهشتی را نه می شود در یک نام خلاصه کرد، نه در جمله گفت ونه در یک شعر سرود / بهشتی یک «دریا» بود / و دریا نه «خشک شدنی» است، نه «تمام شدنی» است و نه «خلاصه شدنی».

ایران پُر از بهشتیه

محمد کامرانی اقدام

بهشتی، ای منطقِ منطبق با حقیقت! ای حقیقتِ حضور! درود بر تو باد که در اعتقادِ تو اعتدالی بود و در اعتراض تو اعتباری.

دستی به بدرقه داشتی و چشمی به ظهور.

قلبت پر از عاطفه بود و لبریز از رابطه.

ریشه هایت را درخت ها می دانستند و سرسبزیِ اندیشه ات را بهارها.

شهادت در باورِ تو بود. در باورت بود که «مَثَل شهید، مَثَل شمع است که خدمتش از نوعِ سوختن است و فانی شدن و پرتو افکندن تا دیگران در پرتو این نیست شدن بنشینند و آسایش یابند»

بهشتی! درود بر تو و سلام به حماسه تو که می سوزم و می گریم؛ که اشک ریختن به شهید، حرکت در موجِ اوست و نگریستن به پرواز در اوجِ او.

بهشتی! مغزِ متفکر شورایِ انقلاب! درود بر تو که استادِ تو امام بود و شاگردانِ تو یک ملّت.

تو ایستادی و باور داشتی که: «روزی که گردونه همیشه پوینده مبارزه ملّت، در سازماندهی استواری بیفتد باید اطمینان داشت که جرثومه های ضد انقلاب نمی توانند به آن نزدیک شوند».

ای افتخار آفرینِ عرصه عزت و آزادی! کدام افتخار برای تو بالاتر که بگویی «طلبه ای هستم که هر چه از دستم برآید به این انقلاب خدمت کنم». بهشتی! دل دلبستگیِ انقلاب! هیچ دلبستگی نتوانست جرأت هجرت تو را از این دنیا بگیرد. تاریخ را برای خود ساختی و از حضیض ذلت و مذّمت به اوجِ غیرت و رفعت و شوکت رهسپار شدی، تا نشان دهی که ستار شدن، تلاطم سوختن است و جریان جان باخت.

در زیر بیرق یکدلی و یکرنگی ایستادی و سرودی به رنگ آزادی سر دادی و تمامِ پرندگانِ بی پروا را به زمزمه باران دعوت نمودی.

بهشتی! رابطه آلوده ظلم و عصیان را به آتش کشیدی و عشق و بندگی را به شعشعه وسیع سعادت و رهایی پیوند دادی.

بهشتی! ای مطلعِ سرخِ انقلاب! درود بر تو باد، که در هیچ کجای حادثه ها توقف نکردی و «حرکت» و «فریاد» را تا آخرین نفس خویش به خاطر داشتی.

فارغ التحصیل رشته عرفان بودی و طلبه نور که مراقبه را می شناختی و محاسبه را همواره به خاطر داشتی.

مؤمنی متخصص بودی که در ایمان تخصص داشتی و در عشق ورزی به میهن، مهارت.

می خواستی تشنگان حقیقت را از چشمه زلالِ عشق و عرفان و عقیده سیراب کنی، منطق و منش تو، نه زبانه شمشیر بود و نه شمشیر زبان، که مهربانی بود، مروت عشق بود و همدلی.

بهشتی! حضورِ تو، هنر انقلاب بود.

تو موفقیت موّاج بودی و اندیشه ات سرشار از نشاط و شعور و عشق بود و قلبت لبریز از تپش عاطفه ها.

نه طغیان غرب و نه عصیان شرق، نتوانست خدشه ای بر باورِ بارانی تو وارد آورد. جهتِ عقربه اعتقاد تو رو به صدق بود و صفا، حق بود و عدالت، عفت بود و عطوفت، برادری بود و برابری، اخلاص بود و اخلاص.

شب بود و در تبسمِ تو گویی هاله ای از رنج موج می زد.

شب بود و بغض هزار پنجره باران، گلوی احساس تو را می فشرد. امّا دقیقه ای خنده از لبانِ تو کنار نمی رفت.

«نشانِ مرد مومن با تو گویم که چون مرگش رسد خندان بمیرد»

به وداع ایستادی تا شکوهمندی مطمئن خویش را نشان تمام گرد و غبارها دهی.

به وداع ایستادی تا آخرین نیاز خویش را که به او پیوستن است، در قنوتِ خویشتن بخوانی. به وداع ایستادی تا پرواز پروانه های نیایشِ خویش را در قنوت آخر به نظاره بنشینی. زمانِ آن رسیده بود که خداوند وعده داده بود.

«ما کان لنفس ان تموت الا باذن اللّه کتابا مؤَجَّلاً؛ که هیچ کس در این عالم نمی میرد، مگر به فرمانِ خدا و در هنگامی که خدا معین نموده است» ساعت حدودِ هفت و نه دقیقه به افقِ فاجعه بود که هوا روشن شد. بویِ خون و فریادِ خشکیده، بوی باروت و بغض های منفجر شده، با صدای اللّه اکبر آمیخته شد.

صدها خروار خاک و سنگ و سیمان و هزاران خروار دلگرمی، می خروشید و در بهت معلق ذرات، موج می زد. زمین، مبهوت بود و زمان گیج.

سرانجام، رسید آن چه را که کودک «محله چهار سوق»، منتظر آن بود.

سرانجام به ما رسید آن چه مصیبت بود. داغدارِ این حادثه، امام رحمه الله بود و انقلاب.

شهادت، جان نثارانِ «در قربانگاه حزب»، تمام حنجره ها را سرشار از مرثیه ای تازه تر از داغ می نمود.

در آن فضایِ ملتهب از اتصال سیم و گرد و خاک و بوی خون، بوی عطر یاسِ مردانِ آسمانی بود که زمین را غرق در شگفتی کرده بود.

بهشتی و یارانش رفتند تا بار سنگین مسؤولیت را به دوشِ شاهدان بگذارند و دور از همه جنجال ها و توطئه ها و نفاق ها و التهامات، چشم بر هم نهند.

شمع قامتِ بهشتی، این مصداقِ «نفس زکیه» به خاک افتاد امّا اندیشه بلند و نورانی اش تا همیشه پابرجاست.

هنوز که هنوز است، در گویش زمان، این صدا طنین انداز است که: «ایران پر از بهشتیه»

نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390 توسط ت . ب |

زانوهای بی رمق، بر پلکان اول بی تاب شده است. هیولای بیداد، سخت بر پنجره های دنیا می کوبد. چشم های امیدوار، خیره بر درهاست. کسی از آن سوی جهان ما را می خواند. فرشتگان آرامش را کدام دست، در این محنت آباد خواهد آورد؟ سودای زیستن در کلبه های عدالت، در شقیقه ها شدت گرفته است. از مجراهای غبار گرفته ستم باید گریخت.

بر پلکان اول، در راهروهای ناگهان، صدای پای هیولا قطع شده است. امروز روز عدالت است؛ روز گریختن از سردابه های یأس، روز پیوستن به جاودانگی داد.

اگر غم های سنگینی، از همه جهت، بر دل ها هجوم آورده است، این جا هوایی هست که می توان آن را آسان و آرام نفس کشید. رنج ریشه دار قبیله را باید در گوشه ای شلاق زد. باد مساوات را چون سیبی از شاخه های نارس جهان آویخت. بر پلکان اول، در راهروهای ناگهان، صدای جیغ یک زندگی را می شنوم. صدای فریاد جگر خراش یک مظلومیت را حس می کنم کودکانه ترین آوازهای حیات را بر تمام پله ها سر بریده اند. نجوای ملایمی هنوز پشت ستون ها و میزان ها جریان دارد. زمزمه نازکی آرام آرام در شنوایی ام می خزد. امروز، صفحات تازه ای ورق می خورند. نسیم های شتابزده از زاویه های امید می گذرند. امروز روز عدالت است. جهانِ پیش از این، کورمال کورمال از حجم وسیع تاریکی ها گذشته است. جهان پیش از این، جان تنفس نداشته است. دنیای دور از این را چراغ های عدل روشن خواهد ساخت. همه دست ها گره می خورند تا سعادت را از روزنه ها بیرون بکشند. دیگر هرگز هیولای بیداد بر گونه های خیس جهان چنگ نخواهد انداخت. زندگی در یک گوشه آرام گرفته است و مظلومیتِ انسان تا انتهای راهرو، بلند می خندد. حس می کنم کودکانه ترین آوازهای حیات، دوباره جان گرفته اند. نسیمی روح بخش از حاشیه سبز جهان می وزد. بر پلکان اول، فرشته های مهربان عدالت، سرود می خواندند. امروز روز عدالت است؛ روز جوانی جهان، روزی که دیو تبعیض را در تمام فرازها و فرودها حد می زنند، روزی که جنایت، چون اژدهایی سهمگینی در چنبره ترسناک خویش زانو خواهد زد.

عدالت، چون فانوسی در تمام چشم های فرو ریخته روشن می شود. بر پلکان اول، در راهروهایی ناگهان، هیچ گاه صدای پای هیولا شنیده نخواهد شد. فرشته ها سرود می خوانند و باران مِهر، دشت های معطر لبخند را فراخ تر خواهد ساخت.

نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390 توسط ت . ب |

ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) ونهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء(محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد.

 به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الكاظم) گرديد. آن حضرت به كنيه هاي ابو ابراهيم و ابو علي نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت حميده كنيزي از اهل مغرب يا اندلس (اسپانيا) بوده است و نام پدر حميده را صاعد مغربي (بربري) گفته اند ..... برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده اند. امام موسي الكاظم (ع) هنوز كودك بود كه فقهاي مشهور مثل ابوحنيفه از او مسئله مي پرسيدند و كسب علم مي كردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) (148 ق) در بيست سالگي به امامت رسيد و 35 سال رهبري و ولايت شيعيان را برعهده داشت....

  چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت:

 در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. ـ پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق (ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در?ارشاد? متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند.

ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است.

ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

 ـ شخصيت اخلاقي:

 او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود.

 شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.

 ـ برخورد حاكمان سياسي معاصر با امام:

مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است.

ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:
مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به مامسترد نخواهي كرد (يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق منست) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت (يعني سلام بر تو اي پدر من)مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد.

  زندان نمودن امام و چگونگي شهادت:

درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره  نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

 عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را  به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.
 

نجمه همسر امام:

 نجمه , مادر بزرگوار امام رضا(ع ) و از زنان مومنه , پارسا, نجيب و پاكيزه بود.حميده ، همسر امام صادق (ع )، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.

نجمه در خانه امام صادق (ع )، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست !روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص )را ديد كه به او فرمودند:اى حميده ! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خودموسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد.پس از اين پيام ، حميده به فرزندش امام كاظم (ع ) فرمود: پسرم !.نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام ، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق ، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم ، تو نيز در حق او نيكى كن .ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر(ع ) و نجمه ، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن ، احـسـاس سنگينى نمى كرد وچون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت ، سر را به سوى آسمان بلندكرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد.پس از تولد امام هشتم (ع )، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك ، ارزشى فراتر يافت .

  فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

 

  تأثير علمي آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت.

نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390 توسط ت . ب |

  بررسي آخرين دستاوردهاي گاوداري هلشتاين هلند در تهران رئيس انجمن هلشتاين ايران از برگزاري همايش آشنايي با آخرين دستاوردهاي گاوداري هلشتاين هلنددرتهران خبر داد. محمدرضا سنجابي در گفتگو با ايرنا، گفت: اين همايش با هدف ارتقاي سطح اطلاعات گاوداران هلشتاين درايران و آشنايي با دستاوردهاي جديد اين صنعت و نيزتوسعه ارتباطات دامپروري ايران با كشورهاي پيشرفته جهان در اين صنعت برگزار مي شود. وي، زمان برگزاري اين همايش يكروزه را 19 شهريورماه جاري و مكان تشكيل آن را هتل المپيك تهران اعلام كرد. به گفته وي، در اين همايش موضوعهايي نظير اصلاح نژاد، تغذيه، پرورش گاو و گوساله، كنترل ورم پستان وآموزشهاي كاربردي در زمينه گاوداري هلشتاين مطرح خواهد شد. وي اظهار داشت: اين همايش با همكاري انجمن هلشتاين ايران، بخش كشاورزي سفارت هلند در تهران ومركز اطلاع رساني دامپروري هلند (ويپرو) برگزار مي شودودرآن كارشناساني از مركز يادشده و شركتهاي معتبر هلندي سخنراني خواهند كرد. رئيس انجمن هلشتاين ايران با بيان آنكه 92 درصد ازگاوهاي نژاد خارجي ايران را گاو هلشتاين تشكيل مي دهد،گفت: جمعيت گاو هلشتاين در ايران 800 هزار راس وجمعيت گاو هلشتاين دو رگ كشور 2 ميليون راس است كه در 20 هزار واحد گاوداري كشور پراكنده است. سنجابي، متوسط گله هاي صنعتي گاو هلشتاين را 100راس عنوان كرد و افزود: در سالهاي اخير با اقدامهاي صورت گرفته در زمينه اصلاح نژاد گاو هلشتاين و ارتباط باكشورهاي پيشرو در صنعت پرورش گاو هلشتاين، ميزان توليد شير خام در يك دوره شيردهي تا هفت هزار و 800كيلوگرم افزايش يافته است. وي در پايان تصريح كرد: هم اكنون حجم عمده اي ازشير خام كشور از گاوهاي هلشتاين توليد مي شود.

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |

تعیین ضرایب اقتصادی صفات تولید و طول عمر جهت پیشنهاد شاخص سودمندی عمر در گاوهای هلشتاین بیژن محمودی , 2001 چكیده با استفاده از یك مدل قطعی برای گله های گاو شیری كه با سیستم نرخ گذاری شیر ایران سازگار است ضرایب اقتصادی تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین و طول عمر گله برای دو نوع گرایش انتخاب (حداكثر سود و حداقل هزینه)، هشت نوع محدودیت در ابعاد سیستم (ثابت بودن تعداد گاو شیری و تلیسة جایگزین، ثابت بودن كل نهاده، علوفه و كنسانتره مربوط به گاو شیری، ثابت بودن تولید شیر، درصد چربی و پروتئین شیر) و دو نوع هزینة ثابت گله (مستقل از تعداد گاو شیری و وابسته به آن) تشكیل شد. با استفاده از معادلات حاصل از مدل قطعی، ضرایب اقتصادی و اثر تغییر قیمتها و هزینه ها در گاوداریهای مختلف محاسبه شد. به وسیله روش شبیه سازی داده ها میزان حساسیت ضرایب اقتصادی صفات نسبت به 20 درصد نوسان (افزایش یا كاهش) قیمت علوفه و كنسانتره، هزینه غیر غذا، قیمت شیر به نرخ دولتی و آزاد، نسبت فروش شیر به نرخ دولتی، میانگین تولید شیر، طول عمر گله، سهم فروش شیر به نرخ دولتی و همچنین افزایش 20 درصدی درصد چربی و پروتئین شیر و حالت پایه درصد چربی و پروتئین شیر برآورد شد. حساسیت ضرایب اقتصادی نسبت به این عوامل در محدودیت ها، گرایش ها و انواع هزینه های ثابت گله یكسان نیست. تولید شیر، درصد چربی و پروتئین شیر و طول عمر گله به ترتیب نسبت به معدل تولید شیر، قیمت شیر و طول عمر گله بیشترین حساسیت را نشان می دهند. حساسیت ضرایب اقتصادی صفات نسبت به تغییر عوامل تولیدی مختلف در گرایش حداقل هزینه كمتر از گرایش حداكثر سود است. در گرایش حداقل هزینه و وابسته بودن هزینه های ثابت گله به تعداد گاو شیری، ضرایب اقتصادی صفات تحت تأثیر تغییر نوع محدودیت ابعاد سیستم تولید قرار نمی گیرد. اثر ثابت بودن تعداد گاو شیری و تلیسة جایگزین بر ضرایب اقتصادی صفات تولیدی یكسان است. ضریب اقتصادی طول عمر گله در حالت ثابت بودن تعداد تلیسة جایگزین بیشتر از حالت ثابت بودن تعداد گاو شیری است. اثر ثابت بودن مقدار علوفه و كنسانتره بر ضرایب اقتصادی صفات یكسان است. اثر ثابت بودن مقدار چربی و پروتئین شیر به ترتیب فقط بر ضرایب اقتصادی درصد چربی و پروتئین شیر تأثیر دارد.
___________________

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |
علوم شهروندی بخش تازه ای از علم است که از قدرت تشخیص مردم و پردازش ابزارهای همراه و در دسترس عموم مردم برای گردآوری اطلاعات و تحلیل حجم عظیم اطلاعات خام استفاده می کند.

نرم افزارهای جدید، این قابلیت را بیش از پیش تقویت کرده اند. «همه چیز با یک تصادف آغاز شد.» این گفته دیوید بیکر، بیوشیمیست دانشگاه واشنگتن است.

سال ۲۰۰۵ / ۱۳۸۴ بود و گروه وی مشغول انجام یک پروژه با استفاده از روش پروژه های محاسباتی توزیع شده بودند.

در این روش داوطلبان بخش کوچکی از یک نرم افزار را بارگذاری می کنند و اجازه می دهند رایانه آنها هنگامی که قاعدتا باید خاموش باشد، به صورت فوق برنامه محاسبات پروژه را انجام دهد.

برنامه بارگذاری شده مربوط به مساله بغرنج و معروف پیچ خوردن پروتئین ها بود: تعیین نحوه این که چطور یک زنجیره خطی از اسیدهای آمینه به صورت سه بعدی پیچ می خورد تا میزان تنش و کرنش داخلی خود را به حداقل برساند.

به این ترتیب می توان شکل طبیعی احتمالی پروتئین ها را مشخص کرد. در صورت تمایل شرکت کنندگان در این پروژه می توانستند هنگامی که رایانه آنها مشغول پیچ و تاب دادن به پروتئین ها بود تا ساختار موردنظر را به دست آورد، تغییر شکل پروتئین را به شکل اسکرین سیور رایانه خود مشاهده کنند.

به گفته بیکر هزاران نفر برای اجرای این پروژه که Rosetta@home نامیده می شد ثبت نام کردند.

این تعداد داوطلب مایه افتخار بود، اما آن چه باعث شگفتی شد، این بود که داوطلبان پروژه روزتا خیلی زود گلایه های خود را نسبت به پیشرفت فوق العاده کند تصاویر نمایشگرها آغاز کردند.

بیکر می گوید: «مردم خطاب به ما می گفتند که ما به راحتی می توانیم تشخیص دهیم که به این روش چطور می توان بهترین ساختار را به دست آورد.»

به گفته بیکر چنین مساله ای کاملا معلوم بود. حتی یک پروتئین کوچک می تواند صدها اسید آمینه داشته باشد، بنابراین رایانه ها مجبور هستند از میان هزاران درجه آزادی ممکن به آهستگی پیش بروند تا به یک وضعیت انرژی بهینه برسند.

اما انسان به برکت داشتن استعداد نتیجه گیری در خصوص ساختارهای فضایی، اغلب می تواند راه حل را به صورت حسی پیدا کند.

● توانایی برتر انسانی

با درک چنین شانس غیرمنتظره ای، بیکر از تعدادی از همکاران خود در زمینه علوم رایانه کمک گرفت.

در اواسط سال ۲۰۰۸ / ۱۳۸۷ آنها توانستند نسخه جدید برنامه روزتا را تولید کنند که نه تنها به کاربران اجازه می داد در محاسبات پروژه همکاری کنند، بلکه به آنها این انگیزه را می داد که از طریق شرکت در یک بازی آنلاین، خودشان نیز محاسبات را انجام دهند.

در بازی Foldit که به همین منظور خلق شده بود، بازیکنان از طریق خم کردن و پیچاندن پروتئین ها با یکدیگر به رقابت، همکاری، خلق و توسعه استراتژی و البته جمع آوری امتیازهای بازی و رفتن به مراحل بالاتر می پرداختند.

نکته جالب این بود که این کار جواب داد. به تازگی بیکر و همکارانش مدارکی را منتشر کردند که نشان می داد برترین بازیکنان Foldit می توانند پیچاندن پروتئین ها را بهتر از یک رایانه انجام دهند. با همکاری یکدیگر، این بازیکنان برتر اغلب استراتژی های جدیدی را برای پیچ دادن پروتئین ها خلق می کردند.

بیکر که بخشی از بهترین تاکتیک های انسانی خلق شده را مجددا وارد الگوریتم برنامه کرده است، می گوید: «در بیرون از برنامه حجم باورنکردنی از قدرت محاسبات انسانی وجود دارد که ما مشغول سرمایه گذاری بر روی آنها و استفاده از مزایای آن هستیم.»

با مهار کردن هوش انسانی برای حل مساله، بازی Foldit مفهوم محاسبات توزیع شده را وارد مرحله جدیدی کرده است.

البته این بازی تنها نیست؛ پروژه های مختلفی در حال وارد شدن به این میدان -که گاهی از آن با عنوان تفکر توزیع شده یاد می شوند- هستند، و تعداد مقالات و کتاب هایی که در خصوص این موضوع منتشر می شوند رو به افزایش است.

میکائیل کیرنز، متخصص علوم رایانه در دانشگاه پنسیلوانیا می گوید: «ما در آغاز عصر جدیدی هستیم که در آن محاسبات بین انسان و ماشین ترکیب شده است. این رویکرد در زمینه هایی مانند حل معماهای منطقی پیچیده، زبانی و بصری توانایی بالایی دارد».

دیوید اندرسون از پیشگامان محاسبات توزیع شده تصدیق می کند که رویکرد جدید راه درازی را تا تبدیل شدن به یک چارچوب در پیش دارد.

وی می گوید: «برای بسیاری از دانشمندان شکاک، این ایده به این معناست که آنها بخشی از کنترل پروژه خود را به نوعی از دست می دهند و اهمیت نقش آنها کمرنگ می شود.»

چشمان جستجوگر

اندرو وستفال، فیزیک دان دانشگاه برکلی، تفکر توزیع شده را تقریبا حدود دو دهه پیش آغاز کرد. در آن زمان وی سرپرستی یک گروه تحقیقاتی به نام TREK را بر عهده داشت که در خصوص ردیابی تابش کیهانی کار می کرد.

پروژه TREK شامل صفحات شیشه ای مخصوصی بود که در سال ۱۹۹۱ / ۱۳۷۰ در خارج ایستگاه فضایی میر روسیه نصب شده بود.

ذرات تابش کیهانی شیارهای میکروسکوپی را بر روی شیشه ها باقی می گذاشتند که پس از بازگرداندن این شیشه ها به زمین در سال ۱۹۹۵ / ۱۳۷۴، با استفاده از مواد شیمیایی آشکارسازی شدند.

برای کشف این شیارها، وستفال تصویر صفحات را به صورت خودکار با استفاده از میکروسکوپ اسکن و ثبت کرد. اما نرم افزار تشخیص تصویر به اندازه کافی خوب نبود که بتواند این شیارها را شناسایی کند.

به همین دلیل وستفال دست به کار شد و شروع به بررسی این شیارها با استفاده از چشم کرد. وی آن زمان را این گونه به یاد می آورد: «این کار خیلی مشقت بار بود.

علی رغم این که شما نهایت سعی خود را می کنید، ذهن شما شروع به فکر کردن درباره مسائل دیگر می کند.»

این مساله در ذهن وستفال باقی ماند، تا اینکه در سال ۱۹۹۹ / ۱۳۷۸ وی به ماموریت استارداست ناسا پیوست. این ماموریت به منظور جمع آوری نمونه هایی از یک دنباله دار و بازگرداندن آنها به زمین بود.

اما هدف وستفال دنباله دار نبود، بلکه وی توجه خود را به یک سینی نمونه برداری معطوف کرده بود که در طی سال هایی که برای رسیدن به دنباله دار لازم بود، در تماس مستقیم با فضای بین ستاره ای قرار داشت. وستفال و گروهش مطمئن بودند که احتمالا بیش از ۱۰۰ قطعه میکروسکوپی از غبار بین ستاره ای به روکش ژله ای سینی چسبیده است.

این پوشش نازک از ماده مخصوصی ساخته شده بود که برای کند کردن سرعت و گیر انداختن ذرات غبار، بدون آسیب رساندن به آنها طراحی شده بود.

مانند پروژه TREK، مشکل ردیابی و پیدا کردن این ذرات بود. با این تفاوت که پروژه TREK در مقایسه با پروژه جدید خیلی آسان تر به نظر می رسید. پس از اینکه کپسول بازگشت فضاپیما در ژانویه ۲۰۰۶ / دی ماه ۱۳۸۴ به زمین بازگشت، وستفال مجددا از میکروسکوپ تصویربرداری خودکار TREK استفاده کرد تا ۱.۶ میلیون تصویر از پوشش سینی تهیه کند.

وی تخمین زد که بیش از ۱۰۰ سال طول می کشد تا یک نفر به تنهایی بتواند تمام این تصاویر را بررسی کند.

به همین دلیل در آگوست همان سال / مرداد ۱۳۸۵، آنها پروژه Stardust@home را برای استفاده از توانایی تشخیص الگو هزاران داوطلب به منظور بررسی تصاویر تعریف کردند.

اگرچه در پروژه های مشابه تنها از توان محاسباتی رایانه های داوطلبان استفاده می شد، پروژه استارداست یکی از پروژه های پیشگام تفکر توزیع شده محسوب می شود. البته این پروژه در ابتدا با مشکلات زیادی مواجه بود.

به عنوان مثال لازم بود داوطلبان آموزش هایی ببینند تا فریب ترک های پوشش شکننده یا ذرات غبار زمینی را که از ابتدا بر روی این پوشش چسبیده بودند، نخورند.

همچنین تنها برخی از داوطلبان پشتکار لازم را داشتند و دیگران خیلی زود خسته می شدند و دست از کار می کشیدند.

وستفال که به همراه اندرسون روی این پروژه کار می کرد، دریافت که آنها باید داوطلبان خود را نیز مانند ابزارهایشان واسنجی کنند.

آنها نیازمند راهی بودند که بتوانند سطوح مختلف مهارت را به هر داوطلب اختصاص دهند تا بتوان تغییر سطح مهارتی آنها را با گذشت زمان ارزیابی کرد.

به این ترتیب مشخص می شد که چه تعداد داوطلب باید به یک نتیجه گیری مشابه در خصوص یک تصویر برسند، تا بتوان نتیجه به دست آمده را تایید و قبول کرد.

● کارآگاهان کیهانی

برای بروس هادسون که یک شهروند معمولی ساکن اونتاریو بود، پروژه استارداست یک راه عالی برای پر کردن روزهای طولانی بود.

وی در سال ۲۰۰۳ / ۱۳۸۲ در اثر یک تصادف، کنترل حواس سمت راست بدنش را از دست داد.

اگرچه بازی های رایانه ای خیلی برای وی جذاب نبودند، اما تصاویر بی پایان میکروسکوپی این پروژه وی را شیفته خود کردند.

وی در این باره می گوید: «من همیشه عاشق ستارگان، سیارات و تمام اجرام آسمانی بودم.» وی تخمین می زند که حدود ۱۵ ساعت در شبانه روز را صرف بررسی تصاویر پروژه می کرد.

تلاش های وی در نهایت نتیجه داد. در مارس ۲۰۱۰ / اسفند ۱۳۸۸، وستفال در کنفرانس علوم قمری و سیاره ای هوستون اعلام کرد که هادسون نخستین ذرات احتمالی غبار ستاره ای را کشف کرده است. هادسون این ذرات را شکارچی و شباهنگ نامگذاری کرده است.

وی می گوید: «هنوز هم باورم نمی شود که این کار را انجام داده ام.»

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |
ورزش در اوقات فراغت از افسردگی جلوگیری می کند 

محققان نروژی با انجام مطالعات روی ۴۰ هزار نفر دریافتند که افرادی که به طور منظم در اوقات فراغت خود ورزش می کنند، کمتر از افراد دیگر دچار افسردگی و نگرانی می شوند.

این محققان اعلام کردند فعالیت بدنی در حین کار این تأثیری را که انجام ورزش و فعالیت بدنی در اوقات فراغت دارد، نمی گذارد.

محققان در گزارش خود که در مجله علمی انگلیسی «Psychiatry» منتشر شده است، اعلام کرده اند که تفاوت در تأثیر می تواند به دلیل سطح متفاوت کنش های اجتماعی باشد.

این محققان معتقدند که هم ورزش و هم شرایط و وضعیت فرد روی سلامت روان تأثیر دارد و همچنین این تحقیقات نشان می دهد که انجام ورزش و داشتن فعالیت در اوقات فراغت از بروز افسردگی و نگرانی در افراد جلوگیری می کند.

پائول فارمر سرپرست این تحقیقات گفت: انجام ورزش و تمرینات به طور طبیعی انسان را در شرایط و وضعیت خوب روحی و روانی قرار می دهد.

افرادی که در اوقات فراغت خود فعالیت ندارند ۲ برابر بیشتر از افرادی که در این اوقات ورزش می کنند و فعالیت دارند، در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند.

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |
زنان بیش از مردان دچار پرخاشگری کلامی می شوند

 بیشتر افراد در هنگام بروز خشم، دو حالت پرخاشگری و یا مخفی کاری را از خود نشان می دهند که هیچ یک از این روشها راه مناسبی برای بروز خشم محسوب نمی شود و هر یک عوارض خاص خود را دارد، بنابراین افراد باید با روشی منطقی از طریق اعتراض کردن و یا صحبت کردن با طرف مقابل خشم خود را کنترل و بروز دهند.

دکتر شهربانو قهاری در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، با اشاره به تفاوت های بروز خشم در بین زنان و مردان گفت: معمولا بر اساس خصوصیات خانواده و فرد، افراد برای کنترل خشم خود یا دست به پرخاشگری می زنند و یا آن را مخفی کرده و خشم خود را فرو می خورند .با این حال زنان بیشتر دچار پرخاشگری های کلامی، فریاد زدن، فحاشی و مردان بیشتر دچار پرخاشگری های فیزیکی می شوند.این روانشناس بالینی در خصوص عوارض فرو خوردن خشم اظهار داشت: برخی از افراد بنا به علت هایی همچون ترس، شرم و مواردی از این دست، اقدام به کنترل خشم خود می کنند و با صحبت نکردن و حل مسئله، خشم خود را مخفی می کنند که این راه کنترل خشم می تواند عوارضی از جمله انواع سردردها، زخم معده و دستگاه گوارش، افسردگی و اضطراب ها را به دنبال داشته باشد.

دکتر قهاری ادامه داد: افراد به هنگام بروز خشم باید به شیوه ای سالم با آن برخورد کنند به طوری که نه خشم خود را فروببرند و نه به صورت پرخاشگرانه آن را بروز دهند.

بنابراین با استفاده از شیوه های کلامی و جملات معقول، بدون تحقیر و متهم کردن فرد مقابل و با ذکر علت ناراحتی و خشم خود به گفت وگو و صحبت کردن منطقی بپردازند. دراین شرایط هم خود فرد آرام شده و هم فرد مقابل به راحتی پذیرای وی می شود.

با نوشیدن یک لیوان آب و یا پیاده روی ، خشم خود را کنترل کنید

این روانشناس بالینی، مرحله ی بیش از خشم را مرحله مهم در کنترل خشم دانست و تصریح کرد: خشم به یکباره ظهور نمی کند به طوری که وقتی فردی دچار عصبانیت و خشم می شود، احساس برانگیختگی کرده و سپس اقدام به بروز آن می کند.

بنابراین احساس برانگیختی آغازگر مرحله پیش از خشم است که افراد می توانند با نوشیدن یک لیوان آب سرد، پیاده روی، صحبت کردن و انجام فعالیت های لذت بخش، خشم خود را در همین مرحله کنترل کنند تا احساس برانگیختی در این مرحله به بروز خشم منجر نشود.

وی افزود: پس از مرحله پیش از خشم، مرحله خشم اتفاق می افتد که فرد به شدت عصبانی است. در این مرحله باید به او آموزش داده شود تا از میان شرایط بد و بدتر، شرایط بد را انتخاب کند به طوریکه فرد اگر کنترل اعصاب خود را ندارد بهتر است فریاد بزند تا فحش بدهد.

به بالشت و یا شئ ضربه بزند تا به کسی آسیب برساند و یا اگر فرد اهل فریاد زدن نیست بهتر است صحنه را ترک کند تا به خود آسیبیی نرساند.

دکتر قهاری، پشیمانی را نشانه ی مرحله پس از خشم دانست و افزود: وقتی افراد، مرحله ی خشم را پشت سر گذاشته و وارد مرحله ی پس از خشم می شوند نوعی احساس پشیمانی به آنها دست می دهد.

با این وجود افرادی هم هستند که نه تنها احساس پشیمانی نکرده، بلکه خوشحال نیز هستند. این افراد در کوتاه مدت حس خوبی دارند اما پس از مدتی به کرات عصبانی می شوند.

در این بین افرادی نیز هستند که از روشهای تنبیهی استفاده می کنند به طوری که مدام خود را سرزنش کرده و به سود و زیان و عواقب کار خود می اندیشند.

وی ادامه داد: این افراد دچار نوعی خودخوری و بروز احساسات منفی و فکر کردن به پیامدهای منفی و غیراخلاقی بودن آن می شوند. در این بین برای جبران کردن و پایان دادن به این شرایط راه های تشویقی و یا تنبیهی برای خود در نظر می گیرند به طوری که می توانند پولی را به عنوان جریمه به صندوق های خیریه بپردازند و از فرد مقابل عذرخواهی کنند.

دکتر قهاری در پایان با اشاره به بروز پیامدهای منفی در مرحله ی پس از خشم خاطرنشان کرد: بهترین راه حل در این شرایط، همدلی فرد با کسی است که به او خشم کرده است.

بنابراین خودش را به جای فرد مقابل قرار داده تا از ادامه حالت خشم خود جلوگیری کند.

در نهایت فرد باید واقع بینانه عمل کند تا با رسیدن به یک نتیجه گیری اخلاقی از ادامه ی خشم خود دست بردارد.

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |

سالها می گذرد حادثه ها می آید                  انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

بسم الله الرحمن الرحیم

با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌كنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیردو از ملت‌ امیدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ یك‌ خدمتگزار درسدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

والسلام‌ علیكم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمة‌الله و بركاته‌

 26بهمن 1361 ، 1 جمادی الثانی 1403

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل      بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

هر چه از خرداد 68 می گذرددلهای داغدار از غم هجنران آن عزیز یگانه ، اندوهناک تر وسرشک نهفته در دیده عاشقان دلباخته او بر دامن بستر دریای گهر جاری تر می گردد.

16 سال گذشت ، 16 سال از آن روز تلخ پر خاطره فراموش نشدنی می گذرد ، وما اکنون در آستانه ورود به شانزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه قرار گرفته ایم . خاطره شکوهمند زندگی ودرگذشت او نیز حیاتی دیگر وعظمتی دیگر بود که هرگز از اذهان وافکار زدوده نخواهد شد.

ما از آن بزرگوار چه تصویری در ذهن داریم ؟ آیا نه این است که در برابر چشمهای مشتاق نسل امروز وفردا بیش از آنکه جلوه جمال معنوی اش را ترسیم کرده باشیم ، به ترسیم جلوه هایی از جلال وجبروت او که البته آن نیز جلوه ای از جلوات وجود اوست ، روی آوریم ؟

نام امام خمینی به حق ، با طلابت روح وعزت نفس وشکوه شخصیت وثبات قدم وقاطعیت داشتن وانقلابی بودن واستوار ماندن مترادف است واینهمه نه تنها تمامی ابعاد وجودی عزیز نیست ، بلکه اگر منفک ومجرد از جوهر اصلی هویت ووجه غالب شخصیت او که همان (( خلق عظیم محمدی )) است در نظر گرفته شود ، به نوعی تحریف وانحراف در شناخت حقیقت حیات پر برکتش منجر خواهد شد . مگر نه این است که از میان سه عنصر اساسی مؤثر در پیشرفت یعنی علی (ع) وثروت خدیجه (س) وخلق عظیم محمد (ص) ، اگر بنا باشد یکی را به عنوان اصل واساس ومبنا ونتیجتاً امر مقدم ووجه غالب وجوهر اصلی بازیابی وبازشناسی کنیم آن یک بدون تردید همان خواهد بود که مصداق آیه کریمه « وانک لعلی خلق عظیم » است ؟

خلق عظیم محمدی ، منبعث از عرفان الهی وعشق ملکوتی ورحمت دینی ووارستگی از انواع پرستش های دنیوی « مقام پرستی ، شهرت پرستی ، قدرت پرستی ، مدح وثناپرستی و...» ودر یک کلام منبعث از خداپرستی وعشق به بندگان خدا وآفریده های رنگارنگ خداوند است ودریای وجود پر برکت امام خمینی رضوان الله علیه قطره ای از خلق محمدی وعرفان حقیقی الهی را همچون گوهری ناب در صدف سینه خویش داشت . وهم از این منظر عظیم بود که مردم - به عنوان آفریده های او حاملان بار امانت او ، صاحبان اصلی حکومت وولی نعمت های همه حاکمان وپیشوایان – صمیمانه عشق می ورزیدند .

 امام خمینی (ره) در بیستم جمادی الثانی 1320 قمری برابر با 30 شهریور 1281 ، مصادف با روز ولادت فرخنده بانوی بزرگ اسلام ، حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ، در شهرستان خمین دیده به جهان گشود . این مولود از تبار قهرمان توحید ، ابراهیم خلیل واز سلاله پاک محمدوآل محمد ب.د که بارها جهان را به لرزه درآورد، بتهای جدید را شکست وندای توحید را در قلبهای مشرکین غرب وقاره ها وخانه های کفر وشرک طنین انداز کرد .

پدر ایشان آیت الله شهید سید مصطفی موسوی  فرزند برومند مرحوم سید احمد و مادر بزرگوارشان بانو هاجر دختر مرحوم آیت الله میرزا احمد ، از عالمان ومدسان والا مقام بود .

در پنج سالگی بود که پدر بزرگوارشان با توطئه اشرار در سن 47 سالگی و در نیمه را ه خمین واراک به شهادت رسید ودر نجف اشرف به خاک سپرده شد .

با شهادت پدر ،  حضرت امام (ره ) تحت سرپرستی عمه بزرگوارشان « بانو صاحبه » ومادر گرامیش « بانو هاجر » قرار گرفت  .تحصیلات ابتدایی وخواندن ونوشتن وتعلیم خط را تا سن 15 سالگی در خمین ، نزد اساتید منطقه فرا گرفت وسپس به تحصیل علوم اسلامی پرداخت صرف و نحو ومنطق را نزد برادر بزرگوارش ، حضرت آیت الله پسندیده آموخت و تا سال 1338 قمری ، مقدمات را در محضر ایشان ادامه داد . سپس به حوزه علمیه اراک وارد شد و به تحصیل و تکمیل ادبیات نزد اساتید  فن پرداخت . امام در سال 1340 قمری ، در حالی که ( مطول ) شروع کرده بود ، همراه با مرحوم آیه الله حائری به قم تشرف یافتند وهمزمان با پی ریزی حوزه مقدسه قم در مدرسه دارالشفاء سکنا گزید وبا جدیت تمام به فرا گیری علوم رایج حوزوی پرداخت .

ابعاد علمی امام :

-فقه واصول

در سال 1345 قمری ، حضرت امام با تمام سطوح عالیه ، در حوزه درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری حضور یافت ودر محضر آن استاد بزرگ ودیگر اساتید درس خارج ، چون آیه الله حاج میر سید علی یثربی کاشانی ، میرزا محمد صادق احمد آبادی و مرحوم ابوالمجد مسجد شاهی ، پایه های علمی خود را استوار وتکمیل کرد وبه درجه اجتهاد نایل آمد . از جمله هم بحثهای حضرت امام (ره) مرحوم آیة الله سید محمد داماد ، وآیه الله بهاالدینی ومرحوم آقای زنجانی بوده اند .

در سال 1355 قمری که مرحوم آیه الله حائری دیده از جهان فرو بست ، امام خمینی در زمره مجتهدین مبرز ونوابغ  علمی قرار داشت وچون ستاره ای در آسمان حوزه علمیه قم می درخشید ودر فقه واصول صاحب مبنا بود . امروزه آنچه از آثار فقهی واصولی حضرت امام در دسترس حوزه های علمیه قرار دارد از استوار ترین متون ومحکمترین مبانی است که تراوش اندیشه های اخلاقی ایشان است .امام خمینی علاوه بر مقام فقاهت ، در علم هیئت ، فلسفه وعرفان نیز مهارتی ویژه داشت و همان گونه که در فقه واصول دارای مبنای خاص  خود بود در این رشته ها نیز صاحب مبنا  بود . اساتید معظم له در فلسفه ، عرفان وهیئت ، مرحوم شیخ علی اکبر یزدی ( معروف به حکیم ) ، مرحوم آیه الله حاج شیخ محمد علی شاه آبادی ، مرحوم سید ابوالحسن رفیعی قزوینی وحاج میرزا جواد ملکی تبریزی بودند .

- روایة الحدیث ودرایة الحدیث

 حضرت امام در علم رجال متنجر بوده ، در نقل حدیث اجازاتی از مرحوم نوری ( صاح مستدرک الومسائل ) حاج شیخ عباسی قمی (ره ) ومرحوم ابوالمجد مسجد شاهی داشتند که در ابتدای کتاب شریف اربعین (چهل حدیث ) سلسله سند خود را نقل فرموده اند .

-تفسیر

گرچه تفسیر قرآن در حوزه های علمیه به عنوان یک درس در متن قرار نداشته است ایشان در تفسیر سوره حمد برای آشنایی به قرآن و تفسیر کافی است که بر شیوه وروش برداشت امام از قرآن اطلاع یابد .حضرت امام به طلاب درباره تفسیر شریف  مجمع البیان تاکید فراوانی داشتند.

خودسازی :

رهبر فقید انقلاب از همان آغاز جوانی به خودسازی به خوسازی وتهذیب نفس پرداخت پیشرفت امام در این امر به قداری سریع بود که ایشان پس از فوت مرحوم آیة ا... حاج شیخ عبدالکریم حائری ، بر کرسی درس اخلاق در حوزه علمیه قم برای فضلا وطلاب وعامه مردم نشستند وبه تهذیب دیگران پرداختند. این رتبه ومقام را امام خمینی از سحر خیزی ، تهجدوراز ونیاز نیمه های شب به درگاه خدا مناجات شعبانیه ودعای مکارم الاخلاق وزیارت جامعه وعاشوراو.... کسب نموده بودند .

عشق به اهل بیت :

عشق وعلاقه وحب  به مقام ولایت کبری واهل بیت (ع) در حضرتش به اندازه ای قوی بود که در مجلس سوگواری به محض ذکر مصائب ائمه وبویژه ابی عبدا.. (ع) اشک از دیده گانش جاری می شد وشانه های مبارکش به شدت  تکان میخورد . عمق و ولایت وعشق وعلاقه امام را می توان از زیارتهای مکرر عاشورا و... و زیارت امیرالمؤمنین (ع) ، جامعه کبیر در سالیانی که در نجف اشرف بودند وهمه روزه بعد از نماز مغرب وعشاء به حرم مشرف می شدند دریافت .

برنامه ریزی :

دقت حضرت امام وبرنامه داشتن در کار ، مطالعه وپاسخگوئی به مراجعین ، زبانزد خاص وعام بود ، به گونه ای که بسیاری از اهل منزل ، وقت را از روی افعال حضرت امام بدست می آوردند .طبق نقل موثق ، روزی که ادوارد شوار نادزه ، وزیر امور خارجه شوروی ، جهت ملاقات وابلاغ پیام گورباچف به خدمت حضرت امام رسید ، حدود یک ربع یا بیست دقیقه زودتر از وقت مقرر وارد دفتر حضرت امام (ره) در جماران می شوند که به اطلاع امام می رسد ایشان به ساعت خود نگاه می  کنند و می فرمایند قرار ما رأس ساعت 8 است ومن زودتر نمی پذیرم . حضرت امام برای مطالعه ، ملاقات ، نماز ، دعا و نیایش ، ورزش ، رسیدگی به کارها وگزارشات و... زمان مخصوص ومعینی داشتند که کمتر اتفاق می افتاد خلاف آن عمل شود .

صبر واستقامت :

این دو هدیه الهی به بشر وبویژه انبیاء واولیاء (ع) رمز موفقیت در رسیدن به مقصد وکمال مطلوب بوده است . ایشان از این دو ویژگی بهره وافر داشتند ومصداق آیه شریفه « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا ...»  بودند .

توکل بر خدا:

تکیه آن حضرت بر اعتماد واتکال به خدا  از رموز به صحنه کشانیدن مردم بود . حضرت امام در حساسترین لحظات پیروزی انقلاب اسلامی که اغلب مایوس وناامید بودند می فرمودند :

«خدا با شماست ، شما پیروز می شوید ، اتکالتان به حق تعالی باشد . برای آنها که با ماوراء طبیعت مرتبطند ،شکست بی معناست ، انسان موحد شکست نمی خورد .»

 

تسلیم ناپذیری :

این ویژگی امام در تمام دوران مبارزه بود وزندان ، تبعید ، جنگ ، کودتا ، قتل وغارت وتهاجم تبلیغاتی مسموم ومغرضانه دشمن ، هیچ یک نتوانست حضرتش را از این راه بازدارد . کمال این تسلیم ناپذیری ، در منشور انقلاب ، به عنوان یکی از اصول استراتژیک بیان شده است:

« اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش بسوزانند ، اگر زن وفرزندان وهستیمان را در جلو دیدگانمان به اسارت وغارت برند ، هرگز امان نامه کفر وشرک را امضاء نمی کنیم .»

سعه صدر:

رهبر کبیر وفید انقلاب اسلامی ، سعه صدر وبینشی عمیق وگسترده داشتند ایشان هیچگاه در مقابل برخوردهای شخصی افراد نسبت به حضرتس موضع نگرفتند آنچه برای ایشان مطرح بود ، اسلام واحکام نورانی آن بود . امام خمینی آن قدر سعه صدر داشتند که می فرمودند ، اگر کسی به من فحش داد ، شما به خاطر من با اوبرخورد نکنید.

ساده زیستی :

گرچه دنیا با همه مظاهر فریبنده « قدرت ، ثروت ، شهرت ، دولت و...به آن حضرت رو کرده بود ، ایشان از کنار کاخها ی سر به فلک کشیده « سعد آباد ونیاوران و...» گذشتند وخانه محقر دواطاقه استیجاری دهکده جماران را برگزیدند . امام هنگامی که در هوای گرم نجف در منزلی محقر زندگی می کرد ، اجازه خرید ونصب یک کولر ویا پنکه را نمی داد ومی فرمود: « آیا همه مردم یا همه مبارزان راه خدا از چنین امکاناتی برخوردارند؟»

 

اخلاق حسنه :

 - در خانواده

بر خلاف پندار بعضی که حضرت امام خمینی به خاطر کثرت کارها ، فرصت رسیدگی به امور خانواده وبرخورد عاطفی را نداشته اند ! ایشان به خاطر نظم دقیق در برنامه ها ، با خانواده وبستگان رابطه ای بسیار صمیمی وعاطفی داشتند . هیچگاه در محیط خانواده به کسی تحکم نکرده اند . در کارها ی شخصی دیگران مداخله ننموده ولی همیشه ناصح مشفق بوده اند .

- ارتباط با شاگردان

از خصوصیات حضرت امام ( طبق گفته شاگردان ایشان ) این بود که با شاگردان خود رابطه ای بسیار صمیمی وگرم داشتند . در برنامه امام ، مساله ای تحت عنوان استاد وشاگرد مطرح نبود . با آنها جلسه می گذاشت وحر آنها را می شنید وبه انها شخصیت می داد وراهنمای آنان در زندگی علمی وشخصی بود . امام همچنین با دوستانش بسیار صمیمی بود وبه آنان احترام می گذاشت و آنان را بر خود مقدم می داشت . امام اگر در می یافت که طلبه ای ،زحمت می کشد ودرس می خواند ، احترام فراوانی برای او قائل بود.

- ارتباط با مراجع وبزرگان حوزه

این عبارت از آن مرشد ومراد است که فرمود : « من دست مراجع را می بوسم » . امام ( رضوان ا... علیه ) به بزرگان حوزه ومراجع از علمای سلف وحال ، بسیا احترام می گذاشت . نام آنان را با احترم یاد می کرد وشخصیت علمی وروحانی آنان را ارج می نهاد .

- ارتباط با مردم

اامام خمینی مانند پیامبر وائمه (ع) رابطه ای بسیار نزدیک وصمیمی با مردم داشتند . تکیه بر صداقت توده های محروم وزحمتکش ونه برزرو زور وتزویر ، نمایانگر روح اعتماد آن حضرت است .زمانی ک امام در زندان وتبعید بودند ، بسیاری آن حضرت را از اعتماد به مردم باز می داشتند ومی گفتند در لحظات بحرانی وحساس ، نمی توان بر مردم تکیه کرد . ولی ایشان می فرمودند :

« مردم در 15 خرداد صداقت خود را به اثبات رساندند .»

در پاسخ یکی از آقایان که گفته بود : ما بمبی نداریم که بر سر شاه بزنیم ، امام فرمود : « ما نیرویی داریم که از بمب به مراتب کار ساز تر است وآن نیروی مردمی است .» لذا امام با قدرت به شاه خطاب کرد وفرمود : « کاری نکن که بگویم این مردم تو را مملکت بیرون کنند .»

مبارزات :

-آغاز مبارزه

امام مبارزه آشکار خود را از مهر ماه 1341 شمسی به دنبال مساله انجمنهای ایالتی وولایتی آغاز کرد وبا دستگاه جبار پهلوی ، رو در رو به مبارزه پرداخت . اوج این مرحله از نهضت ، یورش رژیم در فروردین 42 به مدرسه فیضیه وضرب وشتم وکشتار طلاب وفضلای حوزه علمیه قم وبه دنبال آن دستگیری وزندانی کردن حضرت امام (قدس سره ) وماجرای خونین 15 خرداد 42 بود که پس از آن به تبعید حضرت امام در 13 آبان 1343 شمسی ، به ترمیه وعراق انجامید .

- نیرو سازی

امام  پس از تبعید به ترکیه ونجف ، مدت 15 سال ، کار آماده سازی ومتحول ساختن مردم وتبیین ححقایق را دنبال کرد وبا سخنرانیها ، پیامها واعلامیه ها در بیداری اقشار مختلف ملت تلاش بسیاری نمود . اوج مبارزه وسقوط رژیم 25000 ساله شاهنشاهی پس از آماده سازی ملت ، زمان خروش عظیم علیه طاغوت ، رهبری امام عظیم الشان فرا رسید و لطف خفیه العی در عسرت فقدان امید آینده   اسلام وحضرت آیة ا... حاج آقا مصطفی خمینی (قدس سره) رخ نمود وجرقه انقلاب اسلامی زده شد وبا خون پاکان امت سیلابی فراهم وکاخ ظلم وستم شاهنشاهی 2500 ساله را از بن وریشه برکند .

در دوران یکساله (از 19 دی 56 تا 22 بهمن 57 ) اوج مبارزات ملت قهرمان ایران ، کسانی بودند  که شعار می دادند مشت وگلوله دو مقوله ناسازگارند ولی امام با بیان مکتب عاشورا ، وسوسه جناسان را خنثی کرد ونهضت را به ثمر نشاند . گرچه ملت مسلمان ایران ، شهدای فراوانی دادند ، موفق شدند با هدایت مرجع بزرگوارعالم تشیع ورهبر کبیر امت اسلامی ، ثمره شیرین جمهوری اسلامی را به دست آوردند.

-استقرار نظام جمهوری اسلامی

رهبر کبیر وبنیانگذار جمهوری اسلامی ، حضرت امام خمینی (سلام اله علیه ) با به ثمر نشستن انقلاب اسلامی ، متوجه توطئه های شرق وغرب ومزدوران  داخلی آنها ( احزاب وگروهکهای وابسته ) شدند . لذا هیچ گاه از روشنفکری وهدایت امت غافل نبودند .

 

غروب خورشید امام :

حضرت امام ذخمینی در شامگاه 13 خرداد 1368 شمسی ساعت 22/20 به ملکوت اعلا پیوست . گرچه ضایعه فقدان آن حضرت بر امت اسلامی بسیار گران بود ، گریزی  از آن نبود ، چه این که : « کل نفس ذائقه الموت » .

به حق ، اگر امت (قدس سره ) در لحظات بحرانی انقلاب ، سکاندار کشتی متلاطم در دریای حوادث وطوفانهای توطئه های شرق وغرب نبودند ، امروز از انقلاب ونظام جمهوری اسلامی وبلکه اسلام ناب محمدی (ص) اثری نبود .

او در حوادث کردستان ، آذربایجان ، گنبد ، خوزستان ، دانشگاه ، کودتای نوژه ، حمله آمریکا به طبس ، انفجارها وشهادت عزیزین ومسئولین نظام ، محاصره اقتصادی ، انزوای سیاسی ، جنگ تحمیلی هشت ساله ، ورود اعضای پیمان ناتو در جنگ ومنطقه خلیج فارس و... ودرهها توطئه کوچک وبزرگ دیگر ، همچون بنیان مرصوص وچون کوهی استوار وایستاده وامت نیز بر او تکیه زده در بیعت با حضرتش ثابت واستوار ماندند واز همه توطئه ها ومشکلات سرفراز خارج شدند وامروز راه آن عزیز را که صراط مستقیم الهی است - در پشت سر فرزند خلفش ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ، حضرت آیة ا... خامنه ای (مدظله العالی ) ادامه می دهند واز هیچ قدرتی هراس ندارند .

کلام آخر :  خرداد همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است وما صبوری پیشه کرده ایم . سالگرد رحلت امام ، سالگرد بیعت ومیثاق است ، با آنچه امام بر سر آن جان باخت وشهدا خود را برای سلامت ماندن آن ایثار کردند یعنی پیمان با رسول اسلام وانقلاب وراه تو ای روح خدا در زمین ومیان عاشقانت تداوم یافت وخلف صالح تو خامنه ای عزیز با صلابت ودرایت ومحبوبیت ومحور ووحدت مظهر ولایت گشت .

ای مهربان پدر ، ای امام ! شفیع ما باش تا در دنیا از خط اسلام جدا نشویم ودر آخرت از صراط نلغذیم . دستمان را بگیر . بر دلهایمان بتاب ، جانمان را برویان وراهمان را بنمایان .

 

روح امام عزیزمان شاد وراهشان پر رهرو باد .

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |
شدار جدي ايران به تركيه درباره دخالت در سوريه
 
يك پايگاه خبري سوري اعلام كرد؛
هشدار جدي ايران به تركيه درباره دخالت در سوريه

خبرگزاري فارس: برخي منابع اعلام كردند كه پس از هماهنگي‌هاي تركيه با آمريكا عليه سوريه، مقامات تركيه با هشدار جدي ايران رو به رو شده‌اند.


به گزارش فارس، برخي منابع در دمشق به پايگاه خبري «جهينه» اعلام كردند كه ايران در خصوص سوريه به دو جبهه هشدار داده و اعلام كرده است كه سوريه خط قرمز است.

اين پايگاه خبري به نقل منابع خود افزود كه مضمون پيام‌هاي هشدارآميز ايران كه به كشورهاي خليج فارس و همچنين تركيه ارسال شده است، يكي بوده و تهران در آن اعلام كرده است كه سوريه خط قرمز است.

جهينه افزود كه تهران مستقيما به كشورهاي خليج [فارس] اعلام كرده است كه سوريه خط قرمز است و هرگونه خطري در اين خصوص ممكن است به مشتعل شدن منطقه خليج ‍[فارس] منجر شود.

اين پايگاه خبري نوشت: اين كشورهاي اولين كساني بودند كه شروط كشورهاي غربي را به بشار اسد منتقل كردند تا در ازاي تن دادن به شروط، فشارها و ناآرامي‌ها در سوريه پايان يابد؛ اين كشورها تهديد ايران را نيز از طرق مختلفي به آمريكا اعلام كردند.

جهينه نوشت: در خطي موازي، ديپلماسي ايران با ادبياتي ديپلماتيك به سوي تركيه ادامه يافت ولي در درون خود همان هشداري را دارد كه براي امارات و آمريكا ارسال كرد.

اين پايگاه خبري با بيان اينكه ايران به تركيه هشدار داد، نوشت كه فرستاده ويژه رئيس جمهوري ايران براي رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه، به او اعلام كرده است كه اردوغان در تركيه وجهه خوبي دارد... ايران معتقد است كه هر گونه همكاري تركيه با ايران جهان اسلام را به پيشرفت و ساحل امنيت مي‌رساند ولي مقامات تركيه بايد توجه كنند كه تن دادن به فشارهاي آمريكا براي استفاده از پايگاه‌هاي نظامي آمريكا در تركيه براي حمله به سوريه، به اين منجر مي‌شود كه پايگاه‌هايي [آمريكايي] موجود در خاك تركيه، هدف موشك‌هاي ايران قرار بگيرد.

اين پايگاه خبري نوشت كه پاسخ اردوغان نيز اين بوده است كه وي به هيج فشاري تن نداده است و در سياست تركيه چنين چيزهايي وجود ندارد.

به نوشته اين پايگاه خبري، عبدالله گل رئيس جمهوري تركيه 10 ژوئن اعلام كرده است كه تركيه از نزديك اوضاع سوريه را دنبال مي‌كند و آنكارا آماده سناريوهاي مختلف [عليه سوريه] است چه راهكارهي مدني چه نظامي.

اين در حالي است كه حدود سه هفته پيش برخي روزنامه‌هاي تركيه اعلام كردند كه در پي ديدار نمايندگان دولت آمريكا با سران تركيه، واشنگتن از آنكارا خواسته است كه از سياست آمريكا عليه سوريه حمايت كند

نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |

زندگي نامه شهيد مهدي اميني منتشر شد

كتاب زندگي نامه شهيد مهدي اميني با عنوان «مسافر نيمه شعبان» توسط مؤسسه فرهنگي هنري شهيد آويني منتشر شد.

به گزارش خبرنگار نويد شاهد به نقل از فارس ،كتاب مسافر نيمه شعبان يك نسخه از مجموعه كتاب هاي حكايت سرداران است كه به قلم محمود جوانبخت نوشته شده است.

اين كتاب گزارش سفرهايي است كه نويسنده اين كتاب براي ساختن فيلم مستند حكايت سرداران انجام داده است و در حقيقت مي توان اين كتاب را متن مكتوب فيلم حكايت سرداران به حساب آورد.
محمود جوانبخت در خصوص مهدي اميني چنين مي نويسد: وصف مهدي اميني و مهدي اميني ها دشوار بلكه محال است؛ محال است چون نمي توانيم مثل آنها زندگي كنيم. نمي توانيم مثل آنها باشيم. اگر چنين است، پس چه اصراري داريم بر اين كه روايت زندگي آنها را ثبت و ضبط كنيم.

شايد چون دلمان مي خواهد مثل آنها باشيم، دست و پا مي زنيم تا به قدر تشنگي مان بچشيم از درياي بي كران وجود آنها. اما نكته همين جاست كه در اين روزگار قدر و اندازه تشنگي مان را هم درست و حسابي نمي دانيم. كاش مي دانستيم كه چقدر تشنه ايم. يا اصلا آيا تشنه هستيم يا نه؟
نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |

در يكي از مدارس جمهوري آذربايجان يك معلم به علت حجابش از مدرسه اخراج شد .

به گزارش فارس، «آيگون سليمان اوا» معلم مدرسه شماره 196 روستاي «هوسان» به دليل رعايت حجاب اسلامي از سوي مدير اين مدرسه اخراج شد .

بر اساس اين گزارش مدير اين مدرسه با اخراج اين معلم محجبه به وي گفته است : اگر مايل به ادامه تدريس در مدرسه هستيد از حجاب خود صرف نظر كنيد .

اين معلم محجبه چندين بار از سوي مدير مدرسه مورد تذكر واقع شده بود و به دليل رعايت حجاب اسلامي از مدرسه اخراج شد .

آيگون سليمان اوا در اين باره به «بنياد حيدر علي اف» كه رياستش بر عهده «مهربان علي اوا» مي‌باشد و همچنين به وزارت تحصيل نيز مراجعه كرده اما هيچ جوابي دريافت نكرده است .

ممنوعيت حجاب براي دانش آموزان ، اخراج معلمان محجبه، منع برگزاري مناسك مذهبي از جمله در ماه‌هاي رمضان و محرم،  مخالفت با اقامه نماز در پادگان‌ها و … تلاش‌هايي سازمان يافته از سوي مقامات جمهوري آذربايجان براي مقابله با اسلام به شمار مي‌آيد .

در همين حال ، نمي‌توان حمايت‌هاي كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي در مبارزه با اسلام در جمهوري آذربايجان را ناديده گرفت و مي‌توان آن‌ها را عاملان اصلي اسلام ستيزي نوين در اين كشور دانست نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |
"سازمان جوانان کنگره آذربایجانی های جهان" که ریاست آن را "صبری تبریزی" بر عهده دارد نامه ای به "رامیز مهدی اف" رییس نهاد ریاست جمهوری آذربایجان باکو ارسال کرده و از وی خواسته تا برای راه اندازی شبکه ای ضد ایرانی تلاش کند.
اخبار رسیده از باکو پایتخت کشور آذربایجان حاکی از آن است که برخی فعالان سیاسی ضد ایرانی در حال تلاش برای راه اندازی شبکه ای ماهواره ای علیه جمهوری اسلامی ایران هستند.

به گزارش سرویس بین الملل پانا، "سازمان جوانان کنگره آذربایجانی های جهان" که ریاست آن را "صبری تبریزی" بر عهده دارد نامه ای به "رامیز مهدی اف" رییس نهاد ریاست جمهوری آذربایجان باکو ارسال کرده و از وی خواسته تا برای راه اندازی شبکه ای ضد ایرانی تلاش کند.

گفته می شود وی در این نامه به برگزاری مراسمی توسط "سازمان جوانان کنگره آذربایجانی های جهان " تحت عنوان «شبکه سحر سم پراکنی می کند» اشاره کرده و می نویسد: شرکت کنندگان این مراسم اقدامات توطئه آمیز شبکه تلویزیونی «سحر» برای برهم زدن ثبات سیاسی درون کشور آذربایجان را محکوم کرده اند!

وی در این نامه که  با امضا 500 نفر رسیده بود، همچنین خواستار توقف پخش شبکه سحر در کشور آذربایجان شده و از "رامیز مهدی اف" می خواهد که برای راه اندازی شبکه ای ضد ایرانی به زبان آذری تلاش کند
نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |

 خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار .



 

حضرت امام موسی بن جعفر ( ع)

نام امام هفتم ، موسی و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن " و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت داده اند . تولد امام موسی  کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجری در" ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع ) مقارن بود با سالهای  آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سيزده سال از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمارمي رفته است.

امام موسی  کاظم ( ع ) از حدود 21سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امرخداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غيراز حضرت ولی عصر (عج ).

 

 

  صفات ظاهری و باطنی و اخلاقی امام (ع)

حضرت کاظم ( ع ) دارای قامتی معتدل بود . صورتش نورانی و گندمگون و رنگ مويش سياه و انبوه بود .

بدن شريفش از زيادی عبادت ضعيف شد ه بود ولی همچنان روحی قوی و قلبی تابناک داشت . امام کاظم به ، زهد و عبادت بسيار معروف بوده است . موسی بن جعفر از عبادت و سختکوشی به " عبد صالح " معروف و در سخاوت و بخشندگی مانند نياکان بزرگوار خود بود.امام ( ع ) با آن کرم و بزرگواری و بخشندگی خود لباس خشن بر تن مي کرد ، امام موسی کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشکار به آنها کمک مي کرد . برخی از فقرای مدينه او را شناخته بودند اما بعضی - پس از تبعيد حضرت از مدينه به بغداد - به کرم و بزرگواريش پی بردند و آن وجود عزيز راشناختند .امام کاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجيد انس زيادی داشت . قرآن را با صدايی حزين و خوش تلاوت مي کرد . آن چنان که مردم در اطراف خانه آن حضرت گردمي آمدند و از روی  شوق و رقت گريه مي کردند . بدخواهانی بودند که آن حضرت واجداد گراميش را - روی در روی - بد مي گفتند و سخنانی دور از ادب به زبان مي راندند ، ولی  آن حضرت با بردباری و شکيبايی با آنها روبرو مي شد ،

.لقب " کاظم " يعنی : نگهدارنده و فروخورنده خشم . اين رفتار در برابر کسی يا کسانی بوده که از راه جهالت و نادانی  يا به تحريک دشمنان به اين کارهای زشت و دور از ادب دست مي زدند . رفتار حکيمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) کم کم ، بر آنان حقانيت خاندان عصمت و اهل بيت ( ع ) را روشن مي ساخت ، اما آنجا که پای گفتن کلمه حق - در برابر سلطان و خليفه ستمگری - پيش مي آمد ، امام کاظم ( ع ) مي فرمود :

" قل الحق و لو کان فيه هلاکک " يعنی : حق را بگو اگرچه آن حقگويی موجب هلاک تو باشد . ارزش والای حق به اندازه ای است که بايد افراد در مقابل حفظ آن نابود شوند . در فروتنی  - مانند صفات شايسته ديگر خود - نمونه بود . با فقرامي نشست و از بينوايان دلجويی مي کرد . بنده را با آزاد مساوی مي دانست و مي فرمود همه ، فرزندان آدم و آفريده های خدائيم .

 

امام (ع)در سنگر تعليم حقايق و مبارزه

نشر فقه جعفری و اخلاق و تفسير و کلام که از زمان حضرت صادق( ع ) و پيش از آن در زمان امام محمد باقر ( ع ) آغاز و عملی شده بود ، در زمان حضرت امام موسی کاظم ( ع ) نيز به پيروی از سيره نياکان بزرگوارش همچنان ادامه داشت ، تا مردم بيش از پيش به خط مستقيم امامت و حقايق مکتب جعفری آشنا گردند ، واين مشعل فروزان را از ورای اعصار و قرون به آيندگان برسانند . خلفای عباسی بنا به روش ستمگرانه و زياده روی در عيش و عشرت ، هميشه درصدد نابودی بنی  هاشم بودند تا اولاد علی ( ع ) را با داشتن علم و سيادت ازصحنه سياست و تعليم و ارشاد کنار زنند ، و دست آنها را از کارهای کشور اسلامی کوتاه نمايند . اينان برای اجراء اين مقصود پليد کارها کردند ، از جمله : چند تن از شاگردان مکتب جعفری را تشويق نمودند تا مکتبی در برابر مکتب جعفری ايجاد کنند و به حمايتشان پرداختند . بدين طريق مذاهب حنفی ، مالکی ، حنبلی وشافعی هر کدام با راه و روش خاص فقهی پايه ريزی شد .

امام کاظم ( ع ) سالها مورد اذيت و آزار و تعقيب و زجر بود ، و در مدتی که از 4 سال تا 14سال نوشته اند تحت نظر و در تبعيد و زندانها و تک سلولها و سياهچالهای بغداد - در غل و زنجير - به سر مي برد .

امام موسی  بن جعفر ( ع ) بي آنکه - در مراقبت از دستگاه جبار هارونی - بيمی بدل راه دهد به خاندان و بازماندگان سادات رسيدگی مي کرد و از گردآوری وحفظ آنان و جهت دادن به بقايای آنان غفلت نداشت . آن زمان که امام ( ع ) در مدينه بود ، هارون کسانی را بر حضرت گماشته بود تا از آنچه در گوشه و کنار خانه امام ( ع ) مي گذرد ، وی را آگاه کنند . هارون از محبوبيت بسيار و معنويت نافذ امام ( ع ) سخت بيمناک بود دند .


سرانجام بدگوئي هائی  که اطرافيان از امام کاظم ( ع ) کردند در وجود هارون کارگر افتاد و در سفری که در سال 179ه . به حج رفت ، بيش از پيش به عظمت معنوی امام ( ع ) و احترام خاصی که مردم برای امام موسی الکاظم ( ع ) قائل بودند پی برد . هارون سخت از اين جهت ، نگران شد " آن چنان از امام ( ع ) هراس داشت که وقتی قرار شد آن حضرت را از مدينه به بصره آورند ، دستور داد چند کجاوه با کجاوه امام ( ع ) بستند و بعضی را نابهنگام و از راههای ديگر ببرند ، تا مردم ندانند که امام ( ع ) را به کجا و با کدام کسان بردند ، تا يأس بر مردمان چيره شود و به نبودن رهبر حقيقی خويش خو گيرند و سر به شورش و بلوا برندارند

و از تبعيدگاه امام ( ع ) بي خبر بمانند . و اين همه بازگو کننده بيم و هراس دستگاه بود ، از امام ( ع ) و از يارانی که - گمان مي کرد - هميشه امام (ع) آماده خدمت دارد مي ترسيد ، اين ياران با وفا - در چنين هنگامی – شمشيرها برافرازند و امام خود را به مدينه بازگردانند . اين بود که با خارج کردن دو کجاوه از دو دروازه شهر ، اين امکان را از طرفداران آن حضرت گرفت و کار تبعيد امام ( ع ) را فريبکارانه و با احتياطانجام داد .

باری ، هارون ، امام موسی کاظم ( ع ) را - با چنين احتياطها و مراقبتهايی از مدينه تبعيد کرد . هارون ، ابتدا دستور داد امام هفتم ( ع ) را با غل و زنجير به بصره ببرند و به عيسی بن جعفر بن منصور که حاکم بصره بود ، نوشت ، يک سال حضرت اما م کاظم ( ع ( را زندانی  کند ، پس از يک سال والی بصره را به قتل امام ( ع ) مأمور کرد . عيسی  از انجام دادن اين قتل عذر خواست . هارون امام را به بغداد منتقل کرد و به فضل بن ربيع سپرد . مدتی حضرت کاظم ( ع ) در زندان فضل بود . در اين مدت و در اين زندان امام ( ع ) پيوسته به عبادت و راز و نياز با خداوند متعال مشغول بود . هارون ، فضل را مأمور قتل امام ( ع ) کرد ولی فضل هم از اين کار کناره جست . باری ، چندين سال امام ( ع ) از اين زندان به آن زندان انتقال مي يافت .

در زندانهای تاريک و سياهچالهای دهشتناک ، امام بزرگوار ما با محبوب و معشوق حقيقی خود ( الله ) راز و نياز مي کرد و خداوند متعال را بر اين توفيق عبادت که نصيب وی شده است سپاسگزاری مي نمود .

عاقبت آن امام بزرگوار در سال 183هجری در سن 55سالگی به دست مردی ستمکار به نام " سندی  بن شاهک " و به دستور هارون مسموم و شهيد شد .

شگفت آنکه ، هارون با توجه به شخصيت والای موسی بن جعفر ( ع ) پس از درگذشت و شهادت امام نيز اصرار داشت تا مردم اين خلاف حقيقت را بپذيرند که حضرت موسی بن جعفر ( ع ) مسموم نشده بلکه به مرگ طبيعی از دنيا رفته است ، اما حقيقت هرگز پنهان نمي ماند . بدن مطهر آن امام بزرگوار را در مقابر قريش - در نزديکی بغداد - به خاک سپردند . از آن زمان آن آرامگاه عظمت و جلال پيدا کرد ، و مورد توجه خاص واقع گرديد ، و شهر " کاظمين " از آن روز بنا شد و روی به آبادی گذاشت .

 

 فرزندان حضرت موسی بن جعفر ( ع)

فرزندان حضرت موسی  بن جعفر را 37تن نوشته اند : 19پسر و 18دختر که ارشد آنها حضرت علی بن موسی  الرضا ( ع ) وصی و امام بعد از آن امام بزرگوار بوده است . حضرت احمد بن موسی ( شاهچراغ ) که در شيراز مدفون است . حضرت محمد بن موسی نيز که در شيراز مدفون است . حضرت حمزه بن موسی که در ری مدفون مي باشد . از دختران آن حضرت ، حضرت فاطمه معصومه در قم مدفون است ، و قبه و بارگاهی با عظمت دارد . ساير اولاد و سادات موسوی هريک مشعلدار علم و تقوا در زمان خود بوده اند ، که در گوشه و کنار ايران و کشورهای اسلامی پراکنده شده ،

و در همانجا مدفون گرديده اند ، روحشان شاد باد .

سجايای حضرت موسی بن جعفر ( ع)

  1. موسی بن جعفر ( ع ) به جرم حقگويی و به جرم ايمان و تقوا و علاقه مردم زندانی شد . حضرت موسی  بن جعفر را به جرم فضيلت و اينکه از هارون الرشيد در همه صفات و سجايا و فضائل معنوی برتر بود به زندان انداختند . شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد : " اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب " ( خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار ) . امام موسی بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شبها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آنها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب " زين المجتهدين " داده بودند . مردم مدينه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب کردند . آن روزها فقرای  مدينه دانستند چه کسی شبها و روزها برای دلجويی به خانه آنها مي آمده است .
نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 توسط ت . ب |